| HOME PAGE | BLOG ARCHIVE | PHOTOBLOG | RADIO | Articles | photo.net | RSS | English web | العربي وب |
بهانه این یادداشت، فرا رسیدن هفتم تیر است
خانواده ای در یزد سکنی دارند که قریب به اتفاق مردم با نام آنها آشنا هستند.
خانواده پاکنژاد ها.
نام پاکنژاد که بر پیشانی این چهار برادر خورده تقریبا حضور مستمری در تارک صفحه سیاست یزد دارد.
عباس: دو دوره نماینده مجلس شورای اسلامی بود
رضا و محمد در انفجار دفتر حزب جمهوری در سال 60 شهید شدند. هقتم تیرماه بهانه ای است تا بیوگرافی این دو را بخوانیم.
رضا
شهيد
دكتر سيدرضا پاك نژاد به تاريخ سوم آذر 1303 شمسي در شهرستان يزد متولد شد . پدر
او سيد ابوالقاسم پاك نژاد به امر كسب مشغول بود و شهيد پس از طي دوران طفوليت به
تحصيل پرداخت. تحصيلات ابتدائي و متوسطه را در دبستان ملي اسلام و دبيرستان
ايرانشهر يزدگذراند . پس از اخذ ديپلم در سال 1321 به مكه معظمه مشرف گرديد و چون
در آن سال موضوع گردن زدن ابوطالب يزدي در مكه معظمه پيش آمد، مدت 31 روز با ساير
همراهان در مكه بازداشت بود . طول سفر جمعاً 6 ماه و هفت روز بود كه در سال 1322
به ايران مراجعت نمود . در سال 1331 به دانشكد پزشكي دانشگاه تهران راه يافت و در
بهمن 1336 رساله دكتراي خود را تحت عنوان ( تمام برنامه هاي دانشكده پزشكي در
اسلام ) با درجه ممتاز گذراند.
شهيد دكتر پاك نژاد ضمن تحصيل علم جدبد به
آموختن عربي نيز همت گماشت و مقدمان را نزد حجت الاسلام عرب جم پرداخت . دكتر پاك
نژاد در پزشكي و بررسي علوم و معارف اسلامي صدو ده جلد كتاب تأليف كرده اند كه
مهمترين آنها « اولين دانشگاه و آخرين پيامبر » است كه تا كنون 40 جلد آن به چاپ
رسيده است .
از تحريرات ايشان مقالاتي در روزنامه هاي آيين اسلام ـ طوفان يزد ـ ملك يزد ـ مكتب اسلام ـ صداي يزد انتشار يافته است . همچنين كتاب قهقرائي دو هزار سال بنام « تقويم پاك » از جمله آثار اين مرد بزرگ بشمار مي رود و سخنرانيهاي علمي و ديني متعددي در شهرهاي مختلف داشته اند . قبل از انقلاب وي در سمتهاي آموزگاري ، دبيري ، حسابداري و سرانجام طبابت و رياست بيمارستان هراتي یزد و رياست بيمارستان بيمه يزد ، خدمات خود را تحويل جامعه كرده است.
سمتهاي ايشان پس از پيروزي انقلاب عبارتند از : استادي دانشسراي يزد ـ كارمند نماينده بازرگاني ـ پزشك درمانگاه ـ رئيس بيمارستان اميرالمومنين ـ رئيس بهداري سازمان بيمه هاي اجتماعي ـ معاون درمانگاه ـ رئيس هيئت مديره گروه فرهنگي علوي در يزد ـ رئيس هيئت مديره صندوق جاويد ـ رئيس هيئت مديره سازمان خيريه حضرت رضا ـ رئيس شوراي صنايع ـ رئيس مركز پزشكي شماره 1 ـ و سپس نمايندگي مجلس شوراي اسلامي از شهرستان يزد و در مجلس شوراي اسلامي به عضويت كميسيون برنامه و بودجه در آمد . شهيد دكتر سيد رضا پاك نژاد دو سفر به حج ، چهار سفر به عراق براي زيارت، سفري به سويس و در ضمن سفرهاي كوتاهي به پاريس ، لندن و برلين براي تحقيقات علمي نيز داشته اند . شهيد پاك نژاد از سجاياي اخلاقي برجسته اي برخوردار بود . در عبادت ، پرهيزگار بزرگواري بود كه در سنگر مسجد هميشه در صف اول جماعت قرار داشت و در ميدان مبارزات و خدمات اجتماعي همواره مشكلات مستضعفان فكر او را مشغول مي كرد و خدمات پدرانه او به ايتام يزد،فوق العاده چشمگير بود ، چنانكه فقدانش براي اين يتيمان كاملاً محسوس است .آدمي بي آلايش بود و كم سخن مي گفت و آنگاه كه لب مي گشود مهر و سوزي در سخن داشت . كم مي خوابيد و بسيار مطالعه مي نمود و در سر سفره فقط به يك نوع غذا بسنده مي كرد .
شهيد پاك نژاد در تمام مدت مبارزات روحانيت با رژيم شاه ، علاوه بر خدمات اجتماعي در سنگر مبارزه ، به دفاع از اسلام پرداخت . از يك سو با سخنرانيهاي ارشادي در دبيرستانها و مجامع مذهبي ، نسل جون درس خوانده را با مباني و ارزشهاي انساني و انقلابي اسلام آشنا و از سوي ديگربا افشاي رژيم ، ماهيت پليد و منافقانة او را رسوا مي كرد و همين امر سبب وحشت ساواك شد ، بطوري كه دائماً مورد تهديد تلفني ساواك قرار مي گرفت و يك بار نيز به ساواك اصفهان فرستاده شد و پس از آزادي وادامه مبارزات افشاگرانه ، چند نوبت نيز به مرگ تهديد شد . تلاشهاي او در راه احياي اسلام پس از انقلاب نيز بي وقفه و مستمر ادامه يافت تا اينكه در 7 تير 1360 در جمع اعضاي حزب ا.... به ديدار الله شتافت و در ميان تشييع شكوهمند و دشمن شكن مردم يزد ، در اين شهرستان به خاك سپرده شد.

سيد محمد
شهيد سيد
محمد پاک نژاد در سال 1318 در يزد در خانواده اي نسبتاً متوسط و روحاني بدنيا آمد
و خانواده او از علما و روحانيون و طراز اول يزد بودند. شهيد پس از اخذ ديپلم بنا
به علاقه اي که به مذهب داشت کشور لبنان را براي ادامه تحصيل برگزيد و از محضر
امام موسي صدر بهره مند شد و در رشته اقتصاد اسلامي تز دکتري را نوشت و بيست سال
در خارج از کشور زندگي کرد. در فعاليتهاي انجمن هاي اسلامي آموخته هايش را به عمل
کشاند از مبارزات معروف او اعتصاب غذا به خاطر سفر شاه معدوم به سوئيس با همراهي
چندي از برادران همفکرش انجام گرفت. و به منظور معرفي جنايات رژيم بدنيا بود که به
هدفش رسيد. پس از پيروزي انقلاب به ايران آمد تا در هيئت مديره چوب و کاغذ براي هر
چه فعال تر کردن صنايع کشور و نهايتاً خودکفايي مملکت گام بسزايي بردارد. شهيد
قرآن را هميشه به همراه داشت و عشق مي ورزيد و بدينوسيله روحيه اسلامي خويش را
تقويت مي نمود. شهيد آرزوي رفتن به جبهه و شهادت را داشت و معتقد بود در هر سنگري
مي توان صادقانه خدمت کرد ولي امروز مهمترين سنگر مبارزه در جبهه هاي جنگ حق عليه
باطل است . ولي سر انجام به همراه برادرش سيد رضا پاک نژاد در هفتم تير ماه 60 در
حزب جمهوري به شهادت رسيد.
نفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي؛7 تير 1360
يك هفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي يعني در 30بهمن 57 جمعي از وفاداران انقلاب اسلامي و ياران لايق و صادق امام(ره) كه همه آنها از چهرههاي شناخته انقلاب بودند و مبارزات طولاني عليه طاغوت داشتند با فكر ايجاد تشكل اسلامي توانستند موجوديت حزب جمهوري اسلامي را اعلام كنند كه دكتر بهشتي از چهرههاي درخشان فكري و سياسي اين حزب بود. وي بواسطه عظمت روح و آگاهي وبينش سياسي كه داشت، توانست خيلي زود برلزوم تشكيلات حزبي براي مصون ماندن انقلاب از انحراف و توقف ضربههاي خوفناك و مهلك دشمنان واقف شود. بهشتي هم مرد عمل بود و هم مرد گفتار وسخن. وي به دنبال اصلاح جامعه بود. نقشي كه بهشتي در ايجاد ائتلاف سازمانهاي اصيل اسلامي، معرفي نمايندگان مجلس خبرگان و تدوين قانون اساسي بويژه اصول مربوط به ولايت فقيه داشت مهم و حياتي بود. سرانجام اينكه بهشتي فردي بود كه خطرناكترين آفت انقلاب يعني ليبراليسم و جريان نفاق را رسوا كرد و پرچمداران آنرا مفتضح ساخت. سایت شورا به مناسبت فاجعه هفتم تير به بيان چگونگي رخداد اين فاجعه با تأكيد بر ويژگيهاي شخصيتي شهيد بهشتي بعنوان يكي از رهبران حزب جمهوري و شهداي هفتم تير پرداختهاست.
در هفتم تير سال1360، تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، هيأت دولت و... به تدريج در سالن اجتماعات دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي ايران واقع در سرچشمة تهران حضور يافتند. پس از پايان قرائت قرآن كريم، آيت الله بهشتي درباره تورم آغاز سخن نمود. عدهاي از اعضاء خواسته بودند كه راجع به انتخابات رياست جمهوري نيز صحبت شود. دكتر بهشتي سخنانش را با اين جملات آغاز كرد:
ما بار ديگر نبايد اجازه دهيم، استعمارگران براي ما مهرهسازي كنند و سرنوشت مردم ما را به بازي بگيرند. تلاش كنيم كساني را كه متعهد به مكتب هستند و سرنوشت مردم را به بازي نميگيرند، انتخاب شوند. اين كلمات كه از لبان حقگوي ايشان بيرون تراويد كه ناگهان برقي جهيد و نوري خيره كننده و صدايي مهيب برخاست. زمين تكان سختي خورد و ديوارها به شدّت لرزيد. در كمتر از ثانيهاي از سالن جز تلي از خاك چيزي باقي نماند. بيش از هفتاد تن از بهترين عزيزان انقلاب زير خروارها خاك مدفون شدند و روح فرزندان رشيد اسلام و معلمان بزرگ شهادت و ايثار در ملكوت اعلي به پرواز درآمد. عامل بمبگذاري كه از منافق نفوذي و جزء نيروهاي خدماتي حزب بود پس از انفجار به فرانسه گريخت.
زندگي نامه
آيت الله دكتر سيًد محمّد حسيني بهشتي، در سال 1307، در محلة لومبان اصفهان به دنيا آمد. وي به خاطر علاقة شديدي كه به علوم اسلامي داشت به حوزة علمية اصفهان وارد شد و دروس ديني را تا اواخر سطوح عاليه در همان حوزه خواند و سپس راهي حوزة علمية قم گرديد. آيت الله بهشتي در حوزة قم پس از طي يك سلسله آموزشها و استفاده از محضر اساتيد و مراجع، بويژه از دروس خارج فقه و اصول امام(ره) و آيت الله داماد و آيت الله العظمي بروجردي، توانست به درجة اجتهاد برسد.
شهيد بهشتي همزمان با دروس حوزه، دورة ليسانس دانشكدة الهيات ومعارف اسلامي و دورة دكتراي اين دانشگده را به پايان برساند. ايشان علاوه بر تدريس در دبيرستانها(قم )، دبيرستان دين و دانش قم را پايه ريزي كرد. از جمله خدمات فرهنگي ارزندة اين شهيد، مي توان از ايجاد امكانات آموزش زبان و علوم روز براي فضلاي حوزة علمية قم نام برد. همچنين كانون اسلامي دانشآموزان و فرهنگيان قم را پايهگذاري كرد. شهيد بهشتي در سال 1342، مدرسة علميّه حقاني را تأسيس كرد و به كمك جمعي از فضلاي حوزه اقدام به تشكيل گروه تحقيقاتي پيرامون حكومت در اسلام نمود.
شهيد بهشتي پس از آنكه به آلمان عزيمت كرد توانست در آنجا علاوه بر يك سلسله آموزشها و حركتها كه به طور طبيعي ناشي از اصالت فكري و عمق مغز ايدئولوژيك وي بود، به بنيانگذاري گروه فارسي زبان در انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا اقدام كرد. كنفرانسهاي آموزشي و آگاهي دهندهاي را كه از سال 1344 تا 1349، در مجامع دانشگاهي و كليسايي آلمان برگزار ميكرد، از جمله اصيلترين فعاليتهاي اسلامي وي به حساب ميآيد.
شهيد بهشتي در سال 1349، به تهران بازگشت و جلسات تفسير قرآن را ايجاد كرد و با همكاري شهيد دكتر باهنر و ديگران مشغول تهية كتاب تعليمات ديني شدند. در آذرماه 1357، تلاش گستردهاي جهت ايجاد روحانيت مبارز تهران به اتفاق شهيد استاد مطهري و شهيد دكتر محمد مفتح و آيات عظام مهدوي كني و امامي كاشاني آغاز كرد و جمعي ديگر از علماي مبارز در سراسر ايران به عنوان يك هستة اساسي از آن حمايت نمودند و سرانجام جامعة روحانيت مبارز را تأسيس كردند و آيات عظام سيّد علي خامنهاي، مشكيني، رباني املشي، طبسي و هاشمينژاد نيز به آن پيوستند.
آيتالله بهشتي، علاوه بر تسلط به زبانهاي آلماني و انگليسي بر ادبيات فارسي، عربي، منطق، فلسفه و تفسير با بهرهگيري از درس خارج فقه و اصول مرحوم آيتالله العظمي بروجردي و امام خميني(ره) و مرحوم آيتالله داماد در اين دو رشته صاحب نظر شد و اهل نظر، او را يكي از والاترين اسلامشناسان معاصر ميدانند.
زندگي وي سرشار از مبارزه با دشمنان اسلام بود. به طور مثال، هنگامي كه حزب توده با تشكيلات قوي در صحنة سياست كشور حضور داشت، شهيد بهشتي علاوه بر فعاليت هاي ايدئولوژيك، در بالا بردن سطح روحية جوانان سخنرانيهاي بسيار كرد و در برابر ايادي حزب توده، قد علم كرد و با افكار انحرافي آنها به مبارزه پرداخت.
طي سالهاي 1329 تا 1332، در دفاع از حكومت ملي دكتر مصدق به همراه روحانيت مبارزه از چهرههاي فعّال و كارسازي بود كه در به راه انداختن تظاهرات ضدّرژيم در اصفهان نقش مهمي داشت. مبارزات وي به دور از هرگونه جنجال و تبليغات انجام ميگرفت.
بهشتي تنها مرد علم و بيان و قلم نبود، بلكه در ميدان مبارزه نيز مردانه جنگيد. بويژه از آغاز قيام امام خميني(ره) در سال 1341، به همكاري با جمعيتهاي مؤتلفه اسلامي برخاست و به عضويت شوراي روحانيت آن انتخاب گرديد.
جمعيتهاي مؤتلفة اسلامي، سازماني بود كه از درون مبارزات انجمنهاي ايالتي و ولايتي برخاست و مديريت مبارزه را تا سال 1350، به عهده داشت. او در برگزاري راهپيماييهاي عظيم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورا و 28 صفر سال 1357 نقشي مؤثر داشت. سخنرانيهاي پرشور آيتالله بهشتي مخصوصاً در روز 16 شهريور در مسجد صاحبالزمان«عج» تحرك فراواني به مردم داد. هنگامي كه امام در پاريس بودند، براي تبادلنظر با امام(ره) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام(ره) به عضويت شوراي انقلاب اسلامي ايران برگزيده شد. نقش مؤثر و رهبري كنندة ايشان در آن زمان كاملاً محسوس بود.
شهيد آيتالله بهشتي هنگام شهادت علاوه بر رهبريت حزب جمهوري اسلامي و عضويت شوراي انقلاب اسلامي، رئيس ديوان عالي كشور نيز بود.
از جمله آثار و تأليفات شهيد مظلوم دكتر بهشتي:
خدا از ديدگاه قرآن، نماز چيست؟، بانكداري و قوانين مالي در اسلام، يك قشر جديد در جامعه، روحانيت در اسلام و در ميان مسلمين، مبارز پيروز، شناخت دين، نقش ايمان در زندگي انسان و ....... ميباشد.
دكتر بهشتي از چهرههاي درخشان فكري و سياسي بود كه انقلاب اسلامي را به تاريخ اسلام هديه كرده است. بينش سياسي نيرومند او موانع را تشخيص ميداد و براي رفع آن اقدمات لازم را به عمل ميآورد. آگاهي سياسي او عظيم و گسترده بود. او انگيزههاي محوري و اصلي آن سوي موضعگيريهاي نفاقآميز گروهكها را به سرعت تشخيص ميداد و براي خنثي ساختن آنها پيشقدم ميشد. در يك كلام ميتوان گفت:
منطق او خيلي قوي و برنده بود و به كنه مسائل آگاه بود و مسائل را خوب تحليل ميكرد و به طور مستدل راهحلها را به ياران پيشنهاد ميكرد. تدبير و تدبّر يكي از ويژگيهاي ديگر او بود. شهيد بهشتي در به راه انداختن جريانهاي اصيل اسلامي پيشتاز بود. تا پيرزوي انقلاب، او در تحقق خواستهاي امام و خنثي ساختن مانورهاي سازشگرانة ليبرالها نقش اصلي را ايفا ميكرد. وي خطاب به روشنفكران وابسته و ليبرالها نهيب ميزد كه«انقلاب اسلامي ما متولياني اين چنين نياز ندارد.»
شهيد مظلوم، نقش مهمي در تأسيس مجلس خبرگان و حفظ اصالت آن داشت. او اصرار ميورزيد كه بايد ملت به كساني رأي دهند كه سوابق آنها نشانگر باور اسلام انقلابي باشد.
انديشة سياسي و اجتماعي شهيد مظلوم ناشي از ايدئولوژي اسلامي و برداشت صحيح او از تعاليم اسلام بود، او را بايد يك عالم اسلامشناس و يك مصلح روحاني دانست كه به شيوة صد درصد اسلامي بدون دنبالهروي از غرب يا التقاط ميان اسلام و شيوههاي غربي، طالب اصلاح جامعه بود. او ميانديشيد كه اسلام هم دين است و هم دولت، هم ايدئولوژي است و هم نظامي حكومتي.
پس از قيام امام خميني(ره) مبارزات عقيدتي و سياسي شهيد بهشتي به طور رسمي و به صورت سازمانيافته، با تكيه بر رهبري امام كه خود نيز تربيت يافتة مكتب او بود، در ابعاد گوناگون آغازشد. مبارزات عقيدتي وي بر اين اساس بود كه در مجامع روشنفكران راجع به مسائل اسلامي، آرا و نظرات نويني اظهار ميكرد كه با طرز تفكر قشريون سنتي وفق نميداد و لهذا برخي از آنان با وي به نزاع ميپرداختند و بيش از همة ياران امام و انقلاب او را هدف تيرهاي تهمت و افترا قرار ميدادند و از سوي ديگر، آماج تيرهاي سهمگين وابستگان به شرق و التقاطيون ماترياليست و منافقان چندين چهره قرار گرفت كه سرانجام در 7 تير به صورت انفجار عقدهها و احقاد جاهلي بروز كرد.
بهشتي مردي بسيار تيزهوش و كاردان و مدبّر و خونسرد و بردبار بود. و بااخلاق خويش و سكوت عليوارش درس وارستگي و تهذيب را القا ميكرد. در تأسيس و سازمان دادن و هماهنگ كردن و تأكيد بر لزوم تشكيلات مجامع اسلامي مهارت شگرفي داشت، امّا نقش عمدة وي جهت دادن و توجبه اين مجامع به اسلام راستين انقلابي و هدايت آنها، در كانال واقعي و صراط مستقيم و جلوگيري از انحرافات و برداشتهاي غلط و غربگرايي و شرقزدگي قشر روشنفكر بود.
رابطه و سابقة او با امام خميني(ره) و اعتماد كامل امام(ره) به وي، شهيد بهشتي را در سالهاي مبارزه به صورت يكي از صاحبان سر ّامام و رازدار انقلاب درآورده بود و نقش خود را در اين رهگذر به خوبي ايفا ميكرد. بويژه در كارهاي انقلابي، مانند اعتصابها، راهپيماييها، نوشتن اعلاميهها، جبههگيريها و برخوردها صاحبنظر و قطب ارشاد و مرجع و تصميمگيرنده بود. وي در انجام كارهاي حساس، همواره از دوستان نزديك و باوفاي خويش مدد ميگرفت. و اين جهات بود كه، دشمنان انقلاب اسلامي سرانجام حزب جمهوري را مورد هدف قرار دادند، و اولين هدفشان از ميان برداشتن رهبر حزب بود.
© 2008 yazdnegar.blogfa.com Powered By : Blogfa |