88/01/10
آباجی abaji
خواهر، آبجی
آبدون abdun
آبدان، طحال
آبدون [کسی] پاره شده abdun e () pare/a sodan
کنایه از بیش از اندازه نوشیدن است
آبدی abdey
زمینی که کشت آن برداشته شده است
آبرو کردن abru-kerdan
آبرود کردن؛ مرغ، پرندگان و یا کله گوسفند را در آب جوش نهادن برای پر کردن و یا پاک کردن پوست آن
آبسال absal
سالی که باران کافی باریده باشد . قنوات به حداکثر آبدهی برسد.
آبون ما abun-ma
ماه آبان
منبع:واژه نامه یزدی گردآوری ایرج افشار به کوشش محمد محمدی به سرمایه حسین بشارت - فرهنگ ایران زمین - انتشارات ثریا [تهران ۱۳۸۲ چاپ دوم ]
موضوع : فرهنگ لغت یزدینوشته شده با زمان زاده #
