تبليغاتX
یزد نگــــار|YazdNegar
یزد نگــــار|YazdNegar
88/06/09
از رافت نصیب حمزه شده تشکر می کنم موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/06/01

بعد از اتفاقات اخیر کشور خیلی از اشخاص بازداشت شدند از جمله دوست یزدی مان و رییس شاخه جوانان ستاد اقای میرحسین - حمزه غالبی- که البته دیروز خبر بدی در موردش شنیدم. از دیگر کسانی که می شناختم دکتر سلمیانی بود. دکتر قبلا در یزد یک سلسه سخنرانی داشت- تقریبا 6 ماه پیش- صمیمی بودنش + استدلال های منطقی اش باعث شد صحبت هایش به دل بشنید. به هرحال به یادش بودم تا اینکه این عکس ها - که می بینید- دیدم. این تصاویر مربوط به لحظه بازداشت حجت‌الاسلام دکتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشگاه مفید است که یک وبلاگ آن را منتشر کرد وبه سرعت مورد استقبال و تعجب تمام رسانه ها قرار گرفت.

این تصویر مربوط به پنج شنبه معروف در بهشت زهرای تهران است- مراسم چهلم ندااقا سلطان-  که احتمالا خبرش را شنیده اید. هفته گذشته دکتر سلمیانی برای شرکت و سخنرانی در مراسم گرامیداشت مرحوم منتظرقائم و دو فرزندش - سردار شهید محمد منتظرقائم، شهید حادثه طبس و حسن عضو فقید سردبیری کیهان فرهنگی  واز اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی-  به یزدسفر کرده بود. در حاشیه این مراسم و زمان و مکان مناسب با دکتر باب خاطرات این عکس ها را باز کردیم. از خاطرات بازداشت و نحوه رفتار با او دیگران و البته وضعیت حوزه های علمیه و همچنین جناح ها و شخصیت های مختلف کشوری در فرآیند پس از یک انتخاب سخن شنیدیم. به دلیل رابطه خوب و خبرهای دست اولش منبع خوبی برای تحلیل آخرین وضعیت مملکت فخیمه بود .

نکاتی جالب و قالب توجه ای زبان دکتر سلمیانی شنیدم. که البته حق بدهید اینجا جایی نیست که بتوان نوشت، ولی دکتر نسبت به آینده جریان موج سبز امیدوار بود. برای این امیدواری هم دلایل کافی، وافی و قابل قبولی داشت. از جالب ترین قسمت های خاطراتش همین لحظه بازداشت و چگونگی رفت و آمدها و گاز فلفل بود که داستانی تقریباخنده داری هم هست.

خدا نصیب نکند. عزتش پایدار... .

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/05/21
 

اصولا وقتي مسئولان رده بالاي مملكت با اسلحه رسانه به جان هم مي افتند خوارك هاي جالبي براي وبلاگ نويسي فراهم مي شود. نمونه اش اظهار نظر قابل تامل نمانيده مردم طبس در مجلس در مورد آيت الله هاشمي و پاسخ اقاي كاتوزيان بود  [ متن كامل هر دو اظهار نظر در ادامه نگاره بخوانيد]

اصولا وقتي قرار است حرمت ها را كنار بگذاريم مطمئنا چوبش مستقيم توي سر خودمان هم فرود مي آيد و آن وقت همه جاي بدنمان دردش مي گيرد.

کاتوزیان:اظهارات آقای عابدی بسیار ناپخته بود و من برای اولین بار که این سخنان را شنیدم تعجب کردم که چطور ممکن است فردی با این سن و سال درباره آقای هاشمی به این شکل ادب را کنار گذاشته و برخورد کند.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس نسبت به عاقبت آنچه "آزادی افسار گسیخته عده ای در هتاکی علیه بزرگان نظام جمهوری اسلامی ایران" خواند هشدار داد و گفت: نباید جایگاه و شأن افرادی چون رئیس مجلس خبرگان رهبری با حرمت شکنیهای برخی افراد صدمه ببیند که وقتی هاشمی زیر شکنجه ساواک بود ، آنها گروهبان ارتش شاه بودند.

 

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/05/16
امروز خبر آزادی آخرین نفراتی که با حمزه غالبی دستگیر شده بودند را شنیدم.

اول از همه جا خوردم، دوستم، با هزار کیلومتر فاصله از من، صدایش میلرزید. فکر می کرد من بیشتر از او می دانم. چند ساعتی بود که ترک یار- اینترنت- کرده بودم و داشتم به وظایف خانوادگی ام می رسیدم!!! گفتم که از ظهر دیگر در اینترنت چرخی نزده ام. مثل اینکه گفته باشم چند ساعتی است اکسیژن مصرف نکرده ام. جا خورد. به معنای واقعی کلمه جا خورد... از جنس همان کلمه های سبزی که همیشه در ذهنمان می ماند... مثل میرحسین ... مثل انتخابات ... مثل ... 

بگذریم.

Image and video hosting by TinyPic

خبر داد که حسین نیکخواه، رضا همایی و نفر سومی که نمی شناختمش و هرسه از اخرین همراهان حمزه حین بازداشت بوده اند، آزاد شده اند اما ...

حمزه هنوز آزاد نشده است.

جا خوردم. وا رفتم. حالم بد شد و هاج و واج وسط خیابان شلوغ در شب نیمه ی شعبان روی ترمز زدم. ماشین ها بوق و بوق و بوق... رنگ ها در مغزم به هم آمیخته بود و بوی خون، سبزی شادی را برایم به سیاهی عزا مبدل ساخت. دلم برای مادر تنگ شد. نمی دانم چرا؟ اما حقیقتش را بخواهید چند دقیقه پیش از مزارش برگشته بودم. گفتی دنیایم دوباره به آخر رسیده بود.

گفتم: چرا حمزه رو آزاد نکردن؟

گفت: نمی دونم. نمی تونی یه خبری بگیری؟

تلفن از دستم افتاد.تنها چاره را در این یافتم که چند دقیقه ای کنار خیابان توقف کنم. سریع با پدر حمزه تماس گرفتم که جوابی بگیرم. تلفن برعکس همیشه پاسخگویی نداشت. امیدم نا امید شد. نکند برای حمزه، اتفاقی افتاده باشد؟ نه... نه... حمزه مقاوم تر از این حرفهاست ... حمزه مقاوم تر از این حرفهاست...

با حمیده، خواهر حمزه تماس گرفتم. خوشبختانه، خانم مهندس، مثل آن روزهای تحصیلش کماکان آنلاین بود و سریع جواب تلفن را داد. دنیا را دو دستی برایم کادو گرفته بودند. قند در دلم آب شد و با آب و تاب، ماجرا را برایش تعریف کردم و در آخر، با لحنی سوال گونه، گفتم پس چرا برای آزادی حمزه هیچ کاری نکردید؟ بقیه که آزاد شدند.

- بازجوی حمزه گفته بقیه توی بازجویی ها همکاری کردند، اما چون حمزه همکاری نکرده، فعلن نگهش می داریم...

شادمانه بال در آوردم. از خوشحالی فریاد زدم: حالا ایرادی نداره، همین که در مقابل این بازجوها مقاومت کرده خوبه ...

حمیده جا خورد. تکان خوردنش پشت تلفن را فهمیدم. خواهر است دیگر. هیچ کاری نمی توانی بکنی.به کلمه ای دلش می لرزد و به جمله ای به آزادیت امیدوار می شود. مثل خواهر های خودم.

جمله ام را اصلاح کردم: حالا اگر فکر می کنید کاری ازدست ما بر بیاد، با من تماس بگیرید. می دونید؟ خوشحالی ما از این جهته که حمزه هنوز همون مرد مقاومیه که انتظارش رو داشتیم. امیدمون رو نا امید نکرد...

جملاتم راضی اش نمی کرد. دنبال این می گشت که بگویم انشالله به زودی آزاد می شود. اما به خدا دلم به این گواهی نمی داد. دوست نداشتم به هیچ امیدوارش کنم. تنها می خاستم افتخار کند. افتخار کند به اینکه برادری چنین مرد و بزرگ دارد... برادری که آهن ها و احساس، هردو را به ستوه آورده است...

آری... آهن ها و احساس را ...



موضوع : سياست
نوشته شده با پ. مهدوی # |

88/04/26
مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین محمد علی صدوقی تنها پسر شهید كه امروز در سنگر پدر ایستاده و امام جمعه یزد است، یكی از سخت ترین مصاحبه ها به لحاظ هماهنگی زمان بود اما زمانی كه در دفتر او در تهران رخ داد، با رویی گشاده و تواضعی به ارث رسیده از پدر، پذیرای ما شد. در فرصتی اندك، ناگزیر به بررسی برخی از وجوه شخصیتی چهارمین شهید محراب پرداختیم؛ شهیدی كه امام در رثای او فرمود " اینجانب دوستی عزیز كه بیش از سی سال با او آشنا و روحیات عظیمش را از نزدیك درك می‏كردم، از دست دادم و اسلام خدمتگذاری متعهد و ایران فقیهی فداكار و استان یزد سرپرستی دانشمند را از دست داد." پیر روشن ضمیری كه با بصیرت و آینده نگری، بسیاری از توطئه ها را در منطقه خود خنثی كرد و چنان تدبیری از خود نشان داد كه رهبر حكیم انقلاب درباره او فرمودند "مرحوم صدوقی قدرت رهبری داشت."

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/03/30

اینجا کلیک کنید و بخوانید

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/03/25

سوال: مکرر از شما نقل مي شود که منتقد دموکراسي هستيد و به شکلي بحث دموکراسي را بازي غربي ها قلمداد مي کنيد. علت اين انتقاد چيست و شما چه روايتي از دموکراسي را تأييد مي کنيد.

پاسخی از ماهاتير محمد: دموکراسي نيز مانند ساير ايدئولوژي ها و سيستم ها کامل و بي عيب نيست. افراد نادرست ممکن است براي اداره يک کشور انتخاب شوند. و معمولاً از رشوه براي پيروزي در انتخابات استفاده مي شود. اين امکان وجود دارد که فساد در يک سيستم دموکراسي شايع و حاکم شود. فريب و رياکاري هاي زيادي در دموکراسي وجود دارد. بنابراين وقتي بر اين نکته پافشاري مي کنند که دموکراسي براي همه کشورها مناسب است، همان افراد با دموکراسي بين المللي مخالفت مي ورزند. آنها حتي نظرات و عقايد جهاني را ناديده مي گيرند.

اين نکته را بايد به ياد داشته باشيم که يک کشور دموکراتيک بود که از بمب اتمي استفاده کرد. و امروز کشورهاي دموکرات، به ساير کشورها حمله مي کنند و آنها را غير دموکراتانه بمب باران و کشتار مي کنند.

دموکراسي هنوز بهترين شيوه اداره دولت هاست ولي کامل و تمام نيست. من به دموکراسي عقيده دارم ولي نه در فرم ليبرال آن، آنگونه که در کشورهاي وابسته به نژاد اروپايي اجرا مي شود، جايي که اخلاقيات در حال سقوط است. اين دموکراسي است که به کشيش ها اجازه همجنس بازي آزادانه و رسمي شدن ازدواج همجنسان را مي دهد.

متن کامل را اینجا بخوانید(منبع: وبلاگ وب نوشت)

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/03/24
یزدی ها - انتخابات - رسانه - فیس بوک... و ناگهان سکوت

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/03/09

اول خط: سايت جديدي به نام موج يزد راه افتاده نقطه

مي گويند انتخاباتي نيست و عمري دراز دارد نقطه

همه سايتشان شده ميرحسين نقطه

تولدش مبارك سه نقطه

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/03/08
یک سوال: در ایران ما منافع شخصی ارجحیت دارد یا ملی؟

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/02/31
برای حمایت از میرحسین تصویرتان را سبز کنید


green_php.png


به همت کمانگیر و دوستاش

موضوع : سياست
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/02/30

پادشاهی را در ثمینی بود خواست تا باشدش دو اثر. وقت شادی نگیردش غفلت وقت اندوه نباشدش محنت. فرزانگان همه جمع گردیدند و هر یک جملتی گفتن. لیک همه خام و بود بی دل. ژنده پوشی گذر نمود ان هنگام. گفت: بنویس بگذرد این ایام


موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/02/29

این روزها بنا به دلایلی که بیانش غیراخلاقی می نماید مدل موی سرم شبیه آقای باراک اوباماست و همین مطلب باعث می شود دوستانم سریعا بفهمند علت غیبت های طولانی من چیست. هرچند این مدل ربطی به دلیل غیبتم ندارد ولی به دلیل رابطه نزدیک غیبت و دانسته های انان سریعا اینچنین نتیجه گیری می کنند. به هر حال دوستان و آشنایان تا مرا می بنند اول نگاه به صورتم می کنند بعد مردمک چشماشن همین جور می رود بالا تا به موی سر من می رسد و باور کنید مردمک چشم همه را دنبال کرده ام و همه شبیه هم بالا می رود و وقتی شباهت عجیب موی سر من با رییس جمهور آمریکا را متوجه می شوند سریع می پرسند کی بر می گردی؟.

نمونه اش امیر ترقی نژاد است که این روزها سرمست از انتخاب شدنش در جمع سی نفره برگزيدگان روابط عمومي هاي برتر فرهنگي در سطح كشور در طول 30 انقلاب اسلامی هست. به امیر و خانواده اش این لوح تقدیر را تبریک می گویم.

پی نوشت: روز گذشته در مراسم سخنرانی اقای میرحسدر مسجد حظیره  دو مدیردولتی  را دیدم که تا پیش از این علی رغم ارتباط کاری گسترده با انها فکر می کردم اصولگرا هستند ولی دیروز یکی شان دستبند سبز بسته  و شبیه اصلاح طلب ها دو اتشه شده بود. از دوستی پرسیدم جریان چیست تصادف کرده یا تازه پس از 30 سال توجیه شده؟ یادم امد انها  بازنشسته شده اند.

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/02/28

مطلبی را که خواهید خواند با عنوان " جریان علیه جریان" در دفتر خاطراتم در تاریخ 14 اردی بهشت 86 نوشته بودم. دیدم که هیچ اثری از رضا حقیقت نژاد در یزد نیست و همچنین اقای عجمین ، بد نیست یاد ایام کنم

شرح وضعیت سیاسی امروز [14 اردی بهشت 86]

رضا در وبلاگ ایساتیس  در مطلبی به موشکافی نشانه های انقلاب فرهنگی پرداخته  و در مورد فعالیت های  آقای عجمین اصطلاحا تحلیل ارائه کرده. ودر پس آن معتقد است    پرده از یک جریانی سیاسی که اقای عجمین در حال مهره چینی و زمینه سازی آن است برداشنه . هفته پیش با اقای عجمین یک مصاحبه داشتم . رضاحالا مثلا جوابش را داده هم در روزنامه و هم وبلاگ. در بحث ها هم به نتیجه خاصی از لحاظ" آینده " نرسیدیم. بی خیال. اما جالب است من علاقه خاصی به این خانه پژوهش پیدا کرده ام. اقای عجمین خیلی روی ان کار می کند به نوعی تمام وقت برای ان کار می کند.  بی شک برنامه دارد. مثلا چند چهره سیاسی دعوت کردهاز طرفی با توجه به نزدیکی فعلی رضا با سران اصلاح طلب احساس می کنم اتفاقا شبیه یک برنامه ریزی  نرم در حال رخداد است.

. جریانی که اصلاح طلبان سعی در مقابله با آن دارند در حالی ایجاد جریانی است تا جریان های موجود را به یک جریان تبدیل کند. به نوعی یک تولد جریان از مرگ و میر دیگر جریان های همفکر ضعیف اش در حال وقوع است. متاسفم برای اصلاح طلبان که اصلا به فکر زایش نیستند. مسلما این دو جریان مورد بحث به زودی در قالب دو جبهه کاملا مختلف رو در روی هم در انتخابات صف آرایی خواهند کرد و البته جوانتری به دلیل وضعیتش پیروز میدان هست حتی اگر در نتیجه شکست بخورد افرادش را تست زده و برای مرحله بعدی اماده می کند.

. اینکه " خانه پژوهش اداره فرهنگ یزد " در این میان چه نقشی ایفا می کند ، برای من سوال مهمی است. ولی نمی دانم چرا کسی علاقه ای به فکر در مورد ان ندارد. ایا این خانه منابع مالی جریان را تامین می کند؟ یا نه مثلا قرار است تولید فکر کند؟ یا یک پاتوق است؟ به هرحال این داستان ادامه دارد. خوبی ماجرا این است که دسترسی با اقای عجمین این روزها برای من به عنوان خبرنگار ایسنا راحت شده. یعنی این توهم در من به وجود امده که اقای عجمین به من اعتماد کرده ولی مطمئنم او در حال سوء استفاده از ایسنا به عنوان تریبون اش است. او دارد همه را تست می زند.چه خودی چه غیر خودی. .. 
86/2/14


یادش به خیر  باشه

 

 

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

88/01/18
دوستان زحمت کشیدند و زحمت میرحسین را به گردن حقیر انداختند. امروز خبرهای خوبی از میرحسین شنیدم. از طریق سایت کلمه. شما هم بد نیست. این فیلم و مجموعه فیلمهای دیگر میرحسین در این سایت و تصاویر رو ببینید.

راستی از مشارکت خبر می رسه که مثل اینکه جوانان هم قراره از میرحسین حمایت کنند. باریک الله به غیرت جوونای مشارکتی



موضوع : سياست
نوشته شده با پ. مهدوی # |

88/01/12
مرحوم مناقب - عکس وبلاگ میرنگار

مرحوم مناقب از جمله شخصیت هایی بود که در لیست افراد مصاحبه نشده من بود. زندگی ومنبر او اصلی ترین سوال های من از مرحوم بود. زمانی که دبیر سرویس سیاسی ایسنا یزد بودم یک بار در نزدیکی منزل آقای صدوقی او را دیدم بعد از معرفی و کلی ایجاد زمینه و پیش زمینه موضوع مصاحبه را مطرح کردم. اول کمی تعجب کرد چرا با مصاحبه با او و بعد به دلایلی که قبلا پیش بینی می کردم با خنده ای نمکی گفت: حالا بگذارید برای دفعه بعد که توی کوچه مرا دیدید.

این مسئله باعث شد دیگر از کسی در خیابان و جای غیرر سمی درخواست مصاحبه رسمی نکنم.

منبر او از جمله منبرهای معروف یزد بوده است و مردم یزد علاقه خاصی به او داشتند . اعلام دو روز عزای عمومی در یزد هم دلیل بر جایگاه بالای آقای مناقب در نزد مردم و البته مسئولان است. پیام جالب آقای صدوقی هم موید این نکته هست [اینجا بخوانید] روحش شاد.

پی نوشت: نکته تلخ ماجرا اینجاست که هیچ یک از رسانه های یزدی تا این لجظه مطلبی در مورد بیوگرافی و فعالیت های امام جمعه موقت یزد منتشر نکرده اند. یکی از ضعف رسانه های یزد نداشتن بانک اطلاعاتی مدون و به روز است.


موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده #

87/12/30

  یادداشت نوروزی وبلاگ یزدنگار

برای خواندن یادداشت اینجا کلیک کنید

برای دیدن عکس با کیفیت بهتر اینجا کلیک کنید

 

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/12/29

در چند روز اخیر در چند جمع سیاسی یزدی ها در تهران و یزد شرکت کردم. مهمترین مسئله مورد بحث انصراف خاتمی بود. تحلیل ها، خبرها و نظرهای مختلفی پیرامون این مسئله مطرح شد. اما در مجموع می توانم بگویم سیاسیون یزدی با انصراف خاتمی افسرده و دپرس (دپ) شده اند. البته این یک مسئله عام نیست و برخی هم به دلیل رفتارهای خاص خود واکنش منحصربه فرد چندانی از خود بروز نمی دهند. نکته طنز ماجرا اینجاست که برخی می خواهند به ستاد قالیباف بروند برخی دیگر تحریم کنند وبه فکر تغیر ساختار هستند برخی هم می گویند صبر کنید ببینیم چه می شود.

اما به نظرم فعالیت اصلاح طلبان یزدی در انتخابات آتی منوط به عملکرد ستاد میرحسین موسوی در استان است به طوری که اگر رییس ستاد فردی دارای مقبولیت بین اصلاح طلبان باشد بی شک واکنش های احساسی فعلی نسبت به انصراف خاتمی کمرنگ تر شده و فعالیت های ستاد او مثل برنامه ریزی های انجام شده در مورد ستاد خاتمی خواهد بود ولی در صورت انتخاب یک گزینه دیگر مطمئنا ستاد میرحسین موسوی باید دور کلمه یزد در نقشه سازمان رای خود یک دایره با رنگ قرمز ترسیم کند.

در هر شرایطی مهمترین مسئله که اتفاق خواهد افتاد رکود بسیار زیادی در فعالیت های سیاسی بعد از ۲۲ خرداد خواهد بود. نتیجه انتخابات با توجه به شرایط فعلی باعث خواهد شد احزاب و فعالان سیاسی یزد تا حد بسیار زیادی دچار رکود شده و فعالیت های آنان کمرنگ شود. من پیش بینی می کنم برخی از احزاب یزدی   به طور کلی کرکره را پایین بکشند.

پی نوشت: به پیشنهاد یکی از دوستان تقریبا منتقد رفتار خاتمی در این انتخابات کتاب "تکثرگرایی در جریان اسلامی" (عباس شادلو ۱۳۸۰ - نشر وزارء) را برای چند روز اول عید ۸۸ انتخاب کردم. در این کتاب ناگفته های تاریخی از علل پیدایش جریان راست و چپ مذهبی و .. را در بین سال های ۶۰ تا ۸۰ گفته است. مهمترین سوالی که در این کتاب به دنیال آن هستم این است که این میر حسین موسوی که می گویند کیست؟

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/12/26

خاتمي هم رفت.

خودم خبرش را اولين بار ديدم. البته پيش از ديدن، يک هفته اي بود که مي‌دانستم و دلم رضا نمي‌داد. گمان نمي بردم سيد اينقدر مرد باشد. آنقدر خالص که دل را به درد آورد. اينقدر مخلص که جز خود خود خود خدا هيچ نمي‌خواهد. 

دوستان کانديدايم را تعيين کرده بودند. اما در قرقر شادي و زر زر مهدي، من در اعماق وجودم خاتمي را دوست داشتم و دارم. 

ديشب برايش يک دل سير گريه کردم. يک دل سير. 

بوي بهار پيچيده و ما همه دوست داريم نو شويم. .. مثل بهار و از ديشب تا به حال همه اش صداي شاملوست که در گوش مي‌پيچد... وارتان بهار خنده زد و ارغوان شکفت...در خانه زير پنجره گل داد ياس پير... دست از گمان بدار ... با مرگ نحس پنجه ميافکن ... بودن به از نبود شدن خاصه در بهار ... وارتان سخن نگفت... سرافراز دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت... وارتان سخن بگو... مرغ سکوت جوجه مرگي فجيع را در آشيانه به بيضه نشسته است...وارتان سخن نگفت... چو خورشيد از تيرگي برآمد و در خون نشست و رفت ... وارتان سخن نگفت... وارتان ستاره بود...يک دم در اين ظلام درخشيد و جست و رفت ...وارتان سخن نگفت... وارتان بنفشه بود... گل داد و م‍ژده داد زمستان شکست ورفت...

همين...

موضوع : سياست
نوشته شده با پ. مهدوی # |

87/12/20

اعلام كانديداتوري آقاي ميرحسين موسوي هم مبارك باشد


موضوع : سياست
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/12/17

چند روز پیش در یک جمع دانشجویی وقتی از منفعل بودن دانشجویان در فعالیتهای سیاسی سوال پرسیدم یکی ازاونها جواب داد این کارها هزینه داره !

از هزینه هاش پرسیدم؟ جواب داد : برخورد مسئولین خوابگاه خیلی تنده ، یه جوری به آدم نگاه می کنن.

من حرفی برای زدن نداشتم.

اونشب کل وقتمو این مسئله بخودش مشغول کرد.

یکم  این حرفا رو با حرفای بزرگترام مقایسه کردم. اونهایی که سال 54 به خاطر اعتراض به سیستم ستم شاهی به حبس ابد محکوم می شدند، اونهایی که به خاطر پخش اعلامیه های امام گلوله می خوردند یا زیر شکنجه های ساواک حتی حاضر به فکر کردن درباره برنامه های سپاس هم نبودند. اونهایی که تو دهه 60 بخاطر آسایش یه عده دیگه درس و رفاه  رو رها کردند و تن خودشونو جلو تانک و تیر و گلوله قرار می دادند.

اونایی که حاضر بودند هر هزینه ایی رو برای  روز خوشی که تو ذهنشون بود بپردازند.

 نه! من سنم اینقدر نیست که اون روزها رو یادم باشه ولی خوب روزهای سالهای 76 تا 80 یادم هست که دانشجو چطور حاضر بود برای رسیدن به آرمانش جلو هر تهدید و کتک و فشار بایسته، یادم هست چطور حاضر بود ماهها انفرادی رو تحمل کنه.

 حاضر بود کتک بخوره ولی هرگز حاضر نبود ظلمو تحمل کنه ، حاضر نبود بی عدالتی رو تحمل کنه.

 یادمه چطور تا نیمه های شب روزنامه ها و نشریات دانشجویی رو آماده می کردند تا صبح بچه هایی که برای پخش کردن اونها میان معطل نشن.

اونا نگاه خشم آلود و دستهای پر ضرب مامورین بازداشتگاه رو تحمل می کردند، چون اعتقاد داشتند.

ولی حالا چی شده که حتی نمی تونیم نگاه تند مسئول خوابگاه رو تحمل کنیم.

از اینجا روی صحبت من با همه است نه فقط اونایی که از نگاه غضب آلود یک نفر دست از آرمانشون بر می دارند.

به فکر چاره باشین.

چطور می خواهیم جلو ظلم بایستیم، چطور می خواهیم جلوی دشمنامون بایستیم چطور می خواهیم ....

فکر کنم نگاه اونا خیلی تند تر از یک مسئول خوابگاه باشه.

یکم به خودمون بیایم.

اینو از یک بزرگی شنیدم که می گفت اگر بچه ایی رو از تاریکی ترسوندی مطمئن باش یک روز تو تاریکی تنهات می ذاره.

موضوع : سياست
نوشته شده با سید هادی بلوریان # |

87/12/06

در چند روز اخیر بعد از سفر محمود احمدی نژاد به استان یزد و استقبال جالب مردم از وی که از  فرودگاه تا میدان امیرچخماق و طی طریق مسیر ۲۰ دقیقه ای در سه ساعت، باعث انتشار خبر و تحلیل هایی بسیار زیادی در رسانه های مختلف و البته وبلاگی شده است.

اگر چه حاشیه های پر رنگ سفر باعث شده است متن آن زیباتر جلوه کند، ولی منشا اکثر این تحلیل ها سفری است که احمدی نژاد به یزد آمده است و یزد در فرهنگ سیاسی امروز یران، به زادگاه اصلاحات باز می گردد.

 هرچند تا حدی می توان این ایده زادگاه بودن اصلاحات را تنها به دلیل زادگاه بودن یزد سید محمد خاتمی زیر سوال برد ولی نتیجه ای چندان دلچسبی برای این مجال حاصل نمی شود.

سوال اساسی که ایجاد شده این است که آیا حضور مردم یزد در استقبال از احمدی نژاد دلیلی برای پیش بینی شکست خاتمی در انتخابات ۲۲ خرداد است؟

بی شک نظرهای متفاوتی ابراز خواهد شد ولی می توان تمامی آنها را در گروه آری  یا خیر دسته بندی کرد.

طرفداران پاسخ آری، معتقدند وقتی مردم یزد که خاتمی همشهریانش بوده در فاصله ۱۰۰ روز تا انتخابات چنین از احمدی نژاد استقبال می کنند، پس امکان تغییر موضع آن ها تا ۱۰۰ روز دیگر با توجه شرایط فعلی کشور ضعیف است. بر این اساس نزدیک ترین قوم ایران به خاتمی به او به عنوان رییس جمهور بعدی نگاه نمی کند و به این دلیل استقبال مردم نشانه و پیامی برای شکست طیف اصلاح طلب در انتخابات بعدی است.

حامیان پاسخ منفی نیز دلایلی دارند. اول آنکه مردم ایران به صورت فطری و ذاتی از مقامات رسمی در هر برهه ای از دوران ها حمایت کرده اند هرچند در برخی از موراد این حمایت ها صوری بوده ولی نگذاشته اند عدم برگزاری یک استقبال ساده موجب ناراحتی مقام عالی شود.

هرچند این نظر در چند سال اخیر دستخوش تغییر شده ولی هنوز بادوام است. ثانیا اینکه مردم ایران رفتارهای غیر قابل پیش بینی از خود بروز می دهند، انتخاب خاتمی در ۷۶ و یا حتی انتخاب احمدی نژاد در ۸۴ دلیلی بر این مدعاست و چنین فاصله زمانی ۱۰۰ روزه برای پیش بینی چنین انتخابی بسیار زیاد است.

به هر حال علاوه بر پاسخ ها و دلایل کذایی، تحلیل های دیگری نیز مطرح است ولی در مجموع این دو پاسخ، جمع بندی نهایی است.

اما شاید در این گزاره، باید نکته ای را هم مدنظر قرار دهیم؛ رفتارشناسی مردم یزد. اینجا یزد است و همین یزد بودنش باعث شده یزد بماند.

مردمی دارای رفتار معقول، آینده نگر، قدرت مدار، صلح جو، خواهان آرامش، قناعت ورز، تحلیل گر و محاسبه گر، با کیاست و.. بخشی از صفاتی است که می توان به یزدی های اصیل نسبت داد.

صفاتی که در عمل سبیه رفتار دیپلمات های انگلیسی است.

 به عنوان مثال در بسیاریی از شهرها محال است شما در خیابان عبور کنید و یک دعوا مشاهده نکنید ولی در یزد تماشای این حادثه به بخت و اقبال شما بستگی دارد، ممکن است در مدت زمان سه ماه حتی یک مورد دعوای خیابانی هم نبینید. نه اینکه مردم یزد اهل دعوا نباشند، خیر، به وقت خودش گلیم خود را از آب بیرون می کشند ولی آنها قبل از اینکه مشت اول را بزنند به این پاسخ این سوالات فکر می کنند که:

 آیا  فردا روزی کارم به دست این فرد خواهد افتاد؟

او با من چه رفتاری خواهد کرد؟

هزینه هایی که بابت این مشت باید پرداخت کنم با عوایدی که بدست می آورم چه نسبتی دارد؟

با توجه به بافت خاص فرهنگی شهر، دیدگاه مردم نسبت به من بعد از این مشت چقدر تغییر می کند؟

و ... .

با توجه به این مسائل مشتی رد و بدل نمی شود مگر آنکه مشت می بایست رد وبدل شود.

در مورد نسبت دادن این مثال با بحث استقبال از رییس جمهور اصولگرا در شهر اصلاح طلبان، باید گفت مردم یزد با روحیه محافظ کار و تحلیل گر خود و با توجه محاسبه های که فقط خودشان مفهوم آنرا درک می کنند مسیر سفر را شلوغ کردند. مردم یزد همان هایی هستند که در انتخابات نهم ریاست جمهوری علاقه خاصی به دکتر معین نشان دادند. عدم استقبال از سفر اول احمدی نژاد وابستگی شدیدی به طبع سیاسی مردم نداشت همانگونه که سفر دوم نیز چنین وابستگی ندارد.

بنابراین احساس می کنم چنین استقبال هایی را نمی توان پایه و اساسی برای یک تحلیل سیاسی در مورد مردم یزد قرار داد. مردم یزد رفتار انگلیسی دارند. زیاد نگران نباشید.

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/11/22
تيتر خيلي جذابي بود + يادداشت همراهش

 

نبرد آخرالزمان اصلاح طلبان و اصولگرایان

خاتمی - احمدی نژاد

از اينجا بخوانيد

 

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/11/21
آن مرد آمد

آن مرد از باران آمد

او بی تردید و با تدبیر آمد

آن مرد فرزند فاضل و با تقوای امام است

او یار امام و شهیدان است

او از مردم و با مردم است و برای مردم با همان عهد پیشین آمده است

او با رای من و تو

در دومین دوم خرداد (22خرداد)  ردای خدمتگزاری را مجددا بر تن خواهد کرد

نام او یادآور استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی است

آن مرد آمده است و منتظر ماست که او را همراهی کنیم...

به یمن مقدم آن مــرد پر برکــات ....... ورق خورد اینک نوین صفحات

کنون که آمده است خاتم دل ها ...... صفای مقدم بارانی اش صلوات


فایل صوتی سخنرانی خاتمی و اعلام کاندیداتوی وی را با کلیک کردن بر اینجا دانلود کنید

به دليل ذيق وقت از وبلاگ بهار نو كپي كردم

موضوع : سياست
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/10/24

رییس جمهور سابق کشورمان گفت: من به همه اصلاح طلبان و نیز کسانی  که ممکن است جزء اصلاح طلبان نیز نباشند ولی دلشان می خواهد در وضع کنونی تحولی ایجاد شود، ضمن احترام به همه کسانی که کاندیداتوری خود را اعلام کردند یا اعلام خواهند کرد، می گویم به یاری خداوند یک نفر از میان من و آقای مهندس موسوی نامزد خواهد شد.

سید محمد خاتمی در پایان خاطر نشان کرد: معتقدم اگر در انتخابات آزادی باشد و از امکانات موجود سوء استفاده نشود، سخت گیری های بیجا نشود و واقعاً رای مردم مورد حرمت قرار گیرد، تردید ندارم وضع طور دیگری خواهد بود و حتی کسانی که امروز سر کار هستند و می خواهند دوباره بیایند باید شعار های خودشان را عوض کنند . به هر حال آنچه باید مورد احترام باشد رأی مردم است که در فضای آزاد و با استفاده از آنچه قانون معین کرده است ابراز شود و مورد حمایت قرار گیرد. نتیجه هر چه باشد مبارک است

براري مطالعه جزييات سخنراني سيد محمد خاتمي اينجا را كليك كنيد

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/09/19

علم بهتر است یا ثروت سوالی بوده که همیشه مثل بختک به عنوان موضوع انشا در تمامی دوره های  تحصیلی برایمان انتخاب می کردند و ما هم می نگاشتی ایم.

اما زمانی رسیده که برخی افراد ثروتمند و حتی دانشمند در عرصه قدرت  کم آورده اند و انگار مسئله و جدال فقط بین دو واژه ثروت و حکمت نیست!

این دغدغه دبیران انشاه باعث شد پای صحبت یک اهل قدرت بنشینم  و تعریفش از "قدرت" را جویا شوم.

شاید در نگاه اول دو پارامتر ثروت و علم راه نیل به قدرت باشد لیکن دائمی و همه گیر نیست یعنی هر ثروتمندی لاجرم قدرتمند نمی شود و هر عالمی هم صدر درصد قدرتمند. هرچند مثال نقض دارد ولی از آن سو هم آدم هایی بودند که بی هیچ ثروت و حتی علم اینک در زمره قدرتمندان قرار گرفته اند.

در تعریف قدرت باید گفت، قدرت داشتن برگه های بیشتر برای گذاشتن روی میز است. به بيان دقيق، قدرت، مشت پر ما از اسرار است . هر قدر از اسراری با خبری، در آن حوزه از اسرار، قدرتمندتری. و آدمی در هر جا که هست هميشه در حال تلاش برای بالا بردن داشته های خود از اسراردانی است.

 

هيچ قدرتی بدون راز نيست. هر قدرتی يعنی قدرت بر اسرار. و تفاوتی نباید گذاشت بین قدرت  فیزیک اينشتين و یا آدم کهنه کار سياسی مثل بهزاد نبوی.

قدرت شبکه ای از اسرار است. قدرت علمی يا صنفی يا فنی يا سياسی. چنانکه قدرت ادبی و شعری و هنری.

آهای خبرنگار؛ قدرت دانستن رمز است (با صدای سرفه گوینده)

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/09/07
خیلی ناگهانی گذرم به ایسنا - یزد افتاد - هیچ وقت از خبرهای خاص در رسانه ای که قبلا خودم در آن فعال بودم تعجب نکردم ولی تیتری که ایسنایی ها برای اقای دوران انتخاب کردند برایم خیلی تعجب آور بود:

معاون سياسي امنيتي استاندار يزد: فضاي نقد در استان باز است!

نا خود آگاه به یاد شعری از نیما افتادم:

داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در آغوش پست خاک می گوید..

 

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/07/26
 

شیخ اصلاحات دوباره خوابید

مهدی کروبی در اولین کنگره حزب اعتمادملی

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/07/25
 

روما نوپرودي  در یزد:

 تیتر خبر: در دنیای سیاسی آینده جهان نباید نقش یزد را نادید گرفت

خلاصه خبر: روما نوپرودي   نخست وزیر سابق ایتالیا در مراسم گرامیداشت سید محمد خاتمی در زادگاه رییس جمهور سابق ایران با اشاره به اینکه در دنیای سیاسی جهان که کشورهایی مثل چین و هند و قاره ای مثل آسیا در حال ظهور هستند نباید  نقش یزد و تاثیرگذاری اش بر معادلات سیاسی جهان را نادیده گرفت

 نکته: نمی دانم چرا هیچ رسانه ای این خبر را کار نکرد؟

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/03/01

 

چون بعد از عثمان، حضرت امیرالمونین علیه السلام مرتکب خلافت شدند عاملان عثمان را عزل فرمود و "سلم بن زیاد" به فارس فرستاد و عراق عجم را بدو و "سلم بن زیاد" به فارس آمد و عراق را ضبط داد و در فارس "دروازه سلم" را مفتوح گردانید و آن دروازه به اسم او مشهور شد.

 مال تمام عراق را به شیراز پیش او بردند از اصفهان و قم و کاشان و ابرقو و یزد و سلم به خدمت امیرالمونین علیه السلام می فرستاد .... بعد از امیرالمومنین بنی امیه استیلا یافت .

امارت به عبدالملک بن مروان رسید. او را معلمی بود که "ابولعلا طوقی" می گفتند و معتقد فیه بنی امیه بود.

عبدالملک یزد را به "ابولعلا" داد واو را با علم( پرچم) یزید ( همانی که عبیداله بن زیاد در کربلا در مقابل امام حسین(ع) به همراه داشت) به یزد فرستاد .

ابولعلا به یزد آمد و علم همراه بیاورد و در این مقام امروز "بایله" (پاپله) می خوانند، فرود آمد و بفرمود که جهت او باغی خرم بسازند ودر میان قصری برافراختند.

ابولعلا در آن باغ ساکن شد و آن را باغ و قصر "ابولعلا" گفتندی و "باغ علی" را به لغت یزد بایله گفتندی.

ابولعلا مردم را به بنی امیه دعوت کرد و او در یزد بود تا زمان مروان و هیچ کس او را از یزد انتزاع نکرد و تبع او در در یزد بسیار شد.

 

 

پی نوشت 1:

ابولعلا پس از چندی در قلعه ابرندآباد یزد به دست دیگر عرب به نام " احمد زمجی" سوزانده شد .

 

پی نوشت 2:

احمد زمجی بعداز تخریب باغ ابولعلا در کنار آن باغی نیکوتر بنا کرد. این باغ امروز به نام محله "محمدآباد" معروف است.

 

منبع: تاریخ جدید یزد – مقالت دوم  - تالیف احمد بن حسین بن علی کاتب – پس از سال 862 هجری به کوشش ایرج افشار

 

پی نوشت۳: توی هر ظرف که بریزی اش،شکل همان را به خود می گیرد؛حقیقتی که اسیر شرایط ماست! 

 امروز با اکثریت آرا به این دیدگاه معتقد شدم

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/02/27
به واسطه حادثه عظیمی که به تازگی روی داد، پشت تمام مظلومین و مشروطه خواهان شکست و سکته بزرگی در تشکیل انجمن ایالتی روی داد. شرح ماجرا این است که در ایران هر ایالت و ولایتی که دور از مرکز است به همان درجه مسافت و بعد تا پایتخت، ظلم و ستم ضعف و شدت دارد. چنانچه در یزد به همین جهت اجحاف و تعدی سالهاست شیوع داشته و دارد و در این اوقات که کلیه اهالی به جان و به ستوه آمده و در خیال حفظ حقوق خود برآمده و یکی از آنان ( محمد تقي مازارچي) که کمال جد و کوشش در اجرای پیشرفت معنی مشروطیت و انعقاد انجمن ایالتی را داشت به حب نوع و وطن دوستی مشهور بود. این مرحوم بودن خوف و بیم از مستبدین تا توانست در این مقصد مقدس خودداری نکرد و شب و روز آنی آسوده نبوده و برای انجمن ایالتی، خانه آقا سید ابوالقاسم ازغندی را از نو ساخت و تهیه اثاثیه آنجا را می دید که مستبدین امانش نداند که جلو غلط کاری های آنها را بگیرد و مردم را از دست ظلم و ستم و بی حسابی آنان خلاص نماید. مخالفین و معاندین مشروطه که رئیس آنان مشیر الممالک است، از بدو امر با این بیچاره کمال دشمنی را داشتند و این دفعه ابوالقاسم، برادر این شهید راه وطن را محرک شدند که در سلخ ماه رمضان در معبر عام با رولور با زبان روزه این مرد را کشت! و داغ حسرت بر دل تمام غیرتمندان و صاحبان وجدان گذاشت و همه اهل شهر را ماتم زده و سوگوار کرد.
قاتل نیز در زاویه حضرت معصومزاده (منظور امامزاده جعفر) متحصن است و جمعی مردمان گمراه که آن مکان مقدس را سرمایه کسب و شغل و معیشت خود قرار داده اند و هر جایی و مقصدی را که بر طبق قانون الهی بایستی به جزا و قصاص برسند برای جلب انتفاع در آنجا پناه می دهند او را حفظ کرده اند و با این که از تمام علما احکام قصاص قاتل صادر شده، بستگان و گماشتگان مشیر الممالک، مسلح از او حمایت می کنند و مانع اجرای امر الهیند و به جهت مشروطه خواهی و حمایت فوق العاده که این شهید مظلوم از مجلس مقدس شورا داشت، یکی از شعرا در ماده تاریخ فوتش این طور می سراید:«محب مجلس ملی به یزد گشت شهید»
از تغییر حکومت و نفوذ مستبدین که همواره برای پیشرفت مقاصد سخیفه خود، آتش فتنه را دامن می زنند، اگر به زودی اولیای دولت توجهی به یزد ننمایند اهالی آنجا عموما و زرتشتیان بیچاره خصوصا، دچار مخاطرات عظیمه خواهند شد. (امضای چهل و نه نفر)


روايت روزنامه صوراسرافيل از وقايع مشروطه در يزد تاريخ 10 شوال 1325 قمری

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/02/21
گناه شده است جزوی از بیوگرافی ما، همیشه با ما در کنار ما .

نه از آن راه فرارای است نه  علاجی و نه علاقه ای به علاج.

آرام بگیر و لب خموش کن، شده کار ما، سیره ما،  راه ما .

 این عین گناه است، عين لذتی پوشالی است

مست می شوی در آبشخور این گناه با هزار حوریه رویایی اش. ننوشتن، نگفتن و نخوانیدنش در ما جا خوش کرده  رسوخ کرده، آن شده چون من که این شدم. 

پس:

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن...

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/02/06
یک عزیزی که با دید بسیار وسیعی نیز شهره هستند به اینترنت لقب"چراگاه مدرن دنیای امروز" داده است. پس زین پس به جای واژه منفور و قدیمی"سلام" بگوییم: بع بع

پی نوشت: جهت کسب اطلاعات بیشتر به سرمقاله هفته نامه جام یزد(نشریه ارگانی حزب اصولگرای جامعه اسلامی مهندسین یزد) و ... مراجعه یا باشماره تلفن .... تماس حاصل نمایید.

پی نوشت۲: يادداشت هاي مغرضانه و غير مغرضانه

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/02/05
حسن منتظرقائم

در نظر داشتم روایتی از زندگی شهید محمد منتظرقائم که به راستی "سردار تنهایی" است به مناسبت سالگرد حادثه طبس منتشر کنم، در جستجوی منابع مختلف سر از کیهان فرهنگی درآوردم، مرحوم حسن منتظرقائم برادر شهید محمد، به عنوان یکی از بانیان این نشریه فرهنگی و تاثیرگذار یادداشتی در سالگرد شهادت یک سالگی برادرش نوشته بود، هرچند روایت گونه ای از زندگی "سردار تنها" مهیا کردم، انتشار دوباره یادداشت "برادر در غم برادر" که در کیهان فرهنگی [شماره ششم] به نام "شکوه شهادت" منتشر شده بود، جایگزین بسیار خوبی بود:

  مرحوم حسن منتظرقائم      

شکوه شهادت

بلندگو كه صدايم كرد از پله ها با اكراه  بالا رفتم . صبح زود بود و صبحانه مي خوردم . از پشت گوشي صداي لرزاني گفت:"عباس ... هستم از يزد . پدر- مادرتون تهرونند ؟" گفتم : بله . بغض توي گلويش گره خورده بود ، ادامه  داد:" محمدآقا، زخمي شده است، زودتر بيائيد". دردي كه از صدايش مي باريد خبر دارم كرد . بي مقدمه و محكم پرسيدم : شهيد شده ؟ آهسته جواب مثبت داد! انگار پاسخي كه داد مثل سنگ سنگيني در درياي اشك يا اقيانوس حيرت پرخروش غرق مي شد كه خفه و گنگ بود يا از ته چاه ناباوري و حسرت برمي آمد كه كوتاه بود . اما من تعجب نكردم ، اصلاً گويا خبري را كه مدتها منتظرش بودم دريافته ام ، خبري كه كاملاً آماده شنيدنش بودم فقط گفتم : « به خدا مي دانستم او بالاخره شهيد خواهد شد » . شهید محمد منظرقائم در حال سخنرانی سیاسی

برايم توضيح داد كه به جنگ آمريكائيهاي متجاوز رفته بوده و مرز هراس ارتشيان  و پاسداراني كه منطقه  را از 3 كيلومتري محاصره كرده بودند و پيش نمي رفتند شكسته و موتورهاي آمريكايی ها وجيپ آنها را با كمك ديگر برادران پاسدارش به كنار جاده آورده و بعد درون هليكوپتر رفته است وغنايم و اسناد جنگ « شيطان بزرگ » را با خدا براي  « بيت المال » مي آورده است كه از بالا بمباران شده و دستش قطع و قلبش بر خاك تفته كوير پريشان گشته و اين واقعه عصر جمعه ساعت 5/5 بوده است . رفته اند بالاي بلند و خون گرفته اش را بياورند و من مي بايست پدرومادر و خواهر و برادر را كه در پي  « خواستگاري عروس » به تهران آمده بودند ،  به سرعت به استقبال شهيد بروم و اين  سنگين تر از خود خبر بود ، چراكه محمد را مي شناختم ، برادرمن است و مي دانستم كه با شهادت چه انسي دارد و چه اشتياقي و مي دانستم  به همان گونه  كه مادري 9 ماه فرزند خويش را همه جا با خود ، و درخود به همراه مي برد و با او سخن مي گويد و شوخي مي كند و از خويش پاسداري مي كند تا او رشد و تكامل يابد و (برسد) به همان گونه كه همواره در انتظار آن لحظه موعود – آن لحظه  ظهور – آن لحظه تولد فرزند ، دلش پرمي زند و گاهي از ياد و شوق آن ، قلبش مي تپد وگونه اش گل مي اندازد و تنش گرم مي شود  و به آن آينده پس از « زادن » فكر مي كند و فخر مي كند و براي آن هر رنجي را به جان مي خرد و هر دستوري را كه براي نيكوتر شدن و ارجمندتر شدن فرزندش لازم است ، عمل مي كند و همه « نه ها » و مواظبت ها و احتياط ها را به جا مي آورد و انتظار مي كشد و انتظار مي كشد و زيرلب براي فرزندش زمزمه مي كند و در اين 9 ماه و 9 روز حركتهايش را در جهت او تنظيم مي كند ودر جذبه او به خواب مي رود و با ياد او  برمي خيزد و به خاطر او غذا مي خورد  يا نمي خورد ...

 شهید محمد منتظرقائم، اولین فرمانده سپاه استا نیزد- نفر وسط« محمد» هم به همين  گونه 12 سال با « شهادت » سخن گفته بود و رشد كرده بود ودر تب اشتياق  آن لحظه موعود سوخته بود و آن « لحظه سرخ تولد- آن لحظه زادن شهيد » آن « واقعه » آن « رسيدن » آن « چشمه جوشيدن » آن  « به اصل پيوستن » را انتظار كشيده بود همه مراقبت هاي لازم و احتياط ها را مي كرد تا اين « ميلاد خونين »  شايسته و پاك و الهي باشد .

سالها با شهادت رازونياز  كرده بود ، شوخي كرده بود ، برايش شعر خوانده بود ، با او تغزل كرده بود – و خود را در دامان او و او را در دل خويش پرورانده بود . بارها نيز به گمان همان لحظه موعود مشتاق و پرجذبه براي پريدن و جهيدن و رسيدن و زادن ، آغوش گشوده بود و در هوايش بال زده بود ، و حتي بارها به درد نشسته بود ، به خود آغشته بود و دستهاي گرم و مهربان شهادت را فشرده بود ولي تا « ميلاد» هنوز فاصله بود . ولي هرچه زمان بيشتر مي گذشت ، دلش در اين « شوق ديدار » بيشتر مي تپيد و قلبش براي رسيدن آن لحظه شكوهمند بيشتر مي كوفت و « شرح درد اشتياق » را بهتر مي شنيد .

 

من مي ديدم كه چگونه آنچه را كه خداي شهادت گفته بود ، با دقت مراعات مي كرد تا در تولد اشكالي پيش نيايد ، ناقص تر نباشد ، معلول نشود . كسر و كمبود نداشته باشد و اين جز با رژيم سخت و توانفرساي روحي ، جز با تزكيه و خودسازي و پاكسازي درون از رنگ و ريا و مكر و فريب و خودخواهي و مقام طلبي و خودنمايي و جز با گام نهادن آن هم بلند و پرتوان در سرزمين عشق و ايثار و نفي وابستگي و خلوص و وارستگي و شجاعت ، امكان نداشت و او چنين كرد و گام نهاده بود و عاشقانه مي پيمود ...

 

از هرچه براي « شهادت » بد بود پرهيز مي كرد . مي دانست كه ريا و خودنمايي و ... دشمن شهادت است و شهادت را با آن چهره خونين و گشاده و خندان ، با آن قامت دلاور بلند پرتحرك و پرافتخار و هميشه در ميدان ، به مرگ ، به مردن با قيافه اي پژمرده و زرد و درهم تكيده و سوگوار و در بستر خفته ، تبديل مي كند حتي اگرسرخ و درميدان باشد – لذا با نفرت  از آن فرار مي كرد و دل به درياي صداقت و خلوص و يكرنگي زده بود و از ميان هرآنچه بود و نبود « رضاي خدا » را انتخاب كرده بود .

 

مي دانست كه مقام طلبي و تن پروري و تسليم و ضعفهاي غريزي و خودخواهي و... را ، با چنگ يازيدن به شاخه هاي بكر فلق  كه بر شانه سپيده دمان روييده است و در نور و رهايي و عظمت پر از شكوفه هاي شكفته است ، فاصله بسيار است و راه ديگر گونه و درجهت خلاف ، و براين اساس براسب تيزتك « تقوي » و « بينش » و « يقين » از اين ظلمت ها به تاخت فرار كرده بلود و به نشانه قلب كوره خورشيد پيش رفته بود . شهید منظرقائم -- زیرنویس عکس: وحدت - وحدت

 

او را مي شناختم و مي دانستم كه چگونه اين لحظه ر ا انتظار كشيده بود و همه حركتهايش را  همه انتخابها و عكس العمل هايش  را در رابطه با « آن » تنظيم كرده بود و مي ديدم كه چگونه خدا نيز در اين « مهم » او را ياري مي داد و اين اواخر سباب و وسايل رسيدن و خوب رسيدن به « نيستان » را برايش فراهم مي كرد و مشكلات او را برمي داشت كه البته  در اين ميانه گردباد ، به آزمايشهاي سخت نيز دچار مي شد  ولي هربار پيراسته ترو پاك تر ، سربرمي كشيد ، انگار به جاي رودررويي با سخيتها در چشمه زلالي فرورفته و برآمده است .

 

با اين شناخت بود كه مي دانستم او در انتظاري طولاني و پيمودن راهي گران و در اشتياق اينك به قله رسيده و به ميلاد ايستاده است : « ميلاد سرخ مجاهد » در راهپويي به لقاء الله ، و پيوستن به ازليت و ابديت و اطمينان و آرامش و رشد الهي . اما پدرومادرم و مخصوصاً خواهرم را نمي دانستم چگونه بگويم ، و چگونه درحالي كه عازم خريد و مقدمات عروسي هستند و فعلاً هيچ قصد رفتن به يزد را ندارند ، بناگاه برگردانم ...

البته مي دانستم كه « محمد» تا آن جا كه در توان داشته است آنان را بر این حادثه بر این میلاد مهیا کرده است

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/01/20

 گویا روز گذشته مهندس بیطرف وزیر نیرو در دولت خاتمی به ستاد انتخاباتی اقای اولیا رفته است. آنچه وب سایت یزد آنلاین که وابسته ارگانی این ستاد است منتشر کرده دارای نکته ظریفی بود: کلیک کنید

 

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/01/14
 

مقاله ای برای این عکس بخوانید:

تكرار اشتباه شاه توسط‌احمدي‌نژاد

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/01/10

 

همیشه بهره گرفتن از نام افراد و شخصیت ها در شرایط خاص کارساز بوده است، همه پذیرفته ایم که اگر فلانی معاون فلانی بوده باشد و فلانی هم مدیر با کارنامه درخشان و وجه عالی و تاثیرگذار، بی شک این معاشرت تحفه ای برای معاون داشته و او نیز در کنار نام فلان مدیر قرار گرفته و صاحب همان جایگاه می شود.

استفاده از چهرهای کاریزماتیک در تمامی موراد که یک طرف ماجرا مردم باشند، مفید است نمونه مهم و جالب تر ، انتخابات است. ­در انتخابات برای انتخاب کنندگان مهم است که منتخبشان که بوده و با چه کسانی حشر و نشر داشته و دارد و در اینجاست که کاندیدا می تواند نام چند شخصیت معتمد مردم را در کنار نام خود قرار دهد وصاحب رای ماراتن شود.

در یزد چند چهره کاریزماتیک وجود دارند که در انتخابات های گذشته برای برخی صاحب منصبان امروزی سودآور بوده اند.

آیت الله شهیدصدوقی، حاج غلامرضا فقیه خراسانی، سید جواد حیدری، مرحوم آیت الله خاتمی  و... نمونه های بارز آن هستند.

برای هرکدام مثال های زیادی و جالبی وجود دارد، اما این مطلب را تنها به  حاج غلامرضا فقیه خراسانی اختصاص می دهم . در انتخابات شورای های شهر سه کاندیدا، نام وی را در تمامی صفحات تبلیغات های متنوع خود گذاشتند و یکی موفق شد رای بالایی بگیرید.

در انتخابات دور ه اول مجلس هشتم هم فلان آقایی که رای هم نیاورد، ادعا کرده بود در اوان کودکی در خانه وی کار می کرده و از او کسب فیض کرده است.

دیگری در فلان شهرستان هم شبیه چنین توضیحی به مردم داده بود که تنه ما به تنه حاج غلامرضا فقیه خراسانی خورده و ما هم از فیض  او بی نصیب نبوده ایم.

این مطلب فقط گوشه چشمی یه این مصرع بود: یک شغل خفن در این نام نهفته است

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

87/01/04

  یزد در سال 86؛ بدرقه سرداران

بدرقه سرداران: اکبرشاهی- فرهنگ دوست- فلاح زاده - جعفری

 

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، در سال 86 دچار تغییر و تحولاتی در رده بالای فرماندهی خود شد، پس لرزه این تغییرات در استان یزد هم قابل لمس بود.

نیمه های تابستان یک یزدی جایگزین سردار صفوی شد. "صفوی" رخت مشاوره رهبری پوشید و ردای فرماندهی را به "جعفری" داد. یک سردار خداحافظی کرد و دیگری سلام داد.

سردار دیگری رخت نظامی از تن درآورد و کت و شلوار اتو کشیده پوشید. محمدرضا فلاح زاده استاندار یزد شد و بعد از خداحافظی، سلام دوباره داد از جنسی دیگر... .

 فلاح زاده در حالی به ساختمان چند طبقه استانداری یزد آمد که استاندار پیشین بیماری مزمن سردرد را مهر تاییدی بر نامه استعفایش به رییس جمهور می دانست. ابولقاسم عاصی یک استاد دانشگاه، عنوان اولین استاندار مستعفی دولت نهم در استان گرفت و چنین رفت تا فلاح زاده  جایگزینش شود.

 

استاندار جدید که اینک "ژنرال سیاستمدار" لقبش بود یک سردار دیگر را به ساختمان رنگ رو رفته استانداری یزد دعوت کرد،  گویا سردار "فرهنگ دوست" در مقام "مشاوره" فلاح زاده جایگاه "عالی" یافته بود ... .

سردار فرهنگ دوست که 88 ماه سباقه فعالیت در دفاع مقدس دارد را توانی بیش از یک مشاورت عالی سرداری دیگر بود، او را صندلی مهمتری برای خدمت می باید انتخاب کرد.

سردار" مهره کش" از فرماندهی سپاه استان خداحافظی کرد، او اصفهانی بود، یزدی نبود... و در این میانه سردار "فرهنگ دوست" بار امانت فرماندهی سپاه استان به دوش کشید.

داستان سه سردار در  استان، از راستان است، سال 86 برای استان یزد "سال بدرقه سرداران" بود.

سال 87 سالی است که "سه سردار یزدی" ماموریت های ویژه ای دارند:

جعفری در فرماندهی سپاه ایران است که معتقد است: ماموریت اصلی سپاه، مقابله با تهدیدات داخلی است...

فلاح زاده که این روزها همه او را به نام استاندار یزد می شناسند. او تنها به اجرایی شدن مصوبات سفرهای مهم سال 85 و 86 یعنی سفر احمدی نژاد در اسفند دو سال پیش و سفر مقام معظم رهبری در دی ماه 86 به استان یزد نظر انداخته است.

سردار فرهنگ دوست که می بایست همسو با فرمانده جدید، سپاه پاسداران را تجلی دهد.

.

.

.

سال به پایان نرسیده است که به ناگه سردار دیگری از یزد رهسپار پایتخت شده تا ناجی ناجای تهران بزرگ شود.

سردار اکبرشاهی، رسانه ای ترین فرمانده نیروی انتظامی استان، هرچند سال تحویل 86 را در یزدگذارند ولی گویا ستاره اقبالش در اسفند چنان طلوع کرد تا جایگزین سردار دیگری شود...

 

گویا تازه کار برای سرداران شروع شده است....

 

 

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/11/30
آنچه از اخبار بر می آید تقریبا تمامی کاندیداهای اصلاح طلب و وابسته به این جریان توسط مراجع مختلف برای انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت شده اند.
خبرهای رسیده از تنها حوزه "اصلاح طلب دار" یزد نیز حاکی است صلاحیت محمدرضا تابش دبیر فراکسیون اقلیت مجلس به عهده شورای محترم نگهبان گذارده شده است. با این شرایط اصولگرایان یزدی در انتخابات مجلس هشتم بی رقیب شده اند.
آنچه امروز پیش روی کاندیداهای اصلاح طلب می باشد  انتخاب یک راه از دوراهی پیش رو است:

1- انصراف قطعی از ادامه فعالیت در انتخابات  و عدم اعتراض به شورای نگهبان
2- اعتراض به رد صلاحیت ها در شورای نگهبان و انتظار تا تایید صلاحیت

اول: اصلاح طلبان یزدی در صورت انتخاب گزینه اول و انصراف قطعی از ادامه روند فعالیت در انتخابات بی شک خود را در آزمون "جایگاه اجتماعی" خویش قرار می دهند، آزمونی که نتیجه آن به طور حتم میزانی در مورد نحوه رفتار مسئولان در انتخابات آتی ریاست جمهوری خواهد بود.
اگر "انصراف بدون جنجال" اصلاح طلبان از گردونه انتخابات و تک قطبی شدن رقابت به سبک انتخابات هشتم با اقبال عمومی جامعه مواجه شود، هرچند این جریان سیاسی در کوتاه مدت صدمه شدیدی خواهد دید ولی با برگ برنده "اقبال عمومی جامعه" در دراز مدت می تواند به "بازگشت به قدرت" امیدوار باشد.در غیر این صورت اصلاح طلبان باید خود را حریان حذف شده از قدرت پندارند.

دوم: اگر افراد رد صلاحیت شده که برخی از آنها جایگاه قابل قبول در جامعه داشته و از گزینه های احتمالی پیروزی در انتخابات محسوب می شوند به نحوه بررسی صلاحیت هیئت نظارت اعتراض کنندو منتظر رای شورای محترم نگهبان بنشینند بی شک تنها باید " امید به آرزو" داشته و احتمال پذیرفته شدن " وساطت بزرگان" را انتظار کشند، هرچند با شرایط موجود احتمال اعتراض به رد صلاحیت های انجام شده ضعیف است

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/11/27
چند روزی است که نتیجه فعالیت دیدگاه هیت اجرای یزد اعلام شده و آقای حمید کلانتری تنها کسی در استان بوده که هیئت اجرایی نه توانسته او را تایید کند و نه توانسته او را رد کند، پس در نامه ای برایش نوشته اند" عدم احراز صلاحیت"، هرچند رفقای اقای احمدی نژاد او را رد نکرده اند ولی گویا دوستان آقای جنتی هنوز هم تصمیم قطعی نگرفته اند.
اقای کلانتری را اول بار در کسوت استاندار یزد در جلسه ای با حضور چند  کارشناس دیدم  برایم جالب بود در هر مسئله ای ایده ای مطرح می کرد و به قولی صاحب  نظر در عرصه های مختلف بود.شاید علت این دیدباز وی عملکرد'>http://www.irec.ir/contents.aspx?p=358bb19d-528a-4d12-942a-e05f878756f3">عملکرد و سوابق مختلفکاری  ایشان باشد.هم اکنون هم در مجمع تشخیص مملکت فعال هستند و صاحب منصب، به هر حال اگر استاندار مملکت رد صلاحیت شود، من که از اهالی دهه شصت مملکت فخیمه هستم به خیلی چیزهای دیگر مملکت تغیر نظر خواهم داد.
اما به نظر من اصلاح طلبان باید از رد صلاحیت اقای کلانتری و امثال ایشان  استقبال کنند چراکه در فضایی که هیچ نمایندهای از خودی هاتان نباشد خیلی راحت تر می توان فعل سیاسی انجام داد...
 این شعر طنز مرحوم "حالت" به را آقای کلانتریhttp://kalantari.parsiblog.com/">کلانتری> که این چند روز به شدت دنبال تاییدیه گرفتن خوداز منتصبین قبلی خود هستند تقدیم می کنم:

هر منعمی که افتاد دنبال انتخابات
ما و منال او گشت پامال انتخابات
آن تاجری که هروز دنبال پول می رفت
امروز اوفتاده است دنبال انتخابات
در بازی وکالت خوشبخت آن حریفی
کاورا به دست افتد تک خال انتخابات
احوال انتخابات هر دوره خوب و خوش بود
این دوره گشته ناخوش احوال انتخابات
از بهرما که هر روز جنجال تازه ای هست
امروز گشته پیدا جنجال انتخابات
آن بیخبر که بی پول خواهد وکیل گردد
گویا خبر ندارد از حال انتخابات
دولت زدست مجلس گر شد دچار اشکال
اشکال کار او بود اشکال انتخابات
در جاده ی وکالت آهسته پای بگذار
گودال سهمناکی است گودال انتخابات
بازار انتخاباتی دانی که را دهد سود؟
آن را که گشته امروز دلال انتخابات

ابولقاسم حالت؛ تهران مصور 27/8/1322 شمسی

موضوع :
سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/06/01
سایت یزدفردا در مطلبی  از همدلی صحیبت می کند آن هم در این روزها... واقعا گاهی وقتها برخی خبرها مثل خبر برتر شدن روابط عمومی استانداری یزد طنز به معنی واقعی است، از همدلی سخن می گویید ولی مدعیان مهرورزی رفتار دیگری دارند.. لطفا بی خیال اخلاص زمان جنگ شوید که دیگر وجود ندارد

نکته : به اطلاع دوستان می رسانم جدیدا مقاله ای طنزی در خصوص اخلاق مسئولین یزدی در حال تحریر هستم که اسمش شباهت های آقای تابش و رابرت دنیرو است

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/05/29

 

داستان های دوره اول تحصیل بی شک نقش مهم و محسوسی در زندگی آینده هر دانش آموزی ایفا می کنند، خواه این دانش آموز امروز در لباس رییس جمهور بر معلم بودن خود به دیگران بنازد. داستان تصمیم کبری، شاید یکی از آن داستان هایی باشد که همچون آن مرد با اسب در باران آمد،  چوپان دروغگو و بابا آب داد، نوعی شیوه درست زیستن را از اوان کودکی بیاموزاند.

کبری شخصیتی است نه از جنس بانوی همسایه بلکه فردی است که بهترین عمل عصر امروز یعنی مطالعه را در فضای نا امن همچون حیاط خانه انجام می دهد و به ناگاه درگیر شدن به موضوعی دیگر ا و را و کتابش را از هم جدا می کند و در نهایت هم او  و هم کتابش دچار نوعی خسارت و زیان میشوند.

این رخداد احمدی نژاد را نیز شامل شد و یک انتخاب اشتباه برای مدیریت استان به صرف یک فرد خوب، عاقبت را چنان تیره و تار کرد که هم او و هم منتخبش دچار نقص شدند و دولت اینچنینی در میانه راه با هزارو یک حاشیه پررنگ مجبور به تغییر کابینه اش در استان شود

و اما امروز دیار مردمان خونگرم و زحمتکش یزد  پس از دوساله شدن دولت نهم مفعول یک تصمیم کبریی دیگر شد، دارلعباده  که کم کم لقب استان بی استاندار می گرفت امروز باید شاهد به کرسی نشستن یکی دیگر از نظامیانی با عنوان سردار باشد، سردار که خوب بودن استخاره میانه اش را بر بد بودنش ترجیح داد و به هیئت دولت رفت تا رخت استانداری بپوشد با خیاطی استادی به نام محمود احمدی نژاد.

کبری داستان یک تصمیم اساسی گرفت و اینکه همیشه خواندن کتاب زیر درخت حیاط خوب نیست هرچند کتابش خوب باشد، تجربه تلخ یک انتخاب اشتباه دولت ساختارشکن نهم را چنان در استان دچار هیجان سیاسی کرد که امروز دیگر حتی علاقه ای به گویه های دلسوزانه نماینده رهبر و حتی نمایندگان مردم ان دیار ندارد و خود بار دیگر تصمیمی برای خود می گیرد، یک تصمیم کبری.

ادامه دارد...

 

 

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/05/15
از زمان که عاصی به عنوان استاندار یزد معرفی شد همه به دنبال اسم استاندار جدید بودند، بعضی وقتها بیشتر و بعضی زمان ها کمتر. ولی همه می دانستند که عاصی استاندار نمی ماند و دلایل زیادی هم مطرح بوده است. اما این تغییر هم مثل بعضی کارهای دیگری دولتی فقط برای قسمت اولش برنامه هست یعنی اینکه مثلا استاندار تغییر کند و همه بر این اصل تاکید می کنند اما کسی دیگری فکر نمی کن ویا حداقل از خودش نمی پرسد  که خب حالا بعد از اقای عاصی چه کسی استاندار شود؟

مدیریت یزد الان درباره این سوال در حال فکر کردن است یعنی زمانی که ۶ ماه از سفر دولت به یزد گذشته و آمارهای واقعی و صحبت های خودمانی مسئولان نشان از عدم موفق بودن روند اجرایی مصوبات در یزد می دهد ولی هنوز دنبال صاحبی برای امضای اقای استاندار هستیم..

در پاسخ دادن به سوال اینکه چه کسی پنیر را جا به جا خواهد کرد به اسم های متفاوتی می رسی از جمله آقای عجمین، مدیرکل وقت ارشاد یزد. اینکه اقای عجمین در مدیریت سازمانی خود دچار نقاط ضعف و قوت است جای شکی نیست مثلا در مواجه با کارهای خاص فرهنگی و هنری کمی کمیتش می لنگد ولی در کارهای ساختاری و تغییر روش، خب نمره خوبی کسب می کند اما در مجموع می توان او را یک مدیر با سیاست و کیاست قلمداد کرد.

۱۷ مرداد روز خبرنگار است و عجمین هم مدیر مجموعه ای به نام ارشاد، پیشنهاد می کنم خبرنگارانی که از استانداری اقای عاصی کام نگرفته اند و دغدغه اصلی اشان عدم مصاحبه مطبوعاتی و کم کاری روابط عمومی استانداری بود در مواجه با استانداری اقای عجمین که حتی با وبلاگ نویسان هم مصاحبه می کند یک گزینه عالی باشد پس بهتر است از عجمین بخواهیم پنیر را جابه جا کند . این پیشنهاد من مخصوص آندسته از عزیزانی است که دو ماه قبل از انتخاب معظم له و در زمان مدیریت آقای غیاثی با دسته گل وشرینی با ایشان به عنوان مدیرکل ارشاد بیعت کرده بودند و دو ماه بعد هم چنین رخدادی رخ داد.

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/05/06

 

هفته گذشته تقریبا هفته پر کاری برای من بود، هم فعالیت های شخصی و هم اینکه سید محمد خاتمی در یزد سخنرانی می کرد و کلی کار ناشتا که باید سرو می شد، اقای خاتمی در سخنرانی خودش در حظیره با گوشه و کنایه زدن به اون وری ها ، تقریبا یکی از مهم ترین موضع گیری های داخلی خودش را در چند ماه گذشته انجام داد، اما متاسفانه همه خبرگزاری ها با قیچی به سراغ متن کامل سخنرانی خاتمی رفتند. آقای خاتمی عصر پنج شنبه ها به جمعی از نخبه های سیاسی و فرهنگی استان دیدار جمع خودمانی داشتند و متن های قیچی شده را کاملا خیاطی کرد ولی با اصرار آقای خاتمی مبنی بر عدم انتشار گفته هاش  تو این جلسه، متاسفانه نشد پوشش خبری بدم، به هر حال استقبال گرم و مردمی متن مردم از سید محمد خاتمی ، برای همه رضایتبخش بود

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/04/31

خبر آمد خبری در راه است !

بنا به اطلاعيه اي كه امروز رسيده خبر آمد خبري در راه است!

خودتون اطلاعيه رو بخونين:

 

در

 

جشن ميلاد

 

 

بذر ولايت امامان علي و جواد ( عليهم السلام ) را

 در جانمان مي كاريم.

درس كرامت انساني، جود و سخا را از جواد

و نشانه راه را از خورشيد غدير مي گيريم.

 

با سخنراني

 حجت الاسلام والمسلمين دكتر خاتمي

 

رييس موسسه بين المللي گفت و گوي تمدنها

زمان : چهارشنبه 3 مرداد 86 ساعت 19:00

مكان : يزد - خيابان امام خميني - مسجد روضه محمديه ( حظيره )

 

 

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/04/19
تاريخ : چهارشنبه 12 ارديبهشت 1386
ساعت : ۱۱:۳۰
مكان: سالن مرحوم حميديا، دفتر استاندار يزد

استاندار یزد: مديراني كه توان ندارند، خود را معطل نكنند  

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/04/16

 

احمد عجمین

برآمدن خبرها از پستوی اتاق به تیتر یک روزنامه ها و سایت های خبری  نشان از دعوای استخوان دار اصول گرایان برای سکان نشینی بر مسند مدیریت کلان استان است . تغییر ابوالقاسم عاصی از سمت استانداری این روزها یک امر حتمی جلوه داده شده و حتی کار به دعوای  چه کسی رییس شود؟، رسیده است. در بازخوانی پرونده عملکرد نه چندان قوی دولتمردان دولت نهم در یزد و منتهی شدن به انتخاب تغییر استاندار ، این روزها به یک نام با حاشیه زیاد برخورد می کنید، احمد عجمین، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد.

یکم: عجمین در مقام یک مدیر کل ، عملکرد به ظاهر ضعیف ارائه کرده است چراکه نارضایتی اصحاب فرهنگ و هنر استان از وی به مسئله ای تبدیل شده که این روزها تئاتری ها برای نکوهش عملکرد وی " مصاحبه مطبوعاتی" برگزار می کنند، کاری که هرگز در زمان مستی لولی وش گونه خود حتی به مخیله هم راه نداده و فقط در روزگار عسرت سراغ خبرنگاران را گرفته اند که شاید با حاشیه سالاری اندک مایه طعام بیشتری از آن خود کنند . اما این تمام ماجرا نیست، اصحاب شعر و ادب نیز این روزها نه از سر مشکلات مادی و مشکلاتی که همیشه با شب نشینی با  " مسئولین ذیربط" حل و فصل می شد، فراتر رفته اند بلکه بحث های خانگی خود و چه کسی اولی تر است؟، را به هیچ واهمه ای از بدنام شدن در جویبار قدرتمند رسانه ها جاری می کنند و این نشان از استحاله شدن جایگاه ادب در نزد ادیبان و هنرمندان این روزگار یزد شده است. تجربه ای تلخ که بی شک مقصر اصلی آن ، حاج آقا عجمین است که ادب را اینگونه به ورطه بازی های کلامی کشانده است......

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/04/11

 

 

خبرهایی می شنویم بی آنکه بدانیم درست است یا غلط، بی آنکه بدانیم چرا باید این خبرها را بشنویم، عاصی دوست داشتنی دارد می رود، بی آنکه خودش بخواهد بیاد، بی آنکه خودش بخواهد برود. من جزو اولین کسانی بودم که خبر قطعی شدن استانداری عاصی را در قریب به دو سال پیش منتشر کردم، گرچه سایت خبری جریان ساز یعنی یزدنیوز دات کام  هم تلاش های زیادی برای مسندنشینی رییس ستاد انتخابات احمدی نژاد انجام داد. اما امروز دیگر نه یزد نیوز است که خط قرمزش عاصی باشد و نه من، امروز عاصی هست و دوستانی شبیه دوستان سید محمد خاتمی.

عاصی شبیه خاتمی است بی آنکه خودش بخواهد، شباهت این دو مدیر از دو منظر قابل تعمق است: روحیات فردی، رفتارهای سیاسی. سید محمد خاتمی از خانواده مذهبی و دینی، دکترا در رشته علوم انسانی مردمی، خندان، خوش مشرب .. و همه اینها را می توانی برای ابولقاسم عاصی مذنب نیز به کار ببری، پس ایندو یکی هستند ولی یکی از دنده چپ برخاسته و دیگر روی راست می غلطد.

اولین استاندار دولت نهم در یزد ، بی شک اختلاف نظرهای عمیق و فاحشی با اندیشهای مبتکر طرح گفتگوی تمدن ها دارد، ولی هر دو در خط اعتدال مسافر یک کوپه قطار مدیریت هستند.  عاصی و خاتمی شبیه یکدیگرند چرا که هیچ کدام به تمایلات افراطی نزدیکانشان توجه نکردند و از همین منظر می توان به چنین تیتری اشاره کرد:  پروژه عبور از خاتمی کلید خورد.

اما امروز نزدیک ترین دوستان عاصی و کسانی که نقش بسزایی در استاندار شدنش داشتند، بدون هیچ پرده پوشی خاصی صراحتا تمایلات خود را  برای تغیر وی اعلام می کنند: که او باید تغییر کند، چراکه آرزوهای " ما " را محقق نکرده است.

وقتی دوستان او خاتمی به دلمشغولی هایشان رخت نپوشیده عمل دیدند، راهی جز خط شکنی از اصول خود نیافاتند.

 عاصی قربانی دوستان بهتر از خودش شد و اعتدال روی وی، باعث کلید خوردن پروژه عبور قطار اصولگرایی از روی شخصیت و اخلاق یک مدیر نهمی، چیزی شبیه رخدادهای به سر آمده برای سید محمد خاتمی.

 

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/04/09

 

طنز/ آخرين خبرها از استانداري يزد حاكي است، درگيري شديدي بين نيروهاي اصولگرا در وردي ساختمان استانداري در جريان است، نيروهايي با فرماندهي احمد عجمين در يك طرف خاكريز و نيروهاي ديگر با فرماندهاني همچون تقوايي، فاخرزاد و ... در اون طرف خاكريز مشغول جنگ هستند. السون وينتر، خبرنگار جنجالي رويترز دقايقي پيش گزارش داد: جنگ به حدي گسترده است كه موجب تعطيلي پروژ ه عمراني شهري در ميدان امام حسين شده و كارگران شهرداري كه همه از آنها فراري هستند در اين مناقشه فرار را بر قرار ترجيح داده اند.وي در پايان گزارش 20 ثانيه اي خود از حضور ابولقاسم عاصي در اين جنگ خبر داد....

گفته مي شود ابولقاسم عاصي كه با به زور خبرهاي سايت هاي خبري از رختخواب در آمده بود تا ثابت كند در حال روشن كردن موتورهايش هست، با بيژامه در بالاي خاكريز ايستاده بود ، شيخ ارشاد هم با بي سيم با قم در ارتباط بوده  و از حاج آقا دستور مي گيرد. شنيده شده ايل بختياري با راه آهن به يزد حركت كرده اند تا بختياري فر را به يزدي ها قالب كنند. گفته مي شود انها لوله كشي آب كارون را تحفه و چشم روشني اعلام كرده اند، در گيري ها به حدي گسترده است كه صدوقي، امام جمعه يزد  هم خواستار صلح شد و گفت بي خيال، همين عاصي استاندار باشد، ما نخواستيم .  كي وانگ يو، دبير كل سازمان ملل كه اخيرا روي صندلي كوفي عنان نشسته در ديدار با نماينده دائم ايران در سازمان ملل نيز با محكوم كردن هرگونه چنگ و دعوا بر سر پست و ميز  وصندلي هايي كه تا حالا به كسي لطف نكرده، خواستار حل اين موضوع با گفتگو و مذاكره شد. ادامه گزارش در بخش بعدي خبر

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

86/04/02

 

هم ميهن- مسيح علي‌نژاد: از همان روزي كه محمود احمدي‌نژاد صندلي‌هاي نخستين جلسه هيات دولتش را به جاي چيدن در ساختمان رياست جمهوري واقع در خيابان پاستور، جايي دورتر از پايتخت چيد و عازم خراسان رضوي شد تا امروز كه همچنان پا در ركاب، از اين استان به آن استان مي‌رود، كمتر كسي توانست منتقد مطلق «سفرهاي استاني» رئيس جمهور باشد.

 

از اين روي حتي آنان كه در زمره منتقدان و مخالفان اصلي گام‌ها و رفتارهاي توده‌پسند دولت قرار داشتند نيز تنها به خرده‌گرفتن بر تك‌روي‌هاي رئيس دولت و سندزدن فرجام و فرآيند دشوار دستيابي كشور به فناوري هسته‌اي به نام اين دولت و زير سوال‌بردن تمامي تلاش‌هاي دولت‌هاي گذشته، اكتفا كرده و در نهايت باز هم از انتقاد به چرايي و چگونگي تحقق وعده‌هاي بسيار و ايجاد توقعات بسيار اين سفرها چشم پوشيدند و ترجيح دادند همواره در گفت و نظرهاي خود دولت را به دليل برگزيدن شيوه‌اي كه ارتباط رودررو با مردم تمام كشور را به‌عنوان برنامه اصلي خود برگزيده بود، ياري رسانند.

 

اگر چه در اين سفرها تنها جمع محدودي از اهالي خبر، قادر به همراهي رئيس دولت در سفرهاي استاني شدند، اما در اين گزارش تلاش شده است، حاصل مشاهدات و شنيده‌هاي خبرنگار ما در مواجهه با مسوولان استان يزد، پس از گذشت سه ماه از سفر رئيس دولت نهم به اين استان به تصوير كشيده شود

 

موضوع : سياست
نوشته شده با زمان زاده # |

منوي اصلي
آرشيو مطالب
نويسندگان
لينك دوستان
آمار و امكانات

<->
شعر
فتوبلاگ

آنچه به شما توصيه مي كنم
توییتر توسط یک گروه ایرانی هک شد
ادعای بی بی سی در مورد دستگیری دهها دانشجو در 16 آذر/فائزه هاشمی میان تظاهر کنندگان
خیام، ندوشن و فیتز جرالد
شانزده آذرماه سالگرد شروع فعالیت بلاگفا
بی‌بی‌سی کوچک‌تر می‌شود
زیباترین و متفاوت ترین مرغ ها در جهان
مشهورترین و سرشناس ترین ایرانیان در دنیا
قایقران انگلیسی با چفیه / عکس
تماس تلفنى سیدحسن خمینى با بهزاد نبوى
اولین لبخند ثبت شده هاشمی‌رفسنجانی در چند ماه اخیر+ عکس
مراسم قرعه کشی جام جهانی فوتبال 2010 / عکس
گزارش دوباره بی بی سی درباره ندا اقا سلطان
کوه‌پیمایی رئیس‌‌‌‌مجلس/ عکس
14 آذر و سيزده سال بدون علی حاتمی
علي كريمی هشتمين بازيكن محبوب جهان
ديدار سيد حسن خمينی با ابطحی
هدیه سپاه به دانشجویان در 16 آذر
آلبوم جدید رضا صادقی منتشر شد
عکس/ موبایل احمدی نژاد
پخش «اعترافات تکان‌دهنده» عبداله مومنی!
توکلی: زمينه حاكم شدن استبداد را فراهم نسازيد
آقایان هاشمی و احمدی‌نژاد و بقیه بخوانند؛
غروب دل تنگ موذن های روح نواز
بازسازی صحنه قتل "ندا" (تصویری)
عكس: ملاقات کروبی با بهزاد نبوی
عکس عروسی با لباس های غربی در چین! / عکس
عكس: بعد ازظهر سگی سگی باحضور عطاران، رهنما و...
حاشیه امن رسانه ای برای مسئولان روسی در تهران
تئوریسین اصلاحات كيست؟
اعتراض اصلاح طلبان به قراردادهای چند میلیارد دلاری بهزاد نبوی
طنز
موضوعات مطالب
آخرين مطالب ارسالي
Free counter and web stats