تبليغاتX
یزد نگــــار|YazdNegar
یزد نگــــار|YazdNegar
88/09/17

بيشتر ببينيد: بازدید شهرام ناظری از موزه موسیقی

موضوع : عکس
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/09/12


غالب تاريخ‌نويسان مشروطه، شيخ‌فضل‌الله نوري را با عنوان طرفدار استبداد معرفي كرده‌اند و در محكوميتش قلم زده‌اند اما محاكمه و اعدام اين فقيه بزرگ، چهره ديگري از او در تاريخ باقي گذاشته و جوّي را كه در اجتماع اواخر عمر او پيدا شد تا اين اقدام را در حضور مردم موجه نمايد در هم شكست. آقاي علي دواني در جلد اول نهضت روحانيون ايران به نقل از ضياءالدين دري مي‌نويسد: «من تا آن وقت با آن مرحوم (حاج شيخ‌فضل‌الله) آشنايي نداشتم. زماني كه مهاجرت كردند به زاوية مقدسه يك روز رفتم وقت ملاقات خلوت از ايشان گرفتم. پس از ملاقات عرض كردم مي‌خواهم علت موافقت اولية حضرت عالي را با مشروطه و جهت اين مخالفت ثانويه را بدانم. ديدم اين مرد محترم اشك در چشمانش حلقه زد و گفت من والله با مشروطه مخالفت ندارم با اشخاص بي‌دين و فرقة ضاله و مضله مخالفم كه مي‌خواهند به مذهب اسلام لطمه وارد بياورند. روزنامه‌ها را لابد خوانده و مي‌خوانيد كه چگونه به انبياء و اولياء توهين مي‌كنند و حرفهاي كفرآميز مي‌زنند. من عين حرفها را در كميسيونهاي مجلس از بعضي شنيدم از خوف آنكه مبادا بعدها قوانين مخالف شريعت اسلام وضع كنند خواستم از اين كار جلوگيري كنم لذا آن لايحه را نوشتم (منظور اصل دوم متمم قانون اساسي) تمام دشمني‌‌ها از همان لايحه سرچشمه گرفته است.

دكتر تندركيا ماجراي دستگيري و محاكمه و دار زدن آيت‌الله نوري را دركتاب شاهين از زبان «مدير نظام نوابي» معروف به «آقا بزرگ» افسري كه مستحفظ حاج شيخ بوده است چنين مي‌نويسد: ...

موضوع : تاریخی
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/08/26


بادگیر چپقی سیرجان تنها بادگیر متفاوت نسبت به دیگر بادگیرهای جهان از نظر معماری می باشد.بادگیر چپقی از بادگیرهای منحصر به فرد معماری ایرانی است که برای خانه سید علی اصغر رضوی ساخته شده است.


به نوشته «سيرنا»، معمار آن، سید محمد شجاعی، این بادگیر را در زمان پهلوی اول با الهام از هواکش‌های کشتی ساخته است. سازنده اين بنا حاج سيد محمد شجاعي است كه آن را در زمان پهلوي اول از روي دودكش كشتي‌ها ساخته و تلفيقي از معماري و صنعت است.

گفته می‌شود سيدمهدي شجاعي اهل سيرجان در راه بازگشت از سفری که با کشتی می‌پیموده، توجه وی به خنک بودن استراحتگاه کشی جلب می‌شود که علت آن را در معماری خاص دودکشهای کشتی می‌یابد. وی با تلفیق از این ایده به فکر ساختن بادگیری به شکل دودکش‌های کشتی در شهر خود افتاد که جهت خنک نگه داشتن داروهای منزل طبیبی مورد استفاده قرار گرفت.

موضوع : میراث فرهنگی
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/08/24
مرغ ها بال پرواز ندارند -و لي با رفتارشان نشان مي دهند علاقه به پرواز دارند. گاهي بال بال مي زنند- اندك پرش آنها نيز براي ديدن دوردست ها ست. مرغان سرزمين من كز كرده اند اين روزها

موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/08/22

موضوع : رادیو تلوزیون
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/08/21
در جامعه ما افراد بسیاری هستند که نان رفتار دوگانه خود را می خورند و از آن جهت که تفکر اصلی خود را عیان نمی کنند دست به محافظه کاری می زنند و از این روش و مسلک، خود نیز خرسندند زیرا که بهترین شیوه ارتزاق در جامعه ای که حامیان یک جریان را تنها افراد صالح برای رشد و ارتقا می داند، چنین به نظر می آید. موضوعی که شاید توجیه خوبی برای این کار نباشد اما برای این قشر دلیل مسجلی است برای بقای هوشمندانه.


متاسفانه مردم و نیز دولتمردان ما به سمتی رفته اند که هر کس جز بینش و تفکر آنان بیندیشد و نظر دهد مورد غضب واقع می شود. با او رفتار قهری صورت می پذیرد و یا اینکه به هر نسبتی از امکانات طبیعی و مسلم شهروندی و اجتماعی محروم می شود.


موضوع :
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/08/17

موضوع : عکس
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/08/14

 گریه کنم یا نکنم حرف بزنم یا نزنم
من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم

با این سوال بی‌ جواب ، پناه به آینه می برم
خیره به تصویر خودم ، می پرسم از کی‌ بگذرم

یه سوی این قصه تویی‌ یه سوی این قصه منم
بسته به هم وجود ما تو بشکنی ، من می شکنم

نه از تو می ‌شه دل برید نه با تو می ‌شه دل سپرد
نه عاشق تو می ‌شه موند نه فارغ از تو می ‌شه موند

هجوم بن بست رو ببین ، هم پشت سر ، هم رو به رو
راه سفر با تو کجاست من از تو می پرسم بگو

بن بست این عشق رو ببین ، هم پشت سر ، هم رو به رو
راه سفر با تو کجاست من از تو می پرسم بگو

تو بال بسته ی منی‌ من ، ترس پرواز تو ام
برای آزادی عشق از این قفس من چه کنم

 

 

موضوع : شعر
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/08/12

شهروند محترم

طبق اطلاع واصله، جنابعالی تحت تأثیر تبلیغات ضدامنیتی رسانه‌های وابسته به بیگانگان قرار گرفته‌اید، در صورت حضور در هرگونه تجمع غیرقانونی و ارتباط با رسانه‌های خارج از كشور برابر مواد 489، 499، 500، 508، 514، 609، 610 و 698 قاون مجازات اسلامی شناخته می‌شوید و با شما برخورد قانونی خواهد شد.

موضوع : شهر
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/08/12

داستان جالب مهرداد اوستا و نامزدی که با شاه ازدواج کرد

مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می‌گذارند.

دختر جوان به دلیل رفت‌و‌آمد‌هایی که به دربار شاه داشته، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد.

دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می‌شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می‌کنند عقیده او را در ادامه ارتباط با نامزدش تغییر دهند. ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی‌شود .

تا اینکه یک روز مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه‌ای از اوستا بوده، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می‌بیند...

مهرداد اوستا ماه‌ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم‌حرف می‌شود.

سال‌ها بعد از پیروزی انقلاب، وقتی شاه از دنیا می‌رود، زن‌های شاه از ترس فرح، هر کدام به کشوری می‌روند و نامزد اوستا به فرانسه. در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می‌شود  و در نامه‌ای از مهرداد اوستا می‌خواهد که او را ببخشد. اوستا نیز در پاسخ نامه او تنها این شعر را می‌سراید.

 

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم

شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

موضوع : آدم ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/08/09
معناي زندگي چيه؟


موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/08/08
رفتم دراز کشيدم تا ببندم چشم هاي لعنتي ام را. همه اش از ديدن شروع مي شود. شايد بشود اين روح درهم و به هم ريخته را امشب هم فريب دهم اما نشد. نمی‌شود ... گاهی فقط نمی‌شود ... من هزار سال هم که از موسيقی بگريزم و هيچ خطی و شعری هم که نخوانم تنها يک زخمه‌ی ساز کفايت می‌کند که قرار از کف دهم. سنتور ناكوك بابا هم يك زخمه اش شور انگيز است. صد بار مامان گفته بود اين ام‌پی‌تری پلير را بردارم و من برنداشته بودم ... نمی‌دانم اين چه اشتباهی بود که امروز کردم.

منی که خودم را می‌شناسم چه مشخصات فكري دارم. ... منی که می‌دانم نبايد سرود خاطره ها را گوش كنم... منی که می‌دانم که بايد مرده‌شوی تو و هرچه را که به تو مربوط هست و نيست ببرند ... اين چه اشتباهی بود که کردم؟

ياد دهخدا افتاده‌ام که آن روز داغ در كتابش نوشته بود: يادآر ز شمع مرده ياد آر.

می‌خواهم اشک بريزم اما نمی‌شود ... تمام زورم را مي زنم كه اولين قطره اشكم بيايد. دلم را به تخيل غوغا گرم مي سپارم... رحم ندارد  اين تخيل من تا اعماق ناكجا آباد مي رود. آن جاهايي كه ديگر تخيل هم به چراغ قوه نياز پيدا مي كند. چراغي براي روشنايي شهر.

بايد اين ام‌پی‌تری پلير را از گوشم در بياورم. نمي شود ... مثل جان كندن مي ماند اين كارها...

دلم هورمون زنانه مي خواهد...

موضوع :
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/06/11

این طوری نگاه نکن! همه‌ی سوال‌هایت را که نمی‌توانم جواب بدم... اصلا به من چه که نمی دانی! باید بزرگ شی! باید با خودت لج کنی تا یه چیزهایی رو بفهمی. باید یاد بگیری که چطور می‌شه بین خطوط هم زندگی کرد.ندیدی باید تبلیغ کرده اند بین خطوط رانندگی کن! حالا تو نمی خواهی بین خطوط زندگی ات زندگی کنی! روی خط بودن که هنر نیست... باید حواست به دلت باشه. آخ که گفتم ... این را حتما بشنو. حواست باشد ها! که شرمنده‌اش نشی...من سایه‌ام، دنبال تو! خودت باش و زندگی کن. می‌فهمی چی دارم می‌گم... هی چشمهایت را باز کن.

قربان تو فرزانه

موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/05/19


مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از بيرون كشيدن آن درمانده . مساعدت را ( براي كومك كردن ) دست در دُم خر زده قُوَت كرد( زور زد ) . دُم از جاي كنده آمد . فغان از صاحب خر برخاست كه " تاوان بده !"

مرد به قصد فرار به كوچه يي دويد ، بن بست يافت . خود را به خانه يي درافگند . زني آنجا كنار حوض خانه چيزي ميشست و بار حمل داشت ( حامله بود ) . از آن هياهو و آواز در بترسيد ، بار بگذاشت ( سِقط كرد ) . خانه خدا ( صاحبِ خانه ) نيز با صاحب خر هم آواز شد .

 

مردِ گريزان بر بام خانه دويد . راهي نيافت ، از بام به كوچه يي فروجست كه در آن طبيبي خانه داشت . مگر جواني پدر بيمارش را به انتظار نوبت در سايهء ديوار خوابانده بود ؛ مرد بر آن پير بيمار فرود آمد ، چنان كه بيمار در حاي بمُرد . پدر مُرده نيز به خانه خداي و صاحب خر پيوست !

 

مَرد ، همچنان گريزان ، در سر پيچ كوچه با يهودي رهگذر سينه به سينه شد و بر زمينش افگند . پاره چوبي در چشم يهودي رفت و كورش كرد . او نيز نالان و خونريزان به جمع متعاقبان پيوست !

 

مرد گريزان ، به ستوه از اين همه، خود را به خانهء قاضي افگند كه " دخيلم! " . مگر قاضي در آن ساعت با زن شاكيه خلوت كرده بود . چون رازش فاش ديد ، چارهء رسوايي را در جانبداري از او يافت : و چون از حال و حكايت او آگاه شد ، مدعيان را به درون خواند .

 

نخست از يهودي پرسيد . گفت : اين مسلمان يك چشم مرا نابينا كرده است . قصاص طلب ميكنم .

قاضي گفت : دَيتِ مسلمان بر يهودي نيمه بيش نيست . بايد آن چشم ديگرت را نيز نابينا كند تا بتوان از او يك چشم بركند !

و چون يهودي سود خود را در انصراف از شكايت ديد ، به پنجاه دينار جريمه محكومش كرد !

 

جوانِ پدر مرده را پيش خواند . گفت : اين مرد از بام بلند بر پدر بيمار من افتاد ، هلاكش كرده است . به طلب قصاص او آمده ام . قاضي گفت : پدرت بيمار بوده است ، و ارزش حيات بيمار نيمي از ارزش شخص سالم است . حكم عادلانه اين است كه پدر او را زير همان ديوار بنشانيم و تو بر او فرودآيي ، چنان كه يك نيمهء جانش را بستاني !

و جوانك را نيز كه صلاح در گذشت ديده بود ، به تأديهء سي دينار جريمهء شكايت بيمورد محكوم كرد !

 

چون نوبت به شوي آن زن رسيد كه از وحشت بار افكنده بود ، گفت : قصاص شرعاً هنگامي جايز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد . حالي ميتوان آن زن را به حلال در فراش ( عقد ازدواج )  اين مرد كرد تا كودكِ از دست رفته را جبران كند . طلاق را آماده باش !

مردك فغان برآورد و با قاضي جدال ميكرد ، كه ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در دويد .

قاضي آواز داد : هي ! بايست كه اكنون نوبت توست ! صاحب خر همچنان كه ميدود فرياد كرد : مرا شكايتي نيست . محكم كاري را ، به آوردن مرداني ميروم كه شهادت دهند خر مرا  از كره گي دُم نبوده است !

 

از " كتاب كوچه " ، اتْر احمد شاملو

موضوع : داستانك
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/02/31
برای حمایت از میرحسین تصویرتان را سبز کنید


green_php.png


به همت کمانگیر و دوستاش

موضوع : سياست
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/01/05
 

امسال تی وی ایران ۹۰ فیلم سینمایی برای ایام تعطیلات در نظر گرفته است. چند روزی هم مهمان یزدی ها هستم متوجه شدم شبکه استانی یزد هم که اسم تقریبا بی معنایی به نام تابان دارد هر روز ساعت ۱۴ فیلم دارد.در مجموع رسم حسنه ای است این فیلم های سینمایی. اما در این لیست که [اینجا می توانید بخوانید]فیلم های سینمایی نوروز را معرفی کرده متوجه شدم فیلم برنده اسکار۲۰۰۸ به نام  میلیونر زاغه نشین [که میلونر آس و پاس هم معروف است] قرار است ۶ فروردین از شبکه اول از ساعت ۱۶ تا ۱۸ پخش شود. منتظرم این فیلم را با نسخه ای که من دیده ام مقایسه کنم. از این کار تی وی خوشم آمد.

پی نوشت: فیلم را امروز ۵ شنبه از سیما دیدم، خوشم اومد.

موضوع :
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

88/01/01

اولین بار که آن را شنیدم جایی بود میان آسمان و زمین یعنی در دل کویر. جایی تقریبا ۷۰ کیلومتری شمال غرب یزد نزدیک ندوشن. شوره زار بود و تنهایی . از نوع همان تنهایی های که دکتر شریعتی در کویر دیده بود. جای که خارهای مغرور به کف بیابان چسبیده اند و سر به آسمان گذاشته اند. آنجا بود اولین جایی که شیدا شدم. شیدای شیدا.

جایی میان پیدا و ناپیدا بودن. به قول شاعرش پيداي نا پيدا شدم و چیزی نمانده بود روبروی چشم خانواده و در جایی که بادشدید دل آدم را از میان صحرا به آسمان می برد به پایکوبی برآیم و رقص سماع کنم. همان که در تی وی ترکیه دیده بودم. خیلی اتفاقی شنیدم که پيداي نا پيدا شدن چه حالی دارد، چه ریتمی و چه ضرب آهنگی.   واقعا نیز چنین شدم. و امروز هم در حالی که از همان بیابان گذشتم چنین شدم.چه زیبا خوانده است شهرام ناظری [هرچند کار ناصوابی است] از اینجا بشنوید  تصنیف شیدا شدم

پی نوشت: این ترانه را از طریق دوست یزدی شنیدم. خیلی جالب است. یک آهنگ پاپ به لهجه یزدی به نام مخام برم[لینک دانلود فایل زیپ با پسورد saheli]

موضوع : موسیقی
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/12/30

پیشنهاد می کنم فیلم مستند"شعله های بهار" ساخته علی عطار که از برنامه آپارات بی بی سی فارسی پخش شده و تکرار دارد ببنید.

این فیلم به زندگی و رسومات شهروندان زرتشتی یزدی در روستای چم و مبارکه شهرستان تفت می پردازد. برایم خیلی جالب بود و مهمتر از آن اینکه زرتشتی ها به راحتی هرچه تمامتر کلیه رسومات و آیین های دینی خود را انجام می دهند. حداقل در این فیلم اینچنین روایت شده بود. خوش بودن ورقص و آوازشان که دیگر هیچ.

موضوع :
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/12/25

به عروسي آمده ام در شب ميلاد. هرچند به جشني در برج ميلاد هم دعوت بودم ولي نتوانستم به دعوت عروسي برادر دوست دوران دانشجويي ام جواب رد بدهم.

از اولين برخورد به او گفتم دلم مي خواهد شبي در روستاي تو باشم و او گفت حتما و حالا بعد از گذشت 7 سال اين تعارف رنگ واقعيت گرفته است.

  چهار نفريم و به ظن  برادرزن عروس، "سانتي مانتال".آدم شهري هستيم و در ده غريبه. مردم با مويايل و كامپيوتر بيگانه نيستند ولي هدفون و موي بلند يكي از پسرهاي همراه و رنگ و لباس هاي تيكه به تيكه، گردنبد پسرها، بوي ادكلن تند و رپي و ادا و اطوارهايمان كاملا خط تمايزي بين ما و ديگران گذاشته.

در سه روزي كه روي سر فرناز خرابيم يا ما عوض مي شويم يا مردم. زنان لباس هايي مي پوشند كه زيباست و اساطيري. مردان چنان شال و قبا مي كنند كه حس خاصي به تو دست مي دهد.

رسم و رسومات در همه جا جلوي خورشيد سادگي يك مراسم را گرفته ولي مه آلود بودن روستا بيشتر حال مرا گرفته است.

هوا خنك است بدوم كاپشن و كلاه من حداقل بيرون نمي روم.  تماشاي رقص  دسته جمعي  دختركان و زنان خيلي جذاب تز ار تانگوي دونفره. است با اين حال رقص مردنشان چيز ديگري است.

قلعه زو يكي از روستاهاي شهركلات خراسان است و كلي منظره جالب دارد. اين عكس مجاور هم عكس عروسي كه ما رفتيم نيست. عكسي است كه از آرشيو دوستي انتخاب شده تا موجب ناراحتي كسي نشوم.

موقع بازگشت در رستوراني توقف كرديم كه اين شعر كه گويا از ابن حبيب حقوقي است به ديوارش نوشته بود:

زندگي هيچ است خلقت ديدن است

در هيچ بودن هيچ هستي جاري بودن است

زندگي تكرار نيست لحظه است

اين دم را دميدن كل قصه است.

موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/12/20

اعلام كانديداتوري آقاي ميرحسين موسوي هم مبارك باشد


موضوع : سياست
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/12/20
جمجمه ام را هميشه پر از آدم هايي مي بينم كه در هر موقعيت از من داراي موقعيتي هستند. گاهي همه آنها مثل دانشجويان ساديسمي در حال بلند خواندن متن و حفظ كردن آن هستند. هميشه در هم لوليده اند مثل رگ هاي مغز ولي هيچ گاه نتوانسته ام چهره آنها را تشخيص دهم. بعضي مواقع برايم دست تكان مي دهند، مي خندند، با هم اخم مي كنند، توي سر هم مي زنند، گاهي خوابند و صدها حالت ديگر . الان فكر مي كنم در حال قدم زدن هستند آدم هاي جمجمه من.

* به دوستي گفتم اگر گفتي چرا در اين وبلاگ اينقدر وا رفته ايم؟ گفت نه! گفتم اگر وا نرفته بوديم بايد مي پرسيدي!
موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/12/13

دلم براي يزد مي سوزد نه آن كه يزدي باشم! از اينكه چقدر از لحاظ بصري بكر مانده. اي كاش اي كاش روزي يزدي شوم و قلمم را براي به تصوير كشيدن همه يزدي جوهري كنم. اي كاش ...

آقاي علي خواجه اسطرخويي - وبلاگ محيط زيست بافق

موضوع : عکس
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/12/08
مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه
 راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد
نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس
از جدول کنار خیابون رفت بالا
نزدیک بود که چپ کنه
اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد
 برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد
 سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن
 منو تا سر حد مرگ ترسوندی
 
مسافر عذرخواهی کرد و گفت:من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه
 
 راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست
امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم
 آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم!!!
منبع: اي ميل ستان
موضوع : داستانك
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/12/03

هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده
عشق میاد ، همین روزها خیلی زود
عشق میاد ، تازه می فهمیم کی بود
وقتی میاد ، دور و برش شلوغ نیست
این دفعه حتما ، خودشه ، دروغ نیست
وقتی میاد ، زندگی آسون می شه
میاد و تو خونه ها مهمون می شه
هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده
عشق میاد ، همین روزها خیلی زود
عشق میاد ، تازه می فهمیم کی بود
عشقه دیگه ، فقط یکم پیر شده
از عاشق ها یک خورده دلگیر شده
عشقه دیگه ، فقط تو هیچ قابی نیست
شبیه این عشق های قلابی نیست
عشق و نامه های راه دورش
عشق میاد ، عشق و دل صبورش
میاد و این پنجره ها وا می شه
دلخوشی گم شده پیدا می شه
عشق میاد ، شهر رو خبردار کن
این رو برای همه تکرار کن

شاعر امیر پیرنهان

موضوع :
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/12/02

قبلا شنیده بودم بادگیر یزد توسط عرب ها در حال ثبت شدن در یونسکو به نام یک اثر باستانی عربی است. دیروز در حال ویزیت کردن سایت های مختلفی بودم ناگهان مستفیظ شدم این بار باقلوای یزد را بردند.

سایت فریا در مطلبی مدعی شده باقلوا برای ترک هاست و مردم ترکیه صاحب آن هستند. و بعضی شهرهای ایرانی و البته عربی فقط طرفدارانی دارد و بعد هم طرز تهیه اش را با کمی اشکالات عمده شرح داده است.

به نظرم بدک نیست اگر جشنواره شیرینی های اصیل یزدی برگزار شود تا هم در آستانه عید نوروز گردشگرانی جذب کنید و هم شیرنی هامان را بفروشیم و شاید ترک ها بی خیال باقلوای شوند. حال کردید این ایده را؟

 

موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/11/28

انقلاب 57

موضوع : عکس
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/11/21
آن مرد آمد

آن مرد از باران آمد

او بی تردید و با تدبیر آمد

آن مرد فرزند فاضل و با تقوای امام است

او یار امام و شهیدان است

او از مردم و با مردم است و برای مردم با همان عهد پیشین آمده است

او با رای من و تو

در دومین دوم خرداد (22خرداد)  ردای خدمتگزاری را مجددا بر تن خواهد کرد

نام او یادآور استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی است

آن مرد آمده است و منتظر ماست که او را همراهی کنیم...

به یمن مقدم آن مــرد پر برکــات ....... ورق خورد اینک نوین صفحات

کنون که آمده است خاتم دل ها ...... صفای مقدم بارانی اش صلوات


فایل صوتی سخنرانی خاتمی و اعلام کاندیداتوی وی را با کلیک کردن بر اینجا دانلود کنید

به دليل ذيق وقت از وبلاگ بهار نو كپي كردم

موضوع : سياست
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/11/10
البته نمي دانم با چه ادبيات و يا واژه هايي از شما بخواهم مطلب قبلي را فراموش كنيد. وقتي از حوادثي كه بعد از انتشار آن رخ داد با خبر شدم كلي خنديدم .

البته اميدوارم به كما رفتن مديروبلاگ را فراموش كنيد.

البته بايد ياد آور شوم زمان زاده مدت زماني است در "كما"ي فكري به سر مي برد. طفلكي فسيل شده است. با اين حال اين "واقعيت" هيچ گاه كار عبث و زشت مرا توجيه نمي كند.

البته تاكيد مي كنم وقتي "جو" گير مي كند نتيجه اش شرم آور مي شود.

البته من به تنهايي مقصر نيستم ولي به حكم مديروبلاگ يك هفته ممنوع القلم شدم.

البته ديگر بايد مرا بخشيده باشيد... درست است؟

البته...

موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/11/07

امروز عصر باخبر شدم وبلاگ نويس  يزدنگار آقاي زمان زاده در سانحه اي عجيب راهي بيمارستان شده. از جزييات ماجرا اطلاعي ندارم و لي الان در بخش مراقبت هاي ويژه آي سي يو بستري است.يك پا و دستش  به همراه 7 دنده قفسه سينه اش دچار  شكستگي شده. كسي كه تلفن همراهش  را جواب داد گفت فعلا در كماست، هرچند اميد زيادي به بهبودي اش است. برايش دعا كنيد

موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/10/29

  

موضوع : عکس
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/10/27
آیا هست کسی که مرا یاری دهد:

فرق دل درد با درد دل چیست؟

من امروز به خاطر دل دردم مجبور شدم با دکتر ناکسی درددل کنم

موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/10/23

دوستان و دشمنان خبرنگار و روزنامه نگار  بدانند و آگاه باشند ثبت‌نام سي و نهمين دوره آموزش كوتاه‌مدت رشته‌هاي روزنامه‌نگاري و گرافيك مطبوعاتي از 21 دي 87 در دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي رسانه‌ها آغاز مي‌شود.

نشاني دفتر: تهران، خيابان شهيد دكتر بهشتي، خيابان پاكستان، كوچه دوم غربي، شماره 11، طبقه دوم، معاونت آموزشي،  تلفن: 88730413-88738564،

 

موضوع : رسانه
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/10/20
 

کفتربازی حرفه ای -

موضوع : عکس
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/10/13

*بهترین پستی که در این دوران بی‌مزگی می‌تونم بذارم، اینه که ازتون تشکر کنم، به‌خاطر اینکه اصلاً به روم نیاوردین! خیلی ممنون

*حضرت عزیزی می‌فرماید:

"ضایع‌ترین فامیل:خارشوئر

ضایع‌ترین دوست:هم‌خدمتی"

اینهم به افتخار خاطره های بی مزه دوستمون!.
موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/10/09

امروز از آن روزهايي بود كه دلم از دوست و خويش تهي بود.

دلم مي خواهد تو يك كافه دودگرفته در تاريكي بنشينم و طعم گس دود سيگار ميزهاي بغلي را مز مزه كنم. 

- اين كارها خوبيت ندارد دختر...(اين ديالوگ را مادرم گفت)

موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/10/08
چه كسي مي گويد كه گراني اينجاست؟

دوره ارزاني است

چه شرافت ارزان

تن عريان ارزان و دروغ از همه چيز ارزانتر

آبرو  قيمت يك تكه نان

و چه تخفيف بزرگي خورده است قيمت هر انسان

... نوشته خودم نيست تخيلات يك نويسنده است


موضوع :
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

87/10/06
بازگشت بت من

موضوع : روزمره گی ها
نوشته شده با فرزانه جوادی # |

منوي اصلي
آرشيو مطالب
نويسندگان
لينك دوستان
آمار و امكانات

<->
شعر
فتوبلاگ

آنچه به شما توصيه مي كنم
توییتر توسط یک گروه ایرانی هک شد
ادعای بی بی سی در مورد دستگیری دهها دانشجو در 16 آذر/فائزه هاشمی میان تظاهر کنندگان
خیام، ندوشن و فیتز جرالد
شانزده آذرماه سالگرد شروع فعالیت بلاگفا
بی‌بی‌سی کوچک‌تر می‌شود
زیباترین و متفاوت ترین مرغ ها در جهان
مشهورترین و سرشناس ترین ایرانیان در دنیا
قایقران انگلیسی با چفیه / عکس
تماس تلفنى سیدحسن خمینى با بهزاد نبوى
اولین لبخند ثبت شده هاشمی‌رفسنجانی در چند ماه اخیر+ عکس
مراسم قرعه کشی جام جهانی فوتبال 2010 / عکس
گزارش دوباره بی بی سی درباره ندا اقا سلطان
کوه‌پیمایی رئیس‌‌‌‌مجلس/ عکس
14 آذر و سيزده سال بدون علی حاتمی
علي كريمی هشتمين بازيكن محبوب جهان
ديدار سيد حسن خمينی با ابطحی
هدیه سپاه به دانشجویان در 16 آذر
آلبوم جدید رضا صادقی منتشر شد
عکس/ موبایل احمدی نژاد
پخش «اعترافات تکان‌دهنده» عبداله مومنی!
توکلی: زمينه حاكم شدن استبداد را فراهم نسازيد
آقایان هاشمی و احمدی‌نژاد و بقیه بخوانند؛
غروب دل تنگ موذن های روح نواز
بازسازی صحنه قتل "ندا" (تصویری)
عكس: ملاقات کروبی با بهزاد نبوی
عکس عروسی با لباس های غربی در چین! / عکس
عكس: بعد ازظهر سگی سگی باحضور عطاران، رهنما و...
حاشیه امن رسانه ای برای مسئولان روسی در تهران
تئوریسین اصلاحات كيست؟
اعتراض اصلاح طلبان به قراردادهای چند میلیارد دلاری بهزاد نبوی
طنز
موضوعات مطالب
آخرين مطالب ارسالي
Free counter and web stats