تبليغاتX
یزد نگــــار|YazdNegar
یزد نگــــار|YazdNegar
88/08/12

شهروند محترم

طبق اطلاع واصله، جنابعالی تحت تأثیر تبلیغات ضدامنیتی رسانه‌های وابسته به بیگانگان قرار گرفته‌اید، در صورت حضور در هرگونه تجمع غیرقانونی و ارتباط با رسانه‌های خارج از كشور برابر مواد 489، 499، 500، 508، 514، 609، 610 و 698 قاون مجازات اسلامی شناخته می‌شوید و با شما برخورد قانونی خواهد شد.

موضوع : شهر
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/07/24

در جمع هاي دوستانه با همكارانم هميشه در توضيح يك سوژه، مثال چاله هاي خيابان را مي زنم. كه مثلا براي پيگيري اين موضوع سراغ چه كساني برويم. هيچ وقت به عنوان يك مثال كاربردي مدنظر قرار نمي گرفت.ولي در حال حاضر شهر يزد شديدا به خواندن گزارشي در مورد چاله ها ريز شهر و دغدغه هاي بزرگ مسئولان شهري نياز دارد.

در اين گزارش بايد مردم بخوانند  كه دغدغه هاي بزرگ مسئولين شهر مثل ايجاد خط مترو، احداث تقاطع هاي غير همسطح و ... مانع پرداختن سيستم مديرتي شان به مشكل ريزي همچون چاله هاي سركوچه ها شده است. تركهاي خيابان ها كه يك مسئله عادي است.

خواندني: ستون طنز هفته نامه آيينه يزد- شماره 146

موضوع : شهر
نوشته شده با زمان زاده # |

88/05/13

ایده این نوشته از ساعتی گف و گوفت با یکی از مسئولان شهری با ایده های نتراشیده اش در آمد. به در وبلاگ نوشتن می خورد.

 برای آدمی که همیشه در کار تحسین و توصیف دنیای زندگی ساخته اش است، شهر و دشت و یا ربط و بی ربط  فرقی نمی کند. صد سال و یا نه، دویست سال قبل دوستانی بوده اند که در وصف دشت‌های وسیع و کوه‌های طغیانگر زمین و رودهای خروشان و حتی اسب های آهنین سم، می‌سرودند و هنر تخیل را از بند زمان و مکان رها می کردند، و ما امروز برای کوچه‌ها و بزرگراه‌ها و اتوبوس‌ها و آدم هایش چنین می کنیم به صور دیگرتر.

البته شکلش هم عوض شده است، کسی برای اتوبوس مثل رخش با آن سم های مثال زدنی و گرد وخاک چهارنعل رفتنش، شاهنامه نمی‌گوید. به‌جایش با کمی رنگ و لعاب مدرن، متن‌های آشفته‌ با هزار ویک کلمه نامانوس  می‌نویسد، متن‌هایی که در ظاهر مدحی ندارند، شاید هم بتوان فحش نامید  ولی در نهایت مقصودشان پرستش محیط زندگی نویسنده است. شهر امروز در لابه لای دیدگاه ما سوژه پرستش ماست حال تو می خواهی قبول نکنی، نکن.

شهر کاربردی‌تر است. معماری شاید، زندگی حتما، موسیقی رنگ زمینه است ولی در نهایت بخشی از هنر است، مثل باقی هنرها شکم سیر یادش می‌افتد. این ها را برای چه می خواهی؟ از استفاده از آن چه نتیجه ای داری؟ بلی ... این یک وسیله کاربردی است . یعنی کاری انجام می دهد . حال انکه کاربردگرایی نتیجه‌ی خشنی می‌دهد.

نتیجه می گیرم در و دیوار شهر خشن هستند، چراغ‌ها، تیر چراغ‌ها، خیابان‌ها و هزار چیز دیگر. حق هم دارد، مگر تمدن شهرنشینی چند سال دارد، طبیعت نیست که ملیون‌ها سال ساییده شده باشد و نرم شده باشد وحالا قوام و دوام یافته وبه دل نشیند حتی بیابانش حتی صخره های خشنش.

نمی خواهم از نرم نبودن بگذرم ولی می خواهم به این نتیجه برسم که خشونت می‌شود جزیی از هویت شهر. خشونتی که فقط در ظواهر و سنگ‌ها نیست، به باقی اجزا هم سرایت کرده است؛ به باطن، به انسان‌ها، به ایدئولوژی‌ها، به زبان و حتی به نگاه کردن ها. این خشونت همواره نکوهیده می‌شود، در پی چاره‌ هستند. کمی هنر، کمی رنگ، کمی اخلاق، ولی دست آخر شهرها هر روز تیزتر و تلخ‌تر و خشن‌تر می‌شوند.

می دانم استدلال ناگفته مرا در این خشونت قلمم قبول می کنید اگر اصرار بر رد آن دارید نگاه یک پیرمرد 50 ساله بازاری در یکی از بازارهای شهرتان را با نگاه پیرمردی با همان سن در روستایی خوش آب و هوا و جایی که هنوز مدرنتیه مهمان همیشگی نشده قیاس کنید.

 

تمام اینها را گفتم تا بگویم می شود در این خشنوت محض از نیکی حرف زد؟ از مهربانی حرف زد؟ از هزار ویک اسم خداوند داستان سرایی کرد؟

تا اینجا همکلام شدیم ولی من حوصله تایپ ندارم می خواستم به این نکته برسم که در شهر نباید دنبال مدینه فاضله بود. بگذارید این اسب خشن وحشی مسیر خودش را برود. دنبال عوض کردن آن نباشید خیلی ادعا دارید که اصرارتان هم می توان این نتیجه را گرفت زین اسب تان را محکم بچسبید.

فهمیدید چه می خواهم بگویم؟... فکر نکنم!

موضوع : شهر
نوشته شده با زمان زاده #

88/05/05

تنها میان بهت خیابان نشسته است

نان شبش نبود، غرورش شکسته است

 

افسوس او که دختر بی سرپناه بود

چشمش به راه و زمزه اش اشک و آه بود

 

می رفت تا غذای شبش را رقم زند

تابا غریبه ای دگر از عشق دم زند

 

در چنگ شب میان دو راهی تباه شد

عفت اسیر پنجه گرگ گناه شد

 

برگونه هاش سرخی شرمی نشسته است

حالا که در اتاقک گرمی نشسته است

 

بیگانه در خیال خودش ناز می کشد

دستی به روی بی رمق ساز می کشد

 

آن شب به جمع وسوسه روحی دوباره داد

اما رهــــــــــــــــــا، دوباره میان سرود باد

 

ترمز، نگه، توقف، پایی که سست بود

دختر حساب دین و دلش نادرست بود

 

شاعر: سید سعیده امامی نیا

منبع: فصلنامه فرهنگ یزد - شماره 33

منبع کارتون: Ritajoon.blogfa.com

 

موضوع : شعر
نوشته شده با زمان زاده #

88/05/02

شهروندان یزدی درحالي روزهايي داغ و سوزان با گرمايي غیرقابل تحمل با مزه آب و هوايي خشک را سپري مي کنند که وزيدن نسيمي خنک و روح افزا آرزويي براي آنها شده است. به گزارش یزدآنلاین دماي 43درجه اي براي هواي امروز یزد در حالي رقم مي خورد که تحمل اين گرما حتي در ساعات ابتدايي روز نيز براي شهروندان کمي دشوار است.

هواي کویری شهر از دو هفته قبل که به دليل ورود ريزگردهاي گرد و غبار شرايط ويژه اي را تجربه کرد با سکون نسبي و افزايش دما مواجه شد و طبق اعلام رسمي اداره هواشناسي امروز به 43 درجه سانتي گراد بالاي صفر رسيد. اين وضعيت که از دو سه روز قبل به اوج خود رسيده بنا بر اعلام کارشناسان تا پايان هفته ادامه خواهد داشت و یزدی ها بايد آفتاب سوزناک روزهاي بلند تابستان را تحمل کنند. گرچه اين گرما در قياس با هواي گرم و شرجي 53درجه اي امروز اهواز کمي قابل تحمل تر است اما روزهاي سختي را براي کویرنشینان به خصوص آنان که مجبور به فعاليت در محيط هاي باز و خيابان هستند رقم زده است.

روزهاي اخير، روزهاي سخت و طاقت فرسايي براي رانندگان اتوبوس ،نيروهاي راهنمايي ورانندگي و تاکسي و بسياري از مشاغل فضاي باز شهر است که مشکلاتي را براي آنها به دنبال داشته... .

موضوع : شهر
نوشته شده با زمان زاده #

88/01/12
مرحوم مناقب - عکس وبلاگ میرنگار

مرحوم مناقب از جمله شخصیت هایی بود که در لیست افراد مصاحبه نشده من بود. زندگی ومنبر او اصلی ترین سوال های من از مرحوم بود. زمانی که دبیر سرویس سیاسی ایسنا یزد بودم یک بار در نزدیکی منزل آقای صدوقی او را دیدم بعد از معرفی و کلی ایجاد زمینه و پیش زمینه موضوع مصاحبه را مطرح کردم. اول کمی تعجب کرد چرا با مصاحبه با او و بعد به دلایلی که قبلا پیش بینی می کردم با خنده ای نمکی گفت: حالا بگذارید برای دفعه بعد که توی کوچه مرا دیدید.

این مسئله باعث شد دیگر از کسی در خیابان و جای غیرر سمی درخواست مصاحبه رسمی نکنم.

منبر او از جمله منبرهای معروف یزد بوده است و مردم یزد علاقه خاصی به او داشتند . اعلام دو روز عزای عمومی در یزد هم دلیل بر جایگاه بالای آقای مناقب در نزد مردم و البته مسئولان است. پیام جالب آقای صدوقی هم موید این نکته هست [اینجا بخوانید] روحش شاد.

پی نوشت: نکته تلخ ماجرا اینجاست که هیچ یک از رسانه های یزدی تا این لجظه مطلبی در مورد بیوگرافی و فعالیت های امام جمعه موقت یزد منتشر نکرده اند. یکی از ضعف رسانه های یزد نداشتن بانک اطلاعاتی مدون و به روز است.


موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده #

88/01/06

کمی ترافیک داریم

خورشید هنوز به طاق آسمان نرسیده ولی دود و دم خیابان کم پهنای فرخی با ترافیک شدید یزد ندیده اش و صدای بلندگوی های نخراشیده ای که مثل میخ توی گوشت در آن اثنا فرو می رود، هنوز راه نیفتاده تو را از ادامه مسیرباز می دارد ولی حرفی زده ای و راه گریزی نیست.

خیابان مسجد جامع است و ترافیک گره خورد ه اش، آنقدر مامور راهنمایی و رانندگی نایاب شده که مردم ترجیح می دهند به دستورات جوانی نابالغ با چهره خندانی که از فرط خوشحالی دستور دادن، ریسه می رود، گوش دهند تا شاید عقب، جلو گفتن او به راننده ها گره کور را باز کند، که نمی کند.

 چادرت کو خواهر؟

در ورودی مسجد جامع یزد جمعیتی نشسته و ایستاده به جایی در دیوارهای اطراف خیره اند.  دو قدم مانده به درب چوبی چند هزار تکه ای مسجد دو میز چوبی فندقی رنگ گذاشته اند با چند دختر عروس شده و نشده که به زن های بی چادر چادری می دهند تا بر سر کنند که این مکان را تقدسی می باید در ایام عید چراکه مسجد جامع شهر است می گویند زمانی آتشکده بوده، ولی تقدسش همان است که فقط شب عید آن هم سالی یک در میان بروز می کند.

برخی می پذیرند این چادر پوشیدن را و برخی دقایقی به مناره اش خیره می مانند و بی خیال گردشی جامع از شهر بادیگرها.

داخل مسجد اما چادر سفیدهای نماز فقط بر دوش ها روان است و کمتر کسی را می بینی که حجابش چادر باشد. برخلاف همیشه صحن مسجد هم فرش شده است وقتی این سوالات را از  نماینده سازمان میراث می پرسی می بینی او هم شاکی است و می گوید: چادر سر مردم کردن کار ما نبوده، فرمانداری و حزب الله خواسته اند، پارسال نبود، دو سال پیش بود، ولی پارسال نبود، امسال دوباره فرمانداری و این حزب الله گفته اند باید باشد، ما که کاره ای نیستیم.

چرا کف مسجد را فرش انداخته اند؟ اینجا چرا؟ اگر دلیل خاصی از لحاظ میراث فرهنگی دارد چرا دیگر ایام سال خبری نبوده؟

این را هم ما نگفتیم، کسان دیگری گفتند، می گویند محراب از خاک تربت کربلا است و مقدس است، با کفش می روند، می گویند بی حرمتی می شود.

چرا بقیه سال حرمت ندارد؟

من نمی دانم،

و به سراغ زوج جوانی می رود تا به آنها بگوید پنجره آهنی کف حیاط دریچه آب انبار مسجد بوده و هست.

لطفا کسی مرا  مرمت کند؟

گذرت را  می اندازی به کوچه مسجد چهار قل هو الله تا ببینی خرابی هایی که از گچ بری های نفیش چند صد ساله اش مانده و دستی هم رغبت نمی کند کمی مرمتش کند، شاید شده و ما چشم بصیرت نداریم.

عکس یادگاری با بازمانده

از میدان وقت الساعت گذشته نگذشته، به زیرزمینی می رسی تا بازمانده را ببینی. همان که پشت دار داریی بافی در مغازه ترمه خجسته با دست های پینه بسته اش گره می زند تا گره ای کار خلق باز کند. و عکس هایی که دختران حوان با او می گیرند و او سر به کار خود دارد چرا که فقط او سر رشته ها را می شناسد و لقب بازمانده دارد.

از سابط  و مرقد سید پنهان می گذری و عکس یادگاری و زیدبازی مسافران جوان را می بینی ، توالت های عمومی قفل زده شده، دیوار نویسی ها، نظافت انجام نشده معابر، گیجی مسافران در کوچه های تنگ محله فهادان مجابت می کند فقط راه بروی و حرف هایت را با سه نقطه بیان کنی... .

صفی طولانی برای رفتن به زندان

جمعیتی تا وسط میدان صف کشیده اند و تو فکر می کنی آش نذری می دهند که چنین نیست و مردم برای رفتن به زندان صف کشیده اند.

زندان اسکندر با تمام ابهت گنبدش  راز زندان های ایرانی را  در خود نهفته دارد و تو نظاره می کنی اینکه اینجا مردم برای رفتن به زندان بلیط می خرند و در صف می ایستند و در جای دیگر به خاطر زندان رفتن برخی اعتراض می کنند و می مانی چه بنویسی!

آقای گارسون لطفا...

خسته ای گوشه ای از رستوارن لمیده ای تا وقتی گارسون وقت کرد کباب یخ کرده ات را با دلستر گرم شده جلوی رویت بگذارد و در جواب اعتراض ات وبگوید: چکار کنم خیلی شلوغه!؟.

آتشی که پشت شیشه است

آتشکده را نشانه می روی تا در آنجا مردمی را ببنی که علاقه زیادی برای شناخت آیین زرتشت نشان می دهند و موبدی که فرصت یافته تا از زرتشت بگوید ورسم پنجه اش.

خورشید کم کم دارد پشت کاج های آتشکده خاموش می شود وتو باید آتش روشن پشت شیشه را رها کنی تا آتش کانون خانواده ات را گرم نگه داری.

در همین رابطه بخوانید:

وبلاگ یزدنگار: قرار وبلاگی نوروز لینک نوشته

وبلاگ مینو: یزدگردی لینک نوشته

 

موضوع : رسانه
نوشته شده با زمان زاده # |

منوي اصلي
آرشيو مطالب
نويسندگان
لينك دوستان
آمار و امكانات

<->
شعر
فتوبلاگ

آنچه به شما توصيه مي كنم
توییتر توسط یک گروه ایرانی هک شد
ادعای بی بی سی در مورد دستگیری دهها دانشجو در 16 آذر/فائزه هاشمی میان تظاهر کنندگان
خیام، ندوشن و فیتز جرالد
شانزده آذرماه سالگرد شروع فعالیت بلاگفا
بی‌بی‌سی کوچک‌تر می‌شود
زیباترین و متفاوت ترین مرغ ها در جهان
مشهورترین و سرشناس ترین ایرانیان در دنیا
قایقران انگلیسی با چفیه / عکس
تماس تلفنى سیدحسن خمینى با بهزاد نبوى
اولین لبخند ثبت شده هاشمی‌رفسنجانی در چند ماه اخیر+ عکس
مراسم قرعه کشی جام جهانی فوتبال 2010 / عکس
گزارش دوباره بی بی سی درباره ندا اقا سلطان
کوه‌پیمایی رئیس‌‌‌‌مجلس/ عکس
14 آذر و سيزده سال بدون علی حاتمی
علي كريمی هشتمين بازيكن محبوب جهان
ديدار سيد حسن خمينی با ابطحی
هدیه سپاه به دانشجویان در 16 آذر
آلبوم جدید رضا صادقی منتشر شد
عکس/ موبایل احمدی نژاد
پخش «اعترافات تکان‌دهنده» عبداله مومنی!
توکلی: زمينه حاكم شدن استبداد را فراهم نسازيد
آقایان هاشمی و احمدی‌نژاد و بقیه بخوانند؛
غروب دل تنگ موذن های روح نواز
بازسازی صحنه قتل "ندا" (تصویری)
عكس: ملاقات کروبی با بهزاد نبوی
عکس عروسی با لباس های غربی در چین! / عکس
عكس: بعد ازظهر سگی سگی باحضور عطاران، رهنما و...
حاشیه امن رسانه ای برای مسئولان روسی در تهران
تئوریسین اصلاحات كيست؟
اعتراض اصلاح طلبان به قراردادهای چند میلیارد دلاری بهزاد نبوی
طنز
موضوعات مطالب
آخرين مطالب ارسالي
Free counter and web stats