تبليغاتX
یزد نگــــار|YazdNegar
یزد نگــــار|YazdNegar
88/07/21
اگر كمي دماغ مان را بالا بكشيم شايد ميدان ديدمان بيشتر شود ... آقا! موضوع : طنز
نوشته شده با زمان زاده # |

88/07/02
معادله ۱ 
انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح 

الاغ = خواب + خوراک 

پس 

انسان = الاغ + کار + تفریح 

و بنابراین 

انسان - تفریح = الاغ + کار 

بعبارت دیگر 

انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه 



معادله ۲ 

مرد = خواب + خوراک + درآمد 

الاغ = خواب + خوراک 

پس 

مرد = الاغ + درآمد 

و بنابراین 

مرد - درآمد = الاغ 

بعبارت دیگر 

مردی که درآمد ندارد = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه 


معادله ۳ 

زن = خواب + خوراک + خرج پول 

الاغ = خواب + خوراک 

پس 

زن = الاغ + خرج پول 

و بنابراین 

زن - خرج پول = الاغ 

بعبارت دیگر 

زنی که پول خرج نمی کنه = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه 



نتیجه گیری: 

از معادلات ۲و۳ داریم: 

مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمی کند 

پس: 

فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند. 

و 

فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند. 


بنابرین داریم ... 

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول 


و از فرضهای ۱و۲ نتیجه منطقی و اخلاقی میگیریم که: 


مرد + زن = ۲ الاغی که با هم به خوشی زندگی می کنند! 

از يه وبلاگ دزديدم


موضوع : طنز
نوشته شده با زمان زاده # |

88/01/23
یک نوشت: انتظار فرج از نيمه خرداد كشم.

دو نوشت: هميشه درك شعر نيما برايم مشكل بود و تلاش مي كردم حرف اين پيرمرد روزي درك كنم تا اينكه..

مدت زماني است در ارتباط و درك متقابل با ديگران دچار مشكل شده ام. وقتي تنها هستم رهايي از اين برزخ را منوط به هم صحبتي با ديگران مي دانم ولي زماني كه مي گويم و مي گويند متوجه مي شوم حتي در ارتباط با دوستان نزديك و صميمي هم دچار مشكل هستم و نمي فهم چه مي گويند. وقتي از جامعه به درون مي آيم دوباره روز از نو روز ي از نو. اين مسئله باعث شد حداقل يك مصرع شعر نيما را درك كنم: كجاي اين شب تيره بياوزيم قباي ژنده خود را


سه نوشت: سايت يزد فردا طبق همان مشي خودش يعني انتشار مطالب و اخبار وارده كه عموما در قسمت نظرات سايت دريافت مي كند مقاله در خور تاملي در مورد عملكرد اقاي عجمين مديركل ارشاد يزد منتشر كرده. واقعيت اين است يك بار سرسري خواندم. برايم جالب بود اولا چرا سايت يزد فردا اين مطلب منفي را در مورد اقاي عجمين منتشر كرده و دوم اينكه به راستي آقاي عجمين آدم نازنيني است. از زيركي و فراستش خوشم مي آيد اينكه معتقد ايت بادبادك با باد مخالف پرواز مي كند و اينكه تا به حال هيچ گاه پاسخی به انتقادات جامعه فرهنگي يزد نداده است. احساس مي كنم به غير از فعاليت هاي قرآني و بعضا پژوهشي ارشاد فعاليت ديگر خوب منعکس نشده و اقاي عجمين با زيركي خاص يك روحاني سياسي سريعا كلام را به كوچه خاكي  سياست هدايت مي كند و اينجاست كه همه سرشان را مي خارانند و مسئله با صلوات نيمه جاني حل مي شود. مطالب را بخوانيد ولي به آن فكر نكنيد

. روز های سخت در انتظار حجت الاسلام عجمین مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان یزد     


چارنوشت: الان خبری شنیدم که می گوید انتظارباید کشید نه از نیمه خرداد که از مهر مدرسه ها و همین جاست  که شاعر می گوید:

خدمتی به این نظlم کرده ام که مپرس

روزها گذارنیده ام که مپرس

ماه ها گذشت از اعزام

اضافه خدمتی خورده ام که مپرس

پنج نوشت: وبلاگ چیز خوبی است ولی بدی هم دارد. بدی اش این است که قابی که می سازد، آیینه ندارد. آدم تصویر خودش را نمی بیند. در آن هیچ چیز جز خلاء نیست و چیزهایی را می بینی که در جستجوی آن نیستی همه اش توخالی است


شش نوشت: همیشه می خواهم از حال به آیینه بگریزم ولی وقتی با دوستان از حال به گذشته پناه می بریم می بینیم حالا گریز به گذشته هم سودی ندارد اکنون دارم از خودم می گریزم.

هفت نوشت: به اعتقاد من آدم نباید به چیزی معتقد باشد، راه حل همه آن چیزهایی که "زشت" نامیده می شود بی اعتقادی است و دیگر هیچ.

هشت نوشت: این خبر بد را بخوانید البته این خبر برای بعضی ها بد نیست که هیچ خوب هم هست.

عکس نوشت: این عکس را الان دیدم. نمایی از نماینده مردم یزد از پشت سر. الان اقای اولیا تازه می فهمد چند نفر پشت سرش حرف می زنند.



موضوع :
نوشته شده با زمان زاده # |

88/01/06
غلطک، کومونیست است چون همه را مسطح می کند و لودر، کاپیتالیست است چرا که در کنار چاله تپه می سازد و جرثقیل اما ...

بالاخره یک روز استاد ماشین آلات را به جرم سیاسی دستگیر می کنند.

موضوع : داستانك
نوشته شده با مجید وفایی شاهی # |

87/10/20

به نام خدا

یک نامه

از: میرزاینویس زاده

به: آقای مدیرکل محترم

موضوع: ابراز ارادت از نوع فراوان

 سلام علیکم

     احتراما به استحضار می رساند عمیقا مخلصیم و ردخور ندارد. چند وقتی است دیگر جویای احوال حقیر نیستید. شنیده ام در تخت ملوکانه جلوس می فرمایید و کمتر هوس رتق و فتق امور محوله دیگر بلاد اسلامی را دارید ولی با این حال باور بفرمایید چنان در پیچ و تاب دوری شما شب را به زور به صبح و روز را به زور به شب می رسانیم که این موهایمان عینهو  نه نه صغری، مادر زن همسایه مان، که مثل دخترهای ورپریده فکل می زند،  سفید شده عین گچ.

در جراید منتشره در مملکت فخیمه خواندم که از بابت عدم انتشار و درج اخبارتان در این جرایده بسیار ناراحت شده و جلال همایونی به این خاطر به زردی گراییده، پیشانی بلند بخت و اقبالتان به دلیل کجی ابرویتان کمی چین افتاده و میک آپ و میمیک چهر دلربایتان به زوال رفته، مکدر شدم، خواستم با نوشتن این نامه دوباره تاکید کنم آقا ما مخلصیم، باور بفرمایید، ارباب .

 رد خور ندارد نه به خاطر پول و چرک  کف دست و این خزعبالات، نه مولای من. اصلا ما با شما این حرف ها نداریم. تا بوده بوده، این پول ها آمده و رفته، هیچ کسی هم گیر نداده کجا آمده به کجا رفته اصل بر آمدن بوده که بحمدلله به حول  وقوه جیب مبارک و خزانه، امور به راه است، اصل بر این است که ما خاکبازی مان را دوباره به اثبات برسانیم که با ذکر گذشته و امروز انشالله قلممان دوباره در مسیر حق و حقیقت بلغزد و گناهمان در پیشگاه خدا ریخته و بهشت اخروی توام با حوریه های مانکنی اش نصیب بفرماید و همواره چون گذشته راه آقایمان امام حسین (ع)و بچه هایش را در کربلا ادامه دهیم و زینب گونه رفتار کنیم. می دانید چرا چون می گویند اولین خبرنگار مسلمان حضرت زینب (س) بوده. خوب ما هم روزنامه نگار و خبرنگار مسلمانیم آقای من.

 آقا چندسال پیش بود فکر می کنم 84 بود با 5، وقتی بین اعضای خانه مطبوعات یزد، این شهر فرهنگی  و این حرف ها، دعوا شد بر سر نمی دانم کدام سهمیه، بیانیه دادیم آهای ایها الناس ما میرزابنویس نیستیم و بدانید برخی مدیران از ما توقع دارند خبرهایشان را سفارشی کار کنیم. یادتان آمد ارباب؟(1)

آن موقع بحمدلله بازار تعداد خبر داغ بود یعنی خبر بود ولی حس و حالش کم مایه بود و خزانه ملوکانه رغبتی نمی کرد کمی خرج کند که به ما بلیسد، یک مشت آدم از فرنگ برگشته و حاجی واشنگتن آمده بودند شده بودند مدیر مملکت. این از خدا بی خبران سرشان نمی شد که باید باج بدهند، استغفرلله، باج چیست آقا، از دهنمان پرید، هدیه بدهند، نمی دادند و ما هم نمی کردیم چاپ خبرهایشان را.

 انگار آخرالزمان شده بود مولای من. می بنید وقاحت را به جایی رسانده بودند که می گفتند پول نمی دهیم، می خواهید خبر چاپ کنید می خواهید نکنید، نکردیم دیگر، کردن باید حس و حالش باشد آقا!.

خدا خواست و نجوای دلمان گواهی می داد که این نیز بگذرد. بقول حافظ علیه الرحمه "رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند.. ". چنین نیز شد. وقتی شنیدم چند تا آدم جنگ رفته و حوزه رفته که خدا و پیغمبر سرشان می شود، شده اند عین شما، دلمان گواهی داد که که ز بند غم ایام نجاتم دادند و امور به راه است.

مولای من ولی حالا هرچند مشکل اصلی حل شده ولی یه کمی مشکل در جای دیگر بروز کرده، نمی دانیم علتش چیست. شاید اگر یافتیم و رتقش کردیم، دوباره خنده نمکین شما و باز شدن اخم شما در این دنیا نصیبمان شود.

حالیا مصلحت وقت در این می بینم که بگویم، آقا خبر نیست. همین چند وقت پیش بود مدیرکل محترم چیز از دربار آمده بود، خودم شخصا به حضورشان رسیدم برادر کوچکمان گفت : حاجی بخدا ما می خواهیم خبر چاپ کنیم ولی روابط عمومی ها اصلا به ما خبر نمی دهند، گویا اصلا خبر ندارند!(2) . مولای من این عین جمله بود همه شاهدند آقا ما دیگر به چه زبانی به شما و دوستانتان بگوییم میرزابنویسیم. حاجی به خدا میرزا بنویسی که شاخ و دم ندارد.

این اولین مسئله ای بود که گفتم شاید شما هم در جریان باشید و به دیگر برادرها هم بگویید آقا. ما قسم یادکرده ایم میرزابنویسیم. فقط گاهی برای خالی نبودن عریضه تو حوی آب عربده می کشیم و می گوییم آی ایهالناس رسانه ها تحت فشارند و مدیران خبر سفارشی می خواهند. این را هم می گوییم که به هرحال ما منتقدیم و روزنامه نگاریم و  این حرف ها. ابلهان  باور کنند.

نکته بعدی این بود که می خواستم از این آقا سید آقا، تجلیل و تقدیری، چیزی بکنید و یک سفر مکه اش بفرستید آقا دوباره. خدا پدرش را بیامرزد این آقا سید، مرد رک و راستی است. اصلا شیله پیله ندارد. اگر چارتا آدم مثل این باشند دیگر هیچی دیگر.

رفتیم با والی شهر  مصاحبه کنیم، دید کرایه خانه نداریم نفری 150 هزارتومان نقدی توی همان جلسه گذاشت تو پاکت گذاشت کف دستمان آقا. تازه این که چیزی نیست بعضی بچه ها گفتند تراولشان پاکت هم نداشته آقا(3). حالا که فکرش می کنم می بینم قدیمی ها هرچند خیلی چیزی سرشان می شده و دیگر این قدر احمق بودند و عقلشان نمی رسیده که اگر رشوه را همین جور یکهو بدهند، دیگر احدی حق ندارد اسمش را بگذارد رشوه، می شود هدیه. حال کردید آقا. برای همین است که می گویم این آقا سید را  تقدیری بکنبد مکه ای کربلای امام حسینی  یا همین ورا مشهدی بفرستید حال کند. اساسی به ما حال داد آقا. اصلا ما که به درک، چاکر و خونه زاده شماییم. فرهنگستان ادب پارسی را نجات داد آقا.

 خوشبختانه بعد از مصاحبه با والی که قول دادند دوباره هم برگزار شود، مملکت گل  وبلبل شده است آقا. باور ندارید روزنامه ها را بخوانید. خداییش همه تیترها و خبرها و عکس ها مثل هم است. نه اینکه همه با هم تراول گرفته باشند آقا، نه. به خاطر اینکه  همه باهم معتقدند چیز است دیگر . چون شما خوبید آقا .(4)

 مولای من. زیاده جسارت شد. هرچند قبول دارید ما حق داریم توی جوی آب عربده بکشیم و گردن کلفتی کنیم، چون روزنامه نگاریم و به حق میراث خور اون فرخی یزدی و باید حرف هایمان را بی هیچ رودربایستی بگوییم، ولی باور کنید کرایه خانه ها کشیده بالا آقا. تازه این که چیزی نیست میوه هم گران شده.

می دانم وقت شما طلاست و باید به رتق و فتق امور مملکت رسیده و بلاد اسلام  را از وجود کفار و ظالیمن نجات دهید.

.فقط خواستم بگویم آقا ما میرزابنویسیم.

 

امضا: ارادتمند خاندان                    

میرزابنویس زاده                    

 

توضیحات:

(1). خانه مطبوعات یزد در سال مذکور در بیانه ای رسما از توقعی که مدیران استان در خصوص چاپ خبرهایشان دارند انتقاد کرد و تاکید کرد: برخی مدیران فکر می کنند خبرنگاران میرزابنویس آنها هستند.

(2) بخشی از اظهارات دبیر خانه مطبوعات یزد در دیدار با علیرضا ملکیان معاون مطبوعات و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (۴ دی ماه به نقل از وبلاگ شخصی وی).

(3) مشاور استاندار و رییس روابط عمومی استانداری یزد در پایان جلسه مطبوعاتی استاندار با خبرنگاران یزدی به هر خبرنگار حاضر در جلسه مبلغ 150 هزارتومان به صورت نقدی هدیه داد(روزنامه اعتماد ملی۱۳ دی ماه 87)

(4) متن مصاحبه استاندار یزد در جلسه مطبوعاتی در تمامی نشریات استانی بدون کمترین تفاوتی به چاپ رسید، تیتر، لید و متن و حتی عکس مصاحبه در تمامی نشریات بدون هیچ گونه دخل و تصرفی همانند متن خبر ارسالی روابط عمومی استانداری بود.(13 دی ماه 87)

موضوع : طنز
نوشته شده با زمان زاده # |

منوي اصلي
آرشيو مطالب
نويسندگان
لينك دوستان
آمار و امكانات

<->
شعر
فتوبلاگ

آنچه به شما توصيه مي كنم
توییتر توسط یک گروه ایرانی هک شد
ادعای بی بی سی در مورد دستگیری دهها دانشجو در 16 آذر/فائزه هاشمی میان تظاهر کنندگان
خیام، ندوشن و فیتز جرالد
شانزده آذرماه سالگرد شروع فعالیت بلاگفا
بی‌بی‌سی کوچک‌تر می‌شود
زیباترین و متفاوت ترین مرغ ها در جهان
مشهورترین و سرشناس ترین ایرانیان در دنیا
قایقران انگلیسی با چفیه / عکس
تماس تلفنى سیدحسن خمینى با بهزاد نبوى
اولین لبخند ثبت شده هاشمی‌رفسنجانی در چند ماه اخیر+ عکس
مراسم قرعه کشی جام جهانی فوتبال 2010 / عکس
گزارش دوباره بی بی سی درباره ندا اقا سلطان
کوه‌پیمایی رئیس‌‌‌‌مجلس/ عکس
14 آذر و سيزده سال بدون علی حاتمی
علي كريمی هشتمين بازيكن محبوب جهان
ديدار سيد حسن خمينی با ابطحی
هدیه سپاه به دانشجویان در 16 آذر
آلبوم جدید رضا صادقی منتشر شد
عکس/ موبایل احمدی نژاد
پخش «اعترافات تکان‌دهنده» عبداله مومنی!
توکلی: زمينه حاكم شدن استبداد را فراهم نسازيد
آقایان هاشمی و احمدی‌نژاد و بقیه بخوانند؛
غروب دل تنگ موذن های روح نواز
بازسازی صحنه قتل "ندا" (تصویری)
عكس: ملاقات کروبی با بهزاد نبوی
عکس عروسی با لباس های غربی در چین! / عکس
عكس: بعد ازظهر سگی سگی باحضور عطاران، رهنما و...
حاشیه امن رسانه ای برای مسئولان روسی در تهران
تئوریسین اصلاحات كيست؟
اعتراض اصلاح طلبان به قراردادهای چند میلیارد دلاری بهزاد نبوی
طنز
موضوعات مطالب
آخرين مطالب ارسالي
Free counter and web stats