تو هم هیچ ,هیچ, هیچ, بارم نکردی
تو آدم حسابم نکردی ,نکردی ,نکردی
تو هم با قا لی بارم نکردی
خراج ملک ری آباد میکردم ز زلفانت
دلبرا معشوق آرام وطن
بل عجب ژن های افغانت
نیمه شب آوا و افغانت
خراج ملک ری پرداخت میکردم به زلفانت
نازنین ژن های افغانت
نیمه شب آوا و افغانت
نازنین بهر صداقت....
من از دل کناری نجستم ,نجستم ,نجستم
تو هم هیچ هیچ هیچ بارم نکردی
تو آدم حسابم نکردی ,نکردی ,نکردی
تو هم با قا لی بارم نکردی
من ز می خانه پران میشوم
منز کاشانه فران میشوم
من ز جانانه نالان میشوم
من ز بیگانه .......
من از دل کناری نجستم, نجستم, نجستم
تو هم هیچ ,هیچ ,هیچ بارم نکردی
خراج ملک ری پرداخت میکردم به زلفانت
نازنین ژن های افغانت
نیمه شب آوا و افغانت
بل بهر صداقت
تو هم هیچ بارم نکردی موضوع : شعر
موضوع : عکس
با تشكر

قديم نديما در خانه پدربزرگ پدريام، گربه اي بود خوش خط وخال، سنش به اندازه تمام دوران نوجواني، جواني و ميانسالي پدر، رفيق شبگردي هايش و هزار ناز و عشوه اي كه داشت ...
زنده بود طفلكي تا تقريبا 10 سال پيش زماني خبر آوردند مرده كه از مراسم تدفين پدربزرگ، دو هفته اي مي گذشت. خاكش كرده بودند همان نزديكي ها. جايش را مي دانم درختي است حالا براي خودش.
اين گربه خانم زرد رنگ بود خط هاي درهم برهم مشكي وسفيدي داشت كه اگر خوب خطاطي شده بود مي شد گفت شبيه رنگ پوست ببر است كه البته نبود ولي مثال مي زد.
وقتي در صفه اهل خانه از دور و نزديك دوره هم جمع مي شدند مي آمد خودش را به پايه داربند انگور ميكشيد و با عشو مي گفت: مي ي ي ي ي يو
پدربزرگ معني اش را مي فهميد ولي مادربزرگ خودش را به ندانستن مي زد كه البته همه مي دانستيم چرا!
با اشارت پدربزرگ يكي از عروس ها اندكي گوشت و امثالهم براي اين گربه كه اسم زني را رويش گذاشته بودند- كه براي خودش داستاني دارد- مي انداخت. گربه بو مي كرد، ليس مي زد به دندان مي گرفت چند قدم مي رفت، گوشت را ول مي كرد، دوباره بر مي گشت و با لحني ديگري مي گفت: مي ي ي ي و و و و
پدربزرگ معني اش را مي فهميد ولي مادربزرگ خودش را به ندانستن مي زد كه البته همه مي دانستيم چرا!
گربه مهربان هر بار كه بچه مي آورد آنها را از خانه ما بيرون مي برد، مي دانست كه نبايد نان خور اضافه اي در خانه حاجي براي خودش درست باشد كه حاجي گاهي خلقش تنگ مي شود كه من هرگز نديدم چنين بشود.
براي شما چنين يادداشتي بي معني است ولي براي من يادآور لحن هاي عجيب وغريب و لي مثل هم ان گربه پشمالو. اضافه كنيد قيل قال باهمبودن ها را در صفه بزرگ خانه پدربزرگ وقتي همه زنده بودند، وقتي لذت كشيدن موهاي دخترهاي فاميل از شنا كردن واحب تر بود. وقتي هنوز "بچه "بوديم كه الان نيستيم شايد.
موضوع : روزمره گی هادکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است :
دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی
آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی
واگذاشتهاند.. بیشخصیتاند و بیاعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و
زندهشان یکی است.
دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در
نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند.
دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند
شگفتانگیزترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما
نمیتوانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم
آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. میفهمیم که آنان چه بودند. چه
میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف
داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان
میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست
میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و
نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست
هم نرسد.
با تشکر از فرستنده
موضوع : روزمره گی هاانگار خيال خفتن ندارد. تمام غمش را پنهان كرده پشت پرده رويا. مي بافد به هم. مي رود بالا تا كرانه. جايي كه زمين به آسمان مي چسبد. بوسه مي دهد . بر مي گردد در پيچ تاب خط مرزي گم مي شود، شهوتش نغوذ مي كند. دوباره رامش مي كنم به سوي ديگر رهسپار. بايد برود. كمي آنسوتر. جايي كه من بخواهم . او نمي خواهد. مجبورش مي كنم. بايد بخواهد. از عشوه هاي كودكانه و حرف هاي صدمن يه غاز شروع مي شود. مي رود آنطرف تر كمي جدي تر. جايي آن وسط ها شعر وقافيه از دستش در مي رود. بي خيال بافيدنش مي شود. روياي من هم مثل خودم هست. اهل مقاومت كردن نيست. شد شد، نشد نشد. هزار راه را رفته و تجربه انداخته در كيسه اش، بي ثمر مانده خيلي اش. كمي كه ديازپام بخورد آرام تر مي شود. دوباره قصه از نو. باز سر بافتن رويا ندارد. همان صحنه هايش را. من هم زياد گير نمي دهم. مي گذارم هركجا دوست دارد ببافد. ا مي بافد و من ناز مي كشو.
مي شود شش ماه بعد.
اذان ظهر گفته اند، جمعه است اداي مسلماني بايد كرد. بي خيال مسلماني. دراز كشيدم به شكم روبروي لپ تاپ سرچ مي كنم واژه هايي را براي يافتن. به درد نمي خورد. دستش گرم است. خيال مي كنم خيال مي كنم. خيال نيست بافته روياست. جاي خالي اش احساس مي شود. در درايو موزيك دنبال قطعه مي گردم بايد بشنوم ارضاء شوم. اصفهاني خوانده است: تو اي پري كجايي
موضوع : روزمره گی ها
من معتاد شده ام. از اين موضوع نه شرمنده ام و نه از آن به افتخار ياد مي كنم. واقعيتي است كه هم من و هم خانواده و در مرحله بعد دوستان و همكارانم بايد به عنوان يك واقعيت انكار ناپذير قبول كنند. اگر چه در هرلحظه ده ها مقاله و برنامه حرف و حديث در مورد بدي هاي اعتياد ارائه مي شود ولي خواندن هيچ كدامشان به اندازه نئشگي لذت بخش نيست.
دوستي داشتم در دوران سربازي. اين برادر هم جزو جماعت ديار كريمان ايران بود. تعريف مي كرد وقتي براي اولين بار دود ترياك اعلا را به درون سينه اش داده چنان لذتي برده است كه تا ان لحظه در عمرش تحربه نكرده بوده. براي دست يابي دوباره بارها و بارها آن دود را به سينه اش داده ولي متاسفانه لذت اول بوسه بر وافور ديگر تكرار نشده است .ولي او معتقد است بايد اين بوسه را همچنان تكرار كند، شايد لذت خودش بيايد.
به هرحال بعد از بروز برخي رفتارها يكي از پزشكان يزدي و دوست ، امروز نسخه اي پيجيده اند. نتيجه معاينات: عزيزم شما به اينترنت معتاد شدي.
دليلش هم روشن است استفاده روزانه حداقل 15 ساعت از اينترنت هر آدم عاقلي را منحرف مي كند حالا من كه از اول هم ... .
طبق نسخه ارائه شده استفاده از اينرنت را بايد به حداقل برسانم . بي شك اين مسئله بر فعاليت هايم تاثير مستقيم دارد. چندتا سفر + چند كتاب و كشف حال و احوال دوستانم و صد البته انجام فعاليت هاي عقب مانده دانشگاهي ام قرار است جايگزين اينرنت شود. بگذريم هرچند اعتياد چيز بدي است ولي خداييش استفاده از اينترنت 512 مگابايتي هم چيز بدي نيست!
موضوع : روزمره گی هاحسين مسرت در گفتوگو با خبرنگار ايسنا-منطقه يزد؛ اظهار داشت: ۱۸ سال پیش در آبان ۱۳۷۰ طی مقاله ای مستدل در هفته نامه ندای یزد(ش۲۹۱) ضرورت واهمیت برگزاری همایش جهانی وحشی بافقی به مدیران ارشد فرهنگی استان یزد گوشزد كردم.
وي افزود: در آنجا یادآور شده بودم که وحشی نه تنها بزرگترین سخنور یزد بل نامورترین شاعر ایران در عصر صفوی است. اورا بنیانگزار مکتب واسوخت در شعر پارسی دانسته اند.منظومه جاودانی فرهاد و شیرین او دست مایه سرودن ده ها منظومه با همین نام در سده های بعد شده است.
مسرت ادامه داد: مثنوی سوزناک :"الهی سینه ای ده آتش افروز " اوجزء اشعار جاویدان ادب پارسی است.بارها دیوان و کلیات اشعارش در ایران و هندچاپ شده است.تاکنون ده ها پایان نامه کارشناسی ارشد ودکتری بر اساس آثار او تدوین شده است. نام وی نامی آشنا در شبه قاره هند و پاکستان و ایران و حتی آسیای مرکزی است.در تاجیکستان یکی از مقام های موسیقی بر پایه اشعار اوست.
وي افزود: در این ۱۸ ساله چندین بار تلاش هایی انجام گرفت.مدیران وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد هر کدام قول هایی دادند وگام هایی برداشتند.اما سودمند نبود.حتی چندین سال پیش وي به همراه استاد عبدالعظیم پویا راهی بافق شدم و در جلسه ای با حضور فرماندار و مدیر دانشگاه آزاد بافق شرکت کردم و راهکارهایی ارائه شد. اما به نتیجه ای نرسید.
مسرت تصريح كرد: اکنون این کار همت و تلاش وافر مدیران فرهنگی استان را می طلبد که با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران، دانشکده ادبیات دانشگاه یزد، فرمانداری بافق، شرکت سنگ آهن بافق و بویژه مردم فرهنگدوست بافق همایش این شاعر دلسوخته کویری در کهن دیار بافق برگزار شود.
توضيح: همين الان اين مطلب را با ساختاري ديگر در وبلاگ آقاي مسرت ديدم نمي دانم ايشان مصاحبه كرده يا خبرنگار ايسنا مطلب وبلاگ را مصاحبه كرده. به هرحال.
موضوع : آدم هاچند روز پيش مطلبي با عنوان از از قانونگریزی تا ابتذال در موسیقی كه توسط يكي از دوستان هنرمند يزدي نوشته شده بود در وبلاگ يزدنگار منتشر شد. بعد از آن از اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي تماس گرفتند و هماهنگي ديدار با آقاي مفيدي مهيا شد. امروز با آقاي مفيدي كه معاون فرهنگي اداره كل يزد هستند در اين خصوص گپ زدم كه علاوه بر پاسخگويي در خصوص وضعيت موسيقي يزد مطالب درخور تامل ديگري نيز بيان شد.
نقل مضمون صحبت در خصوص موسيقي اين بود كه آقاي مفيدي از بيان اين مسئله خرسند است و تاكيد كرد در حال حاضر نام 20 خواننده جوان يزدي را مي دانم كه فعاليت زيرزميني مي كنند. هرچند به چند استوديو تذكر داده شده با اخد مجوز به فعاليت هاي خود رنگ قانوني بدهند.
من هم به بحث نويسنده مطلب كه بيان مسئله و هشدار بوده است اشاره كردم هرچند هم او و من و مطمئنا ديگران بر عدم توانايي ها دستگاه ها آگاهيم. ولي بايد شرايطي ايجاد كرد تا استعدادها مكشوف شود و برخورد قهري هيچ نتيجه مثبتي ندارد. اقاي مفيدي معتقد است آنچه به موسيقي مربوط است نظر استاني نيست و يك بحث كشوري و مرتبط با سياست هاي اصلي فرهنگي هنري است.
او معتقد به تبيين اين سياست ها توسط رسانه ها خصوصا وبلاگ نويسان بود. هرچند مثالي زد كه نشان از ريزبيني بود! موسيقي مثل مواد مخدر است نمي توان جلوي معتاد شدن افراد را گرفت.
به هرحال از آقاي مفيدي به دليل دقت نظر و صد البته حسن توجه به مطالب وبلاگ هاي يزدي سپاسگذارم. اميدوارم اين روند برخوردهاي مثبت، دائمي و هميشه اينگونه باشد. با اين توضيح كه دوست هنرمند نيز قرار شد ادامه اين بحث را نيز دنبال كند.
موضوع : موسیقیبا توجه به رابطه دوستانه و بعضا كاري كه با اهالي رسانه در يزد دارم از نزديك با تعاملات و تقابلات شورا وشهرداري يزد با خبرنگاران و در مجموع رسانه اطلاع كافي و وافي دارم. دليل عدم پرداختن به اين موضوع هم شناخت دقيق از جو و وضعيت شوراي شهر وشهرداري است چراكه معتقدم تلاش براي رسانه كردن اين جماعت آب در هاون كوبيدن است وبايد اين جماعت منتخب مردمي را بي خيال شد . اما غرض از شكستن اين سكوت چند دو بيتي آقاي يزداني بود كه واقعا جالب و منحصربه فرد است. .
اين دوبيت هايي كه براي خبرنگاران يزدي و شورا است.
محرم راز
خبر آمد نگاري دردسر ساز به شورا ره ندادند بشنود راز
نگار بر هر خبر محرم نباشد خصوصا گر نباشد محرم راز
دردانه
مباد هر كاف و گافي را خبر كرد عزيزان را دچار درد سر كرد
اگر خواهي شوي دردانه بايد بزرگان هر چه ميگويند ز بر كرد
چشم مردم
عجايب صنعتي ديدم به شورا ندارد چشم، چشم مردمي را
چو شد غايب ز جايي چشم مردم فنا گردد، تو گويي ملك دارا
مشخصات ورود به شورا
گر كه خواهي بنهي بر دل شورا قدمي بايدت كر شوي و كور و شكسته قلمي
ورنه در موقع هشياري و بيداري تو ره نداري تو بدان لحظه و شايد به دمي
منبع اشعار: ميرنگار - با پوزش
موضوع : شعر
توضيح: اين يادداشت در ضميمه روزنامه فن آوران اطلاعات به چاپ رسيد[با اندكي تلخيص]
سايت گوگل مدت زماني است سرويسي را به نام گوگل ترندز ارائه كرده است كه درباره فراوانی جستجوی يك كلمه در يك مشخصات خاص اطلاعاتي را به شما مي دهد. بر اين اساس مي توانيد به عنوان مثال كلمه خاصي را كه توسط افراد خاصي در سايت گوگل جستجو شده بيابيد. مثلا از اين سرويس مي خواهيد تعداد جستجوي درباره كلمه يزد را به شما ارائه كند. اين سايت بعد از بررسي موارد جستجو و آي پي(يا به بيان خودماني، همان اثر انگشت يك كاربر در اينترنت) به شما مي گويد يزد تا كنون چند مرتبه توسط كاربران با آي پي يزدي و يا ديگر شهرها جستجو شده است.
در يك تحقيق جالب كه توسط يكي از وبلاگ نويسان انجام شده است از سي كلمه خاص با موضوعات فرهنگي سياسي بهداشتي ورزشي و اسامي خاص، يزدي ها رتبه جالب و قابل توجهي در كل 30 استان كشور دارند.
اين تحقيق وبلاگي نشان مي دهد يزدي ها در جستجوي كلمه آنفلوآنزا رتبه يك را در كشور دارند، براي كلمات دانلود و وبلاگ به ترتيب رتبه دوم و سوم كشور هستند. همچنين جستجو براي پيدا كردن رسانه هاي بيگانه مثل بي بي سي فارسي، راديو فردا و صداي آمريكا يزدي ها دوم هستند. جالب انكه قمي ها اوول اين جستجوها هستند.
در جستجوي شخصيت هاي خاص همچون نام مقام رهبري و محمود احمدي نژاد يزدي ها دوم و سوم هستند. اما نام سيد محمد خاتمي در رتبه نخست جستجوي اشخاص توسط كاربران يزدي قرار دارد.
ميرحسين موسوي و مهدي كروبي هم رتبه اول و دوم در مقايسه با ديگر استان هاي ايران نصيب يزدي ها شده است اين در حالي است در جستجوي نام اكبر هاشمي، يزدي ها جزو 3 استان اول نيستند. هرچند در جستجوي كلمه مايكل جكسون، بعد از كرمان در رتبه دوم جستجوي گوگل قرار دارند.
كلمات عشق، قرآن و شهيد هم توسط يزدي ها در رتبه بالاي جستجو در سطح كشور قرار دارد و به ترتيب رتبه اول ، دوم و سوم را از آن خود كرده است.
يزدي ها در جستجوي كلمه ترور رتبه دوم را دارند اما در جستجوي كلمه سبز مقام اول ايران را هستند. هرچند تعداد جستجوي كاربران يزدي در مورد كلمه سكس نشان از تصاحب رتبه دوم بعد از استان قم را مي دهد.
طرفداران تيم استقلال در يزد بعد از هم تيمي هاي بندرعباسي و اهوازي خود سوم هستند ولي در جستجوي كلمه تيم پيروزي جايگاهي بين سه استان اول ندارند.
هرچند اين اطلاعات توسط سايت گوگل و بر مبناي آي پي كاربر ارائه مي شود و احتمال خطا در آن وجود دارد ولي به نظر مي رسد بحث و بررسي در مورد آنچه يزدي ها از اينترنت مي خواهند و آن را جستجو مي كنند جالب و شنيدني خواهد بود. نكته ديگري كه بايد در اين مسئله مورد نظر قرار گيرد تعداد مشتركان اينترنت پرسرعت در استان يزد است. طبق آمار اعلام شده يزدي ها در خصوص تعداد اشتراك اينترنت پرسرعت در كشور نسبت به جمعيت در مقام اول هستند و اين مسئله دسترسي آنها را به اينترنت تسهيل كرده است. اين در حالي است كه به گفته مقامات مخابراتي، يزد در حال تبديل شدن به قطب IT در كشور است. هرچند به نظر مي رسد مسئولان استان بايد در خصوص فرهنگ سازي در خصوص استفاده از اينترنت و راهكاري هاي افزايش بهره وري از اين فرصت جهاني تدابير لازم را اتخاذ كنند.
موضوع : رسانه

منبع: سایت آینده
موضوع : عکس
موسیقی زیرزمینی در یزد بیداد می کند:
از قانونگریزی تا ابتذال در موسیقی
در حالی که موسیقی به عنوان هنری متعالی و شریف در سایه تلاش هنرمندان این عرصه، مسیر رشد خود را طی می کرد طی چند سال اخیر به دلیل برخی از حرکات بی هدف و خودسرانه به سمت سراشیبی ابتذال شتاب گرفته است. استان دارالعباده یزد نیز از این جریان، بی تاثیر نبوده که شاید به دلیل عدم اعمال نظارت کافی، ابتذال در موسیقی زیرزمینی و غیرمجاز این دیار، ابعاد وخیم و تاسف باری به خود گرفته است به نحوی که اعتراض هنرمندان خوش سابقه یزد را به همراه داشته است.
یکی از عوامل اصلی انتشار و گسترش موسیقی غیرمجاز فضای مجازی و سایت های اینترنتی هستند. سایت «یزد موزیک» از سایت های سرشناس میان علاقه مندان موسیقی در سراسر کشور به شمار می رود. سایتی که در انتشار آثار موسیقی غیر مجاز و زیرزمینی از طریق دانلود برای علاقه مندان شهره می باشد. نکته ظریف آن که برخی از مدیران فرهنگی استان حتی نسبت به سایت مذکور شناخت ندارند و با نام آن بیگانه هستند! اینها در حالی است که سایت یزد موزیک با انتشار آثار زیزمینی موسیقی یزد از استوانه های موسیقی غیرمجاز در یزد و حتی کشور است و از داخل استان اداره می شود. بسیاری از خوانندگان جوان و نوکار یزدی برای انتشار آثار خود از امکانات و شهرت این سایت بهره می گیرند و نسبت به انتشار آثار خود در کشور اقدام می نمایند.
بروکراسی کشنده و محدودیت های زیاد برای ارائه قانونمند آثار موسیقی، علاقه مندی به شهرت زود هنگام بدون طی مسیر واقعی و البته دشوار آموزش موسیقی ، نگاه بیگانه داشتن به هنر موسیقی از سوی برخی از مسئولان فرهنگی، عدم ارائه اطلاعات و دانش صحیح در زمینه موسیقی و ولنگاری و سردرگمی های مدیریتی در حوزه موسیقی از جمله عواملی است که امروز علاقه مندان به هنر موسیقی در استان را بیش از پیش به سمت تولید آثار غیر مجاز و بعضا مبتذل هدایت می کند.
یکی از این خوانندگانی که چندی قبل با تولید اثری رپ با استفاده از واژه های یزدی و انتشار زیرزمینی آن، در میان مردم شناخته شد در این رابطه می گوید: فضای مناسبی برای تولید آثار موسیقی در یزد وجود ندارد حتی امکان برگزاری کنسرت برای خوانندگان استان فراهم نیست و این در حالی است که با صرف هزینه های گزاف از خوانندگانی چون خواجه امیری برای اجرا در یزد استفاده می شود، چاره ای جز این نیست که با تولید این گونه آثار شناخته شویم. وی با بیان این که برخی از خوانندگان رسمی و سرشناس استان نیز از طریق انتشار غیرمجاز آثار خود درصدد جلب توجه افکار عمومی به خود برآمده اند ادامه می دهد: این تنها راه رساندن آثار تولیدی به دست مخاطبان است و در شرایط موجود در استان یزد راه دیگری برای این کار وجود ندارد. این خواننده با بیان این که کار کردن در مسیر قانونی آنقدر سختگیرانه، دشوار و مبهم است که آدم ترجیح می دهد قید آن را بزند چرا که اگر هم بتوانی مجوزهای لازم را در این خصوص کسب نمایی باز هم چون زمان انتشار با زمان تولید اثر، به دلیل زمان طولانی مجوز گرفتن، فاصله زیادی دارد اثر تولید شده، بیات شده و با اقبال مواجه نمی شود. نکته قابل ذکر آن که اگرچه آثار تولید شده در حوزه موسیقی زیرمینی یزد فاخر نیستند اما از وجود انرژی و پتانسیل بالا در میان علاقه مندان به موسیقی در یزد خبر می دهد که اگر در مسیر درست خود هدایت شود می تواند در انتقال بسیاری از ارزشها و اخلاقیات به بدنه جامعه نقش مهم و تاثیرگذاری را بر عهده بگیرد.
کارشناسان و هنرمندان موسیقی یزد اکثرا از انتشار آثار ضعیف و کم محتوای زیرزمینی انتقاد دارند و انتشار این گونه آثار را زمینه ساز از دست رفتن موسیقی استان می دانند. موسیقی یزد در سالهای گذشته خصوصا در حوزه های مذهبی آثار درخشان و قابل دفاعی را ارائه کرده و در جشنواره های متعدد حائز مقام شده است. هنرمندان یزدی، تلاش مضاعفی را در جهت اعتلای موسیقی استان به خرج داده و دستاورد خوبی را برای استان به ارمغان آورده اند، انتشار آثار مبتذل با الفاظ و گویش یزدی این دستاورد و ره توشه را با چالشی بزرگ مواجه کرده است چالشی که برخی از مدیران فرهنگی استان دارالعباده و دارالعلم یزد طی چند سال اخیر با بی تفاوتی از کنار آن گذشته اند.
استفاده از الفاظ مبتذل در ترانه هایی که در موسیقی غیرمجاز استفاده می شود، نبود قوانین مشخص در بحث انتشار آثار موسیقی، عدم آگاهی از ویژگی های موسیقی رپ و استفاده نابجا از این سبک موسیقی، ورود افراد سوجو و فرصت طلب به این عرصه با سوء استفاده از علاقه جوانان، عدم اشراف کافی و برخورد مناسب با استودیوهای غیرمجاز و سایت های منتشر کننده آثار مبتذل از جمله مهم ترین آفت های گسترش موسیقی غیرمجاز در یزد به شمار می آید که اگر از همین امروز چاره ای برای هدایت و نظارت بر آن اندیشیده نشود شاید دیگر فردا دیر باشد.
موضوع : موسیقی
photo: John Miles
imagesbank.com
موضوع : عکستيتر خبرگزاري از حضور 50 سفير با خانواده انها براي شركت در يك همايش و بازديد از اثار تاريخي يزد حكايت داشت. يكي از مديران با پيامك مرا به يكي از برنامه ها دعوت كرده بود. تماس دوستي هم مزيد علت شد. بي بهانه رفتم. بهترين قسمتش ديدن همكاران قديمي خبرنگار و چند مديري بود كه بعد از رفتن به خدمت سربازي ديگر نديده بودمشان. همه لبخند مي زدند. نفهيمدم چرا. شايد رسم مهمان نوازي است. گپ و گفتي و چند جمله اي يادداشت. ماحصلش متن زير است.
هتل بين المللي مهر – جمعه 28 آبان 88- ساعت 21:30
يك منقل پر از زغال گر گرفته با بادبزن بافقي در دستان مردي است كه فضا را با دود اسفند و بوي كاهگل نمدار ديوارهاي هتل براي پذيرايي از مهمانان ديپلمات آماده مي كند. چند دقيقه اي با يكي از مسئولان استانداري و دكتر محتاج الله، مدير هتل مهر گپ مي زنم. از "ابعاد" حضور اين تعداد سفير مي پرسم. اولي از استفاده سياسي مي گويد و دومي از پتانسيل گردشگري اش. اولي دلخوش به لمس امنيت شهرها ست و دومي سرمست از بهترين برنامه سال گردشگري تارعنكبوت گرفته يزد است. گويي هردو از ميزباني چنين مهماناني لذت مي برند و صد البته به آينده اش خوش بين هستند. اولين دسته از مهمانان شامل خانواده چند سفير اروپايي و آسيايي ست . وقتي همسر آقاي سفير حياط مركزي هتل مهر را مي بيند براي دقيقه اي او همراهانش مي ايستند تا خود را از حمله آن همه تصوير اساطيري و معماري مصون بدارند و درك موقيعت كنند. نسيم سردي مي وزد، موسيقي زنده كلاسيك ايران با زخمه هاي سنتور اعلام حضور مي كند . نت ها مي آيد در هوا محو مي شود. آنچنان رنگ، نور، طرح و صدا يكسان است كه حضور هيچ كدام را به تنهايي درك نمي كني. نبودش شايد عيان تر . همه چيز اينجا مخلوط است تلفيقي است. ياد مرحوم مشكاتيان مي افتم بي مقدمه.
گروه 30 و چند نفري از اهل و عيال ديپلمات ها گردا گرد هتل مي چرخند. درك اين همه آثار تاريخي و بناي اساطيري در يك مكان همچون اين هتل كمي براي يك گردشگر خارجي سوء هاضمه مي آورد.
دقايقي بعد آقايان سفرا هم مي رسند. دربان هتل با زبان انگليسي و البته لهجه تگزاسي اش با آن سبيل هايش به مهمانان خوش آمد مي گويد. آنقدر اين رفتار غير منتظره است كه اكثرا با نگاه، تعجب خود را اعلام مي كنند، هرچند برخي با زبان فارسي جوابش را مي دهند. گارسون ها همه انگليسي حرف مي زنند و اين براي برخي مسئولين يزدي مشكل درك موقيعت ايجاد كرده است. برخي مسئولين دولتي هم آستين ها را بالا زده اند. يكي و دوساعت ديگر نماز قضا مي شود. نماز خانه در سرداب هتل است حاجي آقا.
چند بچه هفت و هشت ساله خانواده سفرا، ميان جمعيت از ديگران متمايزند ، يكي از مسئولان از اينكه در اين هوا اين بچه ها لباس گرم ندارند نگران سرماخوردگي انان است. ياد عدد 3 رقمي فوتي ها انفلواآنزا افتادم بي مقدمه.
روي يكي از ميزها پرچم چند كشور را گذاشته اند. يكي از مهمانان رفت دنبال پرچم كشورش گويا. برداشت ودر كنار يكي از سماورهاي زغالي بزرگ ايستاد و همسرش عكس يادگاري گرفت. برايم جالب بود. برخي از خانم هاي همراه در يكي از پنج دري هاي زيباي هتل، دسته جمعي عكس يادگاري گرفتند.
برخي از سفرا خصوصا اروپايي ها كت وشلوار دارند برخي اسيايي هم. . مابقي ترجيح داده اند علي رغم همراه داشتن كارت VIP لباس عادي بپوشند. وقت شام است. چند مدل غذا از دست پخت بهترين آشپزهاي استان به قدري خوب ادويه زدهشده كه برخي دوبار سراغ ميز سلف رفتند. به قول يكي از آقايان به ظاهر شاكي هيئت همراه: ايشالله گوشت بشه به تنت. حجاب خانواده ها هم در خور تامل است. برخي شال بسته اند، برخي مانتو معمولي پوشيده اند. برخي هم حجاب تقريبا كاملي دارند. برخي تلاشي چنداني براي حفظ قواعد ندارند برخي خيلي وسواس دارند. جالب تر از همه حجاب دختر يكي ازسفرا است. چادرملي پوشيدنت را عشق است. اين جمله را يكي از همراهان من گفت.
اكثر زن هاي سفرا باهم عياق شده اند. خوش بش مي كنند، نمي دانم قبلا هم باهم اشنا بوده انديا چند روز زندگي در يزد آنان را باهم رفيق كرده است. هرچند به قول مادربرزگم زنهاي دنيا هركجا باشند فقط سه جمله كافي است تا دوست صميمي شوند. اينها كه اداب ديپلماسي هم چاشني مي كنند و ديگر هيچ. شايد در مورد اظهار نظر اقاي متكي سخن مي گويند يا انتخاب جديد رئوساي اتحاديه اروپا. استراق سمع غير مجاز من، راز يكي از گفتگوها را برملا كرد، نوشتني نيست، شرمنده ام.
شام تمام مي شود با تمام مخلفاتش. رييس سالخورده شوراي شهر يزد در نطقي چند دقيقه اي دست و پا شكسته از اينكه " آقايان قدم رنجه كرده اند " خرسند است. مترجمي هم برخي مواقع كار سختي است واقعا.
صداي سنتور مي آيد. گمان مي كنم جوان نوازنده ماهور مي زند. دلش پر است گويا. حياط مركزي هتل بين المللي مهر فقط چند گارسون را مي بيند كه تخت ها را سرويس مي كنند به اصطلاح خودشان.
لينك مطلب در سايت يزدفردا
موضوع : میراث فرهنگینصيحت دوم: اگر قرار شد همراه دوستانتان به سفر برويد ولي حجم زياد كاري مانع همراهي شما شد، تاكيد مي كنم سفر را بي خيال شويد و كار را بچسبيد. چرا؟
چون در مدت زماني كه از دوستانتان خبري نيست و آف كاري هستيد، بهترين زمان براي مطالعه است. خصوص وقتي قرار است رمان "بینایی" ژوزه ساراماگو را بخوانيد.
كامروا متولد 1313 در يزد است و به اولين عكاس بانو در ايران معروف است.
او در سال 1345 پروانهي فعاليت در تهران را از اتحاديهي عكاسان دريافت كرد و سالها به كار عكاسي از پرتره بانوان مشغول بود.
قمر كامروا اين روزها در بيمارستان «آسيا» بستري است.
برای شناخت بیشتر وبهترمتن کامل گفت وگو با نخستين عكاس زن ایران به نقل از روزنامه ایران که در سال 1384 صورت گرفته است در ادامه مطلب بخوانيد:
حتما مي دانيد يكي از ويژگي هايي كه وبلاگ را از سايت و يا منابع خيري ديگر متمايز مي كند ويژگي كامنت يا نظردهي خواننده در مورد مطالب است. امروز اعلام شد آقاي علی بهزادیاننژاد (برادرزاده رییس ستاد موسوی) به دليل كامنتهاي وبلاگش به 6 سال زندان محكوم شده است. كامنت هايي كه به استناد به مواد 500 و 610 قانون مجازات اسلامی براي نويسنده اصلي وبلاگ مجازا ت 6 سال زندان هديه آورده است.
در يزد هم دو نمونه شبيه به اين در يكسال اخير داشتيم. اولي اش وبلاگ يزد خبر - ميرزا بنويس - بود كه به دليل كامنتي كه در مورد يكي از آيات عظام و بدون اطلاع نويسنده در وبلاگ منتشر شده بود، موجب جريحه دار شدن افكار عمومي شده و پيگيري هاي نيز به عمل آمد كه تنها نتيجه عيانش تعطيلي وبلاگ مذكور بود هرچند من پيگير دردسرهاي حقوقي براي نويسنده اش نشدم.
نمونه دومش كامنت خوانندهاي در وبلاگ توفان يزد - آقاي شوق الشعرا منتقد معروف يزدي- بود كه در خصوص سفر رهبري به ابركوه و فيها خالدون آن مطالبي سخيفي در قسمت نظرات وبلاگ منشتر شده بود كه منجر به مشكلات حقوقي براي نويسنده وبلاگ شد در حالي كه تقريبا همه مي دانستند كار، كار ديگري است نه نويسنده اش.
به هرجهت در اين شرايط كه انقلاب يكي از اعجاب انگير ترين دورانش را مي گذارند و هنوز طعم تلخ اين دوره در كام همه چرخ مي زند و فعاليت رسانهاي و خصوصا وبلاگ نويسي زياد محبوب نيست حداقل كاري كه يك نويسنده وبلاگ "بايد" انجام دهد بستن قسمت ارسال آزاد نظارت است.
متاسفانه بعضي دوستان فكر مي كنند اگر نظرات وبلاگ بدون نظارت نويسنده و بدون محدوديت انتشار يابد عين دموكراسي است. در حالي كه من معتقدم اينكه شما در ايران وبلاگ نويسي مي كنيد يعني دموكرات هستيد و علاوه بر گفتن حرفتان به شنيده حرف ديگران هم چراغ سبز نشان داده ايد و ديكر نياز به شاهد آوردن نيست.
به قول خواننده غرب زده "مواظب خودت باش" تا به دليل اظهار نظر سرخ ديگري سر سبز شما بر باد نرود.
لينك مطلب در سايت آينده نيوز
لينك مطلب در سايت يزدفردا
لطفعليخان حاكم فارس به كمك كرمان شتافت و مير محمود را به قندهار فراري داد. شاه بي خرد اندكي بعد لطفعليخان را معزول ساخت.
اين خبر كه به گوش مير محمود رسيد در سال 1725 ميلادي با 25 هزار تن به كرمان حمله آورد و اين شهررا متصرف شد و از آنجا از طريق يزد عازم اصفهان گرديد. وي موفق به تصرف يزد نشد، ولي اصفهان را در 12 اكتبر سال 1722 ميلادي تصرف كرد و عملا به عمر دودمان صفويان پايان داد. ... در ادامه
گفته اند: آدم بهتر است اسباب خنده باشد تا مايه عبرت. [محمد قائد]
موضوع : روزمره گی ها/* /*]]-->*/ /* /*]]-->*/ دستم را آرام پايين مي آورم. احساس سردي به من مي دهد. سر انگشتانم از از اين مالش كمي بالا و پايين مي روند . لذت بخش است . نه اينكه صاف بودن عالي است ولي كمي هم به كج و ماوج بودن نياز است. آرام آرام به جاي حساسش نزديك مي شوم. احساس سردي از بين رفته است تازه كمي هم گرم شده. گرما يا از اوست يا از اصطكاك دستم با او. گرماي عجيبي است لذت دارد اين گرما. كم كم باورم شده اينكه مي گويند در بهشت هم چنين لذتي است، راست است چرا كه بهشت جاي لذت بردن است ديگر. پيش خودم قرار مي گذارم از اين به بعد صدايش كنم : لذت بهشتي. اسم با مسمايي است در بهشت هم فقط اراده كن لذت به كام است. كم كم وقتش شده كار را تمام كنم. هنوز كلي كار دنيوي دارم. همه چيز آماده طبق رسم معهود. در خيال خودم اول وسطش را مي خورم بعد آبش را، ولي برعكسش هم مگر مي شود؟. چاقو را فرو مي كنم وسط انار شيرين تفت. چه دانه هايي دارد اين لذت بهشتي.


عكس: يكي از خيابان هاي صفاييه يزد

علاوه
بر نشرياتي که هر روزه در مقابل دکههاي سفيد رنگ مطبوعات پهن و شبها جمع
ميشوند، بخشي از نشريات هم هستند که توسط سازمانها يا ارگانها [عموماً
دولتي] با شمارگان محدود به زيور طبع آراسته ميشوند. اينگونه نشريات، بر
اساس اصول سازماني، موظف به انتشار فعاليتها، ارزشها و اصول سازماني و
انعکاس اخبار و موفقيتهاي سازمان به منظور ايجاد نگرش مثبت به مديران و
کارکنان هستند.
ويژگي مهم اين نشريات
اين است که به دليل داشتن مخاطب خاص و محدود، کمتر مورد نقد و بازنگري
قرار گرفته و دقيقاً به همين دليل است که پس از مدتي از ميزان استقبال
کارکنان کاسته شده و به تدريج از اهداف اوليه خود دور ميشوند. نظري اجمالي به بسياري از اين
دست نشريات حاکي از آن است که محتواي اغلب آنها تکراري و کپي برداري از
اخبار و رويدادهاي مهم در مطبوعات سراسري است. در اين نشريات، تعريف و
تمجيد از مديران سازمان جايگاه ويژه اي دارد و کمتر صداي کارکنان و تبادل
نظر با آنها به گوش ميرسد. همچنين عدم بهرهگيري از تيمهاي متخصص
روزنامه نگاري در اين نشريات کاملاً محسوس است. وجود غلطهاي فاحش
ويرايشي، گواه چنين ادعايي است. جالب اينکه بسياري از اين نشريات به عنوان
نماد و تابلوي سازمان به ديگر ادارات و حتي نشريات ارسال ميشوند که بدون
هيچ مطالعهاي مستقيماً به درون سطل زباله ميروند. اغلب نشريات درون سازماني
نيازمند تعريف سبک جديدي از روزنامهنگاري هستند که متأسفانه در کشور ما
کمتر بدان توجه شده است. اما قبل از تعريف اين سبک لازم است تا مديران
مسوولشان به اين سوال پاسخ دهند که هدف از انتشار نشريه چيست و براي
پاسخگويي به کدام نياز سازمان منتشر ميشود؟
منبع:http://saeedhadavand.blogfa.com
موضوع : رسانه
دلايلش را اينجا بخوانيد
15هزار و 638ميليارد و 329ميليون و 212هزار و 448ريالي
موضوع : اقتصاديوي خود تصميم به رام كردن يك اسب سركش گرفته بود. يزدگرد يكم 21 سال بر ايران سلطنت كرد و در دهه اول قرن چهارم ميلادي شهر يزد را ساخت كه نام وي بر آن نهاده شده است. از كارهاي مهم يزدگرد تحمل اديان ديگر در قلمرو ايران بود. فردوسي در باره واقعه درگذشت يزدگرد يكم چنين سروده است:
بغريد و يك جفت زد بر سرش ــ به خاك اندر آمد سر و افسرش
زخاك آمد و خاك شد يزدگرد ــ ...... متن كامل شعر را در ادامه نگاره بخوانيد


طوطي هاي معروفي كه در نقش دو تا گارسون سر به زير و آرام و صد البته مشتري جذب كن براي هتل مشيرالممالك يزد كار مي كنند. البته مديران هتل هواي آنها را دارند. خيلي از مردم در مورد دليل آرام بودن اين دو پرنده افسانه سرايي كرده اند. افسانه هايي كه مي گويند حقيقت دارد.
موضوع : عکس
پشت پنجره س. صداش میاد. پنجره رو باز می کنی میخوره توی صورتت. می لرزی. پتو رو دورت می پیچی. پنجره رو می بندی... دوباره بازش می کنی.... باز میاد تو. می ریزه روی تنت. صورتت یخ می کنه... پرده کنار رفته و یه ذره آفتاب هم ریخته روی شونه ت. ذرات ریز غبار مخلوط با ذرات ریز نفس هاش توی نور آفتاب می چرخند. امیدواری با اولین غلت توی بغلش جا بگیری...اما...با اولین غلت از پنجره میاد تو روی موهات می ریزه ...موهات طلایی میشه...می لرزی... دیگه به نبودنش عادت کردی!- خاطره يك زن
تصاوير جالبي از پاييزو برگ ريزان را در ادامه نگاره ببنيد

در سال 1298 خورشيدي، نايب حسين كاشي كه سالها امنيت مناطق مركزي كشور و اطراف يزد را برهم زده بود و 18 تن همدستانش توسط گماشته هاي دولتي دستگير و در تاريخ 20 آبان همان سال در يزد اعدام شدند.
عطاملک جويني که يکي از وزيران دربار هلاکو بود و کتاب تاريخ جهانگشاي او معروف است به خواجه نصيرالدين توسي گفت: اکنون که ايران در زير يوغ اجنبي است و هيچ جاي نفس کشيدن نيست بهترين جاي دنيا براي اقامت گزيدن کجاست تا براي رشد و حفظ جان به آنجا درآييم؟
خواجه خندهايي کرد و گفت بهترين جا ايران است و از براي شخص خود من زادگاهم توس. شما را ديگر نميدانم مختاريد انتخاب کنيد و عزم سفر نكنيد.
عطاملک پاسخ داد براي دانشمنداني نظير ما بستر آرامش دروازههاي باشکوهتري به روي آيندگان خواهد گشود و خواجه به طعنه گفت البته اگر آيندهاي باشد. چراکه فرار اهل خرد، نفع شخصي عايدشان ميکند و در اين حال ديار مادري همچنان خواهد سوخت. امروز مهمترين وظيفه ما ايستادن و خرد را بهکار بردن براي رفع ظلم و ستم و استيلاي اجنبي است و اگر اين کار نتوانيم ديگر فايدهاي براي زنده بودن نميبينم و آنکه به سرنوشت ميهن و مردم سرزمين خويش بيانگيزه است ارزش ياد کردن ندارد.
عطاملک جويني در حالي که به زمين مينگريست به خواجه نصير الدين توسي گفت براي من بزرگترين نعمت همين است که در کنار آزاده مردي همچون شما هستم.منبع: ايسنا
موضوع : روزمره گی ها
اين عكس متعلق به آرشيو مرحوم مشروطه مي باشد و براي اولين بار توسط وبلاگ يزدنگار منتشر مي شود.
از اينكه تصوير را با نوشته هايي زمخت كرده ام عذرخواهي مي كنم/ راه حلي براي كپي رايت ايران هست ديگر/

آبان 88 - كوه هاي اسلاميه يزد
موضوع : عکسروز اول ۶ کیلومتر رنگ میزنه، روز دوم ۳ کیلومتر، و روز سوم کمتر از یه کیلومتر. صاحب کارش بهش میگه: چرا تو هر روز کمتر از دیروز کار میکنی؟
میگه: من نمیتونم بهتر از این کار کنم، هر روز فاصلهام داره از قوطی رنگ بیشتر میشه موضوع : روزمره گی ها
مهدي زمان زاده- انتشار در شماره 23 دوهفته نامه روز دوم
تقريبا چند ماهي از فوت باباي داستان نويس بچه هاي ايران مي گذرد. با فروكش كردن تب رسانه اي پيرامون زندگي آذريزدي، اين روزها دوباره نام او در صدر اخبار برخي رسانه ها قرار گرفته است. به گزارش خبرنگار حوزه فرهنگ "روز دوم"ماجرا از آنجا شروع شد كه محمدعلی خواجه پيری، مشاور قرآنی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئيس مركز هماهنگی، توسعه و ترويج فعاليتهای قرآنی كشور در ديدار با فرزند خوانده مرحوم آذر با انتقاد از حواشی به وجودآمده در مراسم تشييع جنازه آذريزدی گفته است: وضعيت امروز مزار مهدی آذريزدی و نيز روند تبديل خانه و ساير آثار به جامانده از وی به موزه و مركز فرهنگی مورد تأييد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نيست و حتی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی جديد نيز، اين موضوع را مورد تأكيد قرار داده است.
وي افزوده است: اگر نسبت به تعيين تكليف وضعيت مزار وی، بنياد مهدی آذريزدی و نيز موزه وی در محل خانهاش در يزد اقدامی صورت نگيرد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خود نسبت به ساماندهی اين اماكن و تبديل منزل و مقبره وی به يك مركز فرهنگی در شأن مهدی آذريزدی اقدام خواهد كرد.
بعد از اين اظهار نظر آقاي مشاور وزير، رئيس حوزه هنری استان يزد در مقام پاسخگويي برآمد و چنين اظهارنظرهايي را ناشي از عدم اطلاع رساني صحيح دانست. محمد ملك ثابت گفت: اين موضوع كه اداره ارشاد استان يزد را از ساير نهادهای اجرايی مسئول در استان، برای ساماندهی مقبره آذريزدی جدا كنيم، مايه تعجب است. هيچ مسئولی و ادارهای در سطح استان بيشتر از اداره ارشاد از قدرت رايزنی و نيز امكانات مالی برخوردار نيست. اگر به زعم مسئولان مركز هماهنگی، توسعه و ترويج فعاليتهای قرآنی كشور كمكاری در زمينه ساماندهی آثار و مقبره مرحوم آذريزدی صورت گرفته، ابتدا بايد مجموعه ارشاد استان يزد نسبت به آن احساس مسئوليت كنند.
وي افزود: به نظر میرسد به دليل ضعف سيستم اطلاعرسانی استان و يا ضعف شيوههای اطلاعگيری در تهران، متأسفانه گزارشهای حقيقی و صحيحی از وضعيت رسيدگی به آثار و مقبره مرحوم آذريزدی و نيز روند تأسيس بنياد آن مرحوم كه حاصل فعاليت تمامی دستگاههای اجرايی استان بوده، به تهران ارائه نشده است.
ملكثابت افزود: موضوع احداث آرامگاه آذريزدی در شهر يزد از جمله مسائلی است كه از نخستين روز درگذشت وی در استان يزد مطرح و مكانيابی محل دفن او نيز با توجه نزديكی به محل زندگی وی در يزد و در خيابانی كه پيش از اين نيز به نام او نامگذاری شده بود، انتخاب شد.
وی افزود: در حال حاضر سنگ مزار مقبره آذريزدی به شكل مناسبی نصب شده است و بر اساس فراخوانی در دانشكده معماری يزد، طرحهايی نيز برای ايجاد مقبره وی فراهم شده، ولی هنوز به تأييد نهايی نرسيده است، اما از هماكنون مكان مقبره را به گونهای ساماندهی كردهايم كه برای ساختوساز با مشكل جدی مواجه نشود.
رئيس حوزه هنری استان يزد افزود: با توجه به ابعاد ملی و مذهبی شخصيت مرحوم مهدی آذريزدی، مسئولان اداری و فرهنگی استان يزد در زمان حيات وی تصميم به تأسيس بنياد فرهنگی مهدی آذريزدی گرفتند و در اين راه نظر مشورتی وی را نيز اخذ كرده بودند، اما پس از درگذشت او و برپايی مراسمهای متعدد يادبود، اين موضوع با اندكی بیتدبيری همراه شد. موضوع : آدم هادیروز روزنامه «خبر» گزارشی داشت از قبرستان تهران بزرگ و اینکه اختلاف قیمت قبرهای اغنیا و فقرا چیزی حدود 17 میلیون تومان است. یعنی تقریبا 8، 9 برابر وام ازدواجی که صندوق مهررضا اعطا میکند. طبیعتاً این قیمتها مربوط به قطعههای عمومی است و ربطی به مقبرههای خصوصی و خانوادگی ندارد. تفاوت قطعات عمومی و مقبرههای خصوصی از تفاوت قیمتهای حمام عمومی و نمرههای قدیم هم بیشتر است و قیمت بعضیهایشان آنقدر صفر دارد که خواندن عددش از سواد ما خارج است.
به هر حال اختلاف طبقاتی اموات موقعیتهای گوناگون و جالبی را پدید میآورد. در ادامه نگاره بخوانيد
پشت پرده رد صلاحيت شركت پيشگامان كوير يزد از مزايده خريد مخابرات ايران - گزارش
اردكان شهري كه صنعتي مي شود-گزارش
به احترام چراغ هاي قرمز - يادداشت
ضعيف كشي در صدا و سماي يزد- گزارش يك نهاد نظارتي در خصوص گزارش 30/20
دلتنگي هاي ائمه جمعه استان – گزارش
اعتراض به مذاكره با آمريكا - ديدگاه
گوشت هاي ناسالم در بازار گوشت يزد- گفتگو
آمادگي براي افزايش دوهزارتوماني قيمت گوشت قرمز در استان - گزارش
گزارشي از قيمت هاي بازار ميوه استان
ايمني جاده ها، روياي دست يافتني - يادداشت
قول آقاي وزير: چالش هاي صنعتي اردكان مرتفع مي گردد - گزارش
روضه خوان هاي وارداتي - يادداشت
تهراني ها قهرمان يزد شدند - گزارش
پياده روي خانوادگي با طعم جايزه - گفتگو
6 شاخه گل رز براي سيد – يادداشت
مطبوعات محلي يزد وفرصت های از دست رفته - گزارش
موضوع : نشریاتبه نظرمی رسد اگر موارد زیر در دستور كار سیاستگذاران فرهنگی و مطبوعاتی كشور و نیروهای موثر رسانهای قرار گیرد، در تحول فضای مطبوعاتی كشور تاثیر بگذارد :
هر يك به نوعي به احمد آقاي 47ساله چشم دوخته بودند. . اينك خبرها از انتصاب آقاي محمود عاليشوندي حكايت دارد. گوگل او را نمي شناسد هرچند، چند خطي مبهم از او سراغ مي گيرد. دستيار صحنه لباس در فيلم آخرين نبرد به كارگرداني بهمني در سال 76 حكايت دارد. البته نام او در ليست شهداي شيرازي هم وجود دارد. مسعود هم مي گويد او قائم مقام صدا و سیمای مرکز کرمانشاه بوده است و اين يعني با يك مرد رسانه اي سركار خواهيم داشت، به قول آقاي مشيري، خوش به حال غنچه هاي نيمه باز!
اهالي رسانه يزد مي دانند امروز روزنامه كيهان در يادداشتي به قلم آقاي محمدرضا حائري زاده نسخه آقاي عجمين را پيچيده است. اين مقاله به وزير فرهنگ و ارشاد ضرب الاجل تغيير داده است و من شنيدم كه وقتي وزير محترم مطلب را خوانده، دستور حكم براي مديركل جديد را صادر كرده است.
به هر حال مقاله تاثيرگذار آقاي حائري زاده كار دست اقاي عجمين وبلاگ نويس داد.نكته جالب آنجاست كه اين داستان تلخ براي آقاي عجمين درست در يك ماهگي سن 47 سالگي ايشان اتفاق افتاده است.البته ايشان هم به سبك همه مديران از اينكه سلب مسئوليت شد اند خشنود خواهند بود.
روحش شاد و راهش ... .
